برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

کفاشیان و قریب هر دو گزینه وزارت‌ هستند / هر کس رییس شود اتـفاقی در فوتبال نـمی‌افتد /قبول ندارم فوتبال ایران پسرفت کرده است

رییس اسبق سازمان تربیت بدنی می‌گوید علی کفاشیان و محمدحسین قریب هر دو گزینه وزارت ورزش و جوانان هستند اما در عین حال معتقد است در شرایط فعلی کار خاصی برای ایجاد تحول در فوتبال نمی‌توان کرد و مسیر فعلی در سال‌های آینده هم جریان خواهد داشت.

در فاصله یک روز مانده تا برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال سیدمصطفی هاشمی‌طباء ، به بیان دیدگاه‌هایش نسبت به این انتخابات، فضای کنونی فوتبال ایران و آینده‌ای که پیش‌رو دارد پرداخت و بر دخالت نکردن وزارت ورزش در امور فدراسیون‌ها و واگذاری کار به مردم تاکید کرد. متن این گفت‌وگو در زیر می‌آید:

** رویکرد وزارت ورزش به انتخابات فدراسیون فوتبال را در حقیقت چگونه ارزیابی می‌کنید و پیش‌بینی‌تان از روند برگزاری انتخابات این دوره چیست؟

وزارت ورزش باید کارهای اصلی را در ورزش کشور انجام دهد. هرچقدر حجم کارهایی که وزارت‌خانه انجام می‌دهد و دخالت‌هایی که در کارهای مختلف دارد بیشتر باشد، دقتش در آن کمتر می‌شود. اینکه می‌گویند کار مردم را به مردم بسپاریم نباید فقط یک شعار باشد بلکه باید به آن اعتقاد داشته و قبول کنیم مردم کار خودشان را بلدند؛ اما یکسری‌ کارهای اصلی که تشکل‌های خاصی لازم دارد و جزو موارد حاکمیت دولت است، از طرف دولت انجام شود. متاسفانه دولت‌ها به دلایل مختلفی چون علایق شخصی یا برای کسب محبوبیت یا اینکه کمتر اعتقاد به نیروی مردم دارند، ‌دوست دارند در کارهای جزیی هم دخالت کنند و این دخالت‌ها باعث می‌شود از کارهای اصلی‌شان بمانند چون بالاخره وقت، میزان تحرک و قدرت انسان محدود است چرا که انسان نمی‌تواند خود را به صورت گسترده در همه کارها وارد کند. حال اگر آنها در کارهای جزیی هم ورود کرده و آن را سهل بپندارند، مشکلات متعدد بعدی بوجود می‌آید. بنابراین دولت‌ها واقعا باید خودشان را از خیلی کارها کنار بکشند، هرچند بدانند تبلیغات و دامنه اثرات ناشی از شهرت آن فراگیر باشد. این رویکرد دولت باید به ویژه در زمینه‌های ورزشی که به طور کلی نتایج مسابقات از پیش‌ تعیین شده نیست و حتی ممکن است با انجام بهترین برنامه‌ریز‌ی‌ها، نتیجه مطلوب حاصل نشود، جدی‌تر باشد. از همان سال 73 و 74 که بنده مسوولیت سازمان تربیت بدنی را برعهده داشتم چنین اعتقادی داشتم چون کارهای زیادی از طرف سازمان تربیت بدنی یا وزارت ورزش فعلی باید در سراسر ایران انجام شود که به خاطر آن نباید خود را مشغول چهارتا فدراسیون، چهار تا مربی یا چهار تا نتیجه مسابقه کند.

** شما به رقابتی و انتخابی بودن انتخابات رییس فدراسیون برای این دوره اعتقاد دارید؟ فکر می‌کنید در نهایت مجمع فدراسیون به کاندیدایی که سابقه بهتری داشته و برنامه قوی‌تری دارد رای خواهد داد؟

ماندن سه کاندیدا در آخر کار نشان می‌دهد که اهالی فوتبال معتقد به وجود دموکراسی در این انتخابات نیستند؛ یعنی خیلی از مدیران برجسته احساس می‌کنند اگر در انتخابات کاندیدا می‌شدند، فایده‌ای نداشت. این استنباط در همه وجود دارد که گزینه‌های وزارتخانه رای می‌آورند بنابراین وقتی گزینه نیستیم چرا شرکت کنیم؟ شنیدم هم محمد حسین قریب و هم علی کفاشیان هر کدام به نوعی گزینه وزارت ورزش و جوانان هستند. ممکن است خودشان چنین حرف‌هایی نزنند اما این استنباط وجود دارد. احساس می‌کنم چون اساسنامه فدراسیون‌ها به طریقی اصلاح شد که رییس سازمان (وزیر ورزش) می‌تواند رییس فدراسیون را عزل کند، اصلا فلسفه انتخابات به نوعی به هم خورده و در این حالت برگزاری انتخابات اصلا معنایی ندارد. این یعنی دهن کجی به مجمع و از حیثیت انداختن آن تا تبدیل به یک اقدام صوری و بی‌منطق‌ شود.

** چنین بندی که وزیر ورزش بتواند رییس فدراسیون را عزل کند در اساسنامه فدراسیون فوتبال نیست، با این حال معتقدید وزارتخانه باز هم سایه سنگینی بر انتخابات دارد؟

شاید در فوتبال نباشد اما در سایر فدراسیون‌ها هست چون اساسنامه‌ آنها متحدالشکل است. بخاطر فشار فیفا اساسنامه فدراسیون فوتبال تغییر یافت اما مجموعه این فکر حاکم است که وزارتخانه یک چنین دخالت‌هایی دارد. مثلا شنیده‌ام کفاشیان گفته علی دایی را محمد علی‌آبادی برای سرمربیگری تیم ملی انتخاب کرده و حالا اگر از علی‌آبادی هم سوال کنیم ممکن است بگوید من از یک مقام بالاتر دستوری در این رابطه داشتم و این‌ها چیزی است که در اذهان عمومی وجود دارد. وزارت ورزش واقعا در سراسر ایران کار بسیار وسیعی دارد و بهتر است کار فدراسیون‌ها را هم به اهالی خودش واگذار کند تا خودشان تصمیم بگیرند. در گذشته هم ثابت شده که اگر انتخابات نتایج خوبی نداشته، انتصابات هرگز نتایج بهتری به ‌بار نیاورده است.

** اگر مدیران برجسته یا اهالی فوتبال که به آن اشاره کردید به میدان می‌آمدند و رای هم می‌آوردند، می‌توانستند مستقل برنامه‌های فدراسیون را پیش‌ ببرند یا اینکه به سبب کمک گرفتن از وزارت ورزش، به ناچار برایشان وابستگی بوجود می‌آمد؟

کانال‌های در آمدزایی فوتبال با توجه به شرایط فعلی در کشور ما هنوز احصا نشده و نمی‌توان کاملا به آن متکی بود اما وزارت ورزش باید بدون چشمداشت به فدراسیون‌ها کمک کند،‌ نه اینکه بگوید چون کمک می‌کنم، باید در امورتان دخالت هم داشته باشم! دولت به خیلی حوزه‌ها کمک می‌کند، فدراسیون‌ها هم یکی از آن موارد است اما این نکته وجود دارد که هزینه کردن‌ها باید براساس قواعد و مقررات خود فدراسیون‌ها یا کمیته ملی المپیک باشد نه قوانین دولتی. طبق قانون محاسبات عمومی، کمک‌های دولتی در موسسات غیردولتی باید براساس قوانین خود موسسات هزینه شود نه قوانین دولت. وقتی قانون این جازه را می‌دهد، دولت نباید در این مورد ادعایی داشته باشد که چون کمک می‌کنم باید دخالت کنم.

** واقعا معتقدید هم قریب و هم کفاشیان گزینه وزارت ورزش هستند؟

دقیقا نمی‌دانم اما این جوری شایع شده است. به هر حال آدم‌های مختلف حرف‌های مختلف می‌زنند. به نظرم وقتی بستر مناسب نباشد، آدم‌ها بی‌خودی نمی‌آیند که خودشان را مطرح کنند.

** عملکرد فدراسیون طی چهار سال گذشته را با در نظر گرفتن تمامی جوانب، چطور ارزیابی می‌کنید؟

عملکرد فدراسیون یا هر سازمانی را باید با یکسری معیارها سنجید. وقتی اطلاعات و آمار جