برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

هوشیار: از بچگی پرسپولیسی بودم /اگر شوت حنیف را می گرفتم یکضرب می رفتم روبین کازان / قراردادم با پرسپولیس 50 میلیون تومان است

 حسین هوشیار دروازه‌بانی است که یک ‌شبه از لیگ یک به پرسپولیس رسید و حتی در دربی برای این تیم به میدان رفت. اما اتفاقات بعدی او را در شرایطی قرار داد که ممکن است با همان سرعتی که بالا رفته به پایین برگردد.
او در گفت‌وگویی مفصل درباره همه اتفاقات این سه چهار ماه صحبت کرده. از بازی جام‌حذفی که زمینه‌ساز آمدنش به پرسپولیس شد تا اتفاقات بعدی و 3 گل سپاسی که او را به گلر شوت‌خور معروف کرد و حتی بینایی چشم‌هایش را هم زیر سوال برد.
هوشیار می‌گوید با چشم‌هایی که تست پزشکی سلامت آن‌ها را تایید کرده شوت‌های زیادی را دفع کرده است. او حجم حاشیه‌هایی که برایش ایجاد شده را غیرمنطقی می‌داند.
 

* روزی که فصل را در یاسوج شروع می‌کردی فکرش را هم نمی‌شد کرد که امروز این‌جا ایستاده باشی. اتفاقاتی که برایت افتاده شبیه قصه‌ها‌ نیست؟
- این هم حکمت خداست انگار. من به «قسمت» خیلی اعتقاد دارم. سال‌ها منتظر بودم که دیده شوم و پیشرفت کنم اما این اتفاق رخ نمی‌داد. حالا این همه اتفاق در طول چند ماه رخ داده. وقتی اول فصل از مشهد رفتم یاسوج، حتی خود این انتقال هم برایم اتفاق بزرگی بود. دیگر ماجراهای بعدی که جای خود دارند.
 

* 10سال مشهد بودی و دیده نشدی. یک نیم‌فصل رفتی یاسوج و به چشم آمدی!
- در پیام خیلی هم بهتر از یاسوج بازی می‌کردم اما دیده نمی‌شدم. معمولا برای بازیکن‌های لیگ‌یک بهترین موقعیتی که خودشان را نشان بدهند بازی‌های جام‌حذفی است. اما پیام هر سال از جام حذفی کنار می‌کشید. در حالی که من ستاره این تیم بودم. ولی امسال با شهرداری جام‌حذفی را جدی گرفتیم و وقتی تراکتورسازی و فولاد را بردیم پیشنهادها از لیگ‌برتر شروع شد. بعد هم که رسیدیم به بازی با استقلال در تهران.
 

* یعنی قبل از بازی با استقلال هم پیشنهاد داشتی؟ از چه تیم‌هایی؟
- از شاهین بوشهر و نفت آبادان. اما صحبت‌ها را گذاشته بودیم برای بعد از بازی با استقلال. می‌دانستم اگر خوب بازی کنم ممکن است پیشنهادهای بهتری هم داشته باشم. اما نه از پرسپولیس!
 

* بازی با استقلال اولین بازی‌ات در آزادی بود؟
- بله. اولین بازی بود.
 

* استرس نداشتی؟
- اصلا. اما انگار خیلی از بازیکن‌های تیم‌مان استرس داشتند. چون یکی از بدترین روزهایشان بود. همین باعث شد تیم بیشتر تحت فشار قرار بگیرد و من بیشتر فرصت کنم خودم را نشان بدهم. دو سه تا توپ اول را هم که گرفتم کاملا گرم شدم.
 

* تا رسیدی به نیمه دوم و گل عجیب حنیف. انگار اولین نشانه‌های این‌که دروازه‌بان شوت‌خوری هستی از همان روز اول خودش را نشان داد.
- اما قبل از شوت حنیف، دو تا شوت خوب گرفتم که یکی‌اش را جباری زده بود. توی بازی‌های قبلی هم کلی شوت از راه دور گرفتم. جلوی تراکتورسازی از همین بازیکن خارجی‌شان که خیلی شوتزن خوبی است و به خیلی از دروازه‌بان‌های لیگ برتر گل زده چند شوت خوب گرفتم.
 

* اما حنیف عمران‌زاده که در تمام عمرش از آن فاصله گل نزده بود شوت زد و گل شد!
- چون یک لحظه دفاع ما باز شد و به توپ فرصت رد شدن داد. بعد هم در لحظه‌ای که می‌خواستم توپ را مشت کنم یک پیچ عجیبی خورد و منحرف شد. این یک شوت عادی نبود.
 

* یعنی تو مقصر نبودی؟
- شاید اگر با دو دست برای توپ می‌رفتم می‌شد آن را دفع کرد. اما باز هم خیلی مشکل بود. بگذار این‌طوری برایت بگویم؛ این یک شوت استثنایی بود و اگر دفعش می‌کردم یک واکنش استثنایی انجام داده بودم.
 

* این واکنش استثنایی را انجام ندادی و رفتی پرسپولیس. اگر آن توپ را می‌گرفتی کجا می‌رفتی؟!
- لابد می‌رفتم روبین‌کازان(می‌خندد) مطمئن باش اگر آن توپ را می‌گرفتم با روحیه‌ای که پیدا می‌کردم دیگر تا آخر بازی گل نمی‌خوردم.
 

* خب؛ اولین بازی‌ات در آزادی با همین یک‌گل تمام شد و پیشنهاد پرسپولیس از راه رسید. اولین بار کی و کجا از این پیشنهاد باخبر شدی؟
- همان‌جا توی تونل استادیوم! حدود نیم ساعت بعد از بازی تلفنم را روشن کردم. معمولا بعد از بازی‌های مهم اول از همه با همسرم صحبت می‌کنم. می‌خواستم با او تماس بگیرم که یکی از دوستانم زنگ زد. یکی از دوستان فوتبالی. گفت مشاور آقای رویانیان تماس گرفته و شماره تو را می‌خواهد. چه کار کنیم؟ فکر می‌کردم شوخی می‌کند.
 

* مبلغ قراردادت چقدر بود؟
- با شهرداری یاسوج 50، 60 میلیون قرارداد داشتم که فقط 5 میلیون نقد گرفته بودم و 10میلیون برای رهن خانه. قرار شد تا آخر فصل بقیه همان مبلغ را از پرسپولیس بگیرم. 160 میلیون هم دادند به شهرداری برای رضایت‌نامه.
 

* از بچگی پرسپولیسی بودی یا استقلالی؟
- پرسپولیسی بودم.
 

* پس خوشحالی‌ات دوبرابر بوده. اگر مثلا به‌جای پرسپولیس از استقلال پیشنهاد داشتی قبول می‌کردی؟
- نه! چون آن‌جا رحمتی بود و می‌دانستم نمی‌توانم بازی کنم. ترجیح می‌دادم به بوشهر یا آبادان بروم. برای من مهم‌تر از اسم تیم و مبلغ قرارداد این بود که بتوانم بازی کنم و از شرایط بازی خارج نشوم.
 

* اما در پرسپولیس هم بعید بود که بتوانی بازی کنی. مشخص بود که آن‌ها فقط به یک ذخیره برای میثاق نیاز دارند. تو امیدوار بودی که بازی می‌کنی؟
- قبول دارم. می‌دانستم این‌جا هم احتمال بازی کردنم خیلی کم است، اما نه به اندازه استقلال. این‌جا شانس بیشتری برای بازی کردن داشتم.
 

* بازی با ذوب‌آهن برایت شروع خوبی بود. دو گلی که از استقلال خوردی هم در هیاهوی گل‌های زاید پنهان شد. اما 3 گلی که از فجر خوردی لقب «گلر شوت‌خور» را برایت تثبیت کرد. این 3 شوت هم استثنایی بودند که نگرفتی؟
- نمی‌خواهم توجیه کنم اما این ‌که همه گناه‌ها گردن من بیفتد هم منطقی نیست. فیلم آن گل‌ها را بارها و بارها نگاه کردم. شوت اول و دوم به جاهایی زده شد که گرفتنش واقعا غیرممکن بود. روی گل سوم باید یک گام برمی‌داشتم و بعد دایو می‌رفتم. من آن یک گام را برنداشتم و از توپ جا ماندم. توی نیمه اول یکی دو تا توپ از فاصله نزدیک گرفتم و پایم کمی آسیب دیده بود. باید بین دو نیمه بیرون می‌رفتم، اشتباه کردم که ادامه دادم. ضمن این‌که شوت از راه دور تاکتیک تیم فجر است و ما باید این اجازه را به آن‌ها نمی‌دادیم که به این راحتی شوت بزنند. نگاه کن آن‌ها در همین چند بازی اخیرشان چند بار با شوت به گل رسیده‌اند. با مس کرمان، با نفت، با استقلال،... رجب‌زاده به مهدی رحمتی هم از راه دور گل زد. اصلا بازی رفت‌شان با خود پرسپولیس، ایوب کلانتری از چه فاصله‌ای به حقیقی گل زد؟
 

* ولی همه این‌ها ضعف تو در شوت‌گیری را توجیه نمی‌کند. سیروس سنگچولی می‌گوید من به بازیکنان فجر گفته بودم که هوشیار شوت‌گیر نیست.
- این که دیگر از آن حرف‌هاست. من و سیروس 4 بار در لیگ‌یک و جام‌حذفی روبه‌روی هم بازی کرده‌ایم. توی این 4 بازی من 2بار گل خوردم که یکی با ضربه سر بود و یکی از داخل 6 قدم. او از کجا فهمیده که من شوت‌گیر نیستم؟
 

* شما دو نفر در پیام همبازی بودید. طبیعی است که ضعف تو را بداند.
- زمانی که با سیروس در پیام بودیم اصلا من بازی نمی‌کردم که روی شوت گل بخورم! با مربی دروازه‌بانی هم که کار می‌کردیم هیچ وقت صحبتی از این ضعف نبود. مگر من کم شوت گرفته‌ام؟ در بازی شهرداری با فولاد چند تا شوت از رضا نوروزی گرفتم که خودتان می‌دانید چه شوت‌هایی می‌زند. حرفی که سیروس زده مغرضانه است. من او را به خدا واگذار می‌کنم.
 

* البته فقط او نبود که بحث شوت‌خور بودن تو را مطرح کرد. خیلی‌ها هم تو را با ساشا ایلیچ مقایسه کردند. بعد هم که مسئله بینایی‌ات مطرح شد و گفتند چشم‌هایت ضعیف است!
- بله؛ این هم یکی دیگر از عجایبی که معلوم نیست از کجا بیرون می‌آیند! من دو ماه پیش که به پرسپولیس آمدم همه تست‌های پزشکی را پشت سر گذاشتم. مگر ممکن است چشمم ضعیف باشد و کسی نفهمیده باشد. من کی چشمم ضعیف شد که خودم نفهمیدم؟
 

* قضیه ضعف چشم‌هایت اولین بار کجا مطرح شد؟
- در شبکه2؛ ظاهرا بعد از بازی با فجر در برنامه «ورزش از نگاه دو» کارشناس برنامه این موضوع را گفته! من که خودم ندیدم. خوابیده بودم که ساعت 6 صبح یکی از دوستانم اس‌ام‌اس زد که دیشب در تلویزیون گفته‌اند چشم‌هایت ضعیف است. بعد هم که روزنامه‌ها روی آن مانور دادند. من خودم از روز بازی با فجر سعی می‌کنم روزنامه‌ها را نگاه نکنم. هر چه کمتر بفهمم درباره‌ام چه می‌گویند راحت‌ترم.
 

* جوابی برای این حرف‌ها نداری؟
- چه جوابی باید بدهم؟! من که دارم می‌گویم چشم‌هایم سالم سالم است. تست پزشکی هم دادم، اگر لازم باشد باز هم تست می‌دهم. آن‌هایی که این حرف‌ها را درآورده‌اند بعدا خودشان پشیمان می‌شوند. قبلا هم بعضی‌ها در مشهد یک حرف‌هایی پشت سر من زده بودند که حالا همه‌شان زنگ می‌زنند و عذرخواهی می‌کنند.
 

* کلا موقعیت درخشش در پرسپولیس خیلی زود نصیبت شد اما با آن 3 گل و با این حرف‌ها به نظر می‌رسد ادامه کارت خیلی سخت شده. قبول نداری؟
- چرا. تازه دارم سختی‌های بازی در این سطح را لمس می‌کنم. این‌که کوچک‌ترین حرکت‌هایم تبدیل به سوژه می‌شوند و این‌که چه حرف و حدیث‌هایی می‌توانند برایم بسازند. این حرف‌ها کار کردن را خیلی سخت می‌کند. باید به بازیکن فرصت بدهند تا بتواند خودش را پیدا کند.
 

* علی کریمی بعد از بازی فجر با تو برخوردی داشت؟
- نه. چه برخوردی؟
 

* «از هر جای زمین که زدند نه نگفتی!» می‌گویند این جمله‌ای است که کریمی خطاب به تو گفته.
- ابدا. ابدا چنین حرفی نزد. او حتی یک انتقاد نرم هم از من نکرد. هیچکس بعد از بازی برخورد بدی با من نداشت. دنیزلی هم بغلم کرد و خسته نباشید گفت.
 

* 9 بازی و 17گل خورده اصلا آمار خوبی نیست. مشکل تو و میثاق چیست که این همه گل می‌خورید؟
- باور کنید دلیل اصلی مشکل دروازه‌بان‌ها در پرسپولیس همین حرف‌وحدیث‌هاست. روی میثاق هم از روز اولی که توی دروازه ایستاد آن ‌قدر زوم کردند و حرف و حدیث ساختند که آمادگی ذهنی‌اش را از دست داد. وگرنه او که مشکل فنی ندارد. خیلی هم در تمرینات آماده است.
 

* رابطه‌ات با میثاق چطور است؟ مشکلی ندارید؟
- نه. خیلی با هم خوبیم. خیلی هم خوب تمرین می‌کنیم.
 

* با مربی دروازه‌بان‌ها چطور؟
- زمانی که من آمدم، عزیزیان تازه رفته بود و تیم مربی دروازه‌بانی نداشت. مدتی بعد انور آمد. انور از نظر فنی مربی خوبی است و تمرینات خوبی با او انجام می‌دهیم. فقط از نظر روحی روانی هنوز آن‌طور که باید و شاید نمی‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.
 

* به نظرت بهترین مربی دروازه‌بانی در ایران کیست؟ کسی که خودت دوست داشته باشی با او کار کنی؟
- من که با مربی‌های زیادی کار نکرده‌ام و شناخت چندانی ندارم. اما از میثاق تعریف تمرین‌های عابدزاده را زیاد شنیده‌ام.
 

* او که می‌گویند تمریناتش همه را مصدوم می‌کند. میثاق هم با او تمرین می‌کرد که رباطش پاره شد.
- نمی‌دانم. میثاق هم از سختگیری‌هایش زیاد تعریف می‌کند اما کلا نگاه مثبتی به او دارد.
 

* احتمالا دروازه‌بان مورد علاقه‌ات در نوجوانی هم همین عابدزاده بوده. بله؟
- بله. بازی‌های او را خیلی دوست داشتم. به‌خصوص بازی با استرالیا و آرامشش در آن 10دقیقه آخر را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم.
 

* و دروازه‌بان محبوبت در دنیا؟
- پیتر اشمایکل.
 

* سقف آرزوهای حسین هوشیار کجاست؟
من هم مثل همه بازیکن‌ها به پیشرفت فکر می‌کنم و در نهایت به تیم‌ملی. منتها سعی می‌کنم قدم به قدم برنامه‌ریزی کنم. فعلا به قرارداد 5/2 ساله‌ای که با پرسپولیس دارم فکر می‌کنم. امیدوارم در بازی‌های باقیمانده بتوانیم مشکل دروازه‌بانی پرسپولیس را حل کنیم و آینده خوبی را در این تیم برای خودمان رقم بزنیم.
 

* چقدر به این آینده امیدواری؟
- خیلی زیاد. مطمئنم که از این مقطع عبور می‌کنم و روزهای خوبی را می‌بینم. هر وقت اتفاق بدی برایم افتاده تبدیل به یک نقطه عطف شده و بعد از آن روزهای خوبی برایم به دنبال داشته است. مطمئنم اتفاقات بازی با فجر هم برایم تبدیل به یک نقطه عطف خواهد شد.
تاریخ: 1390/12/7
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: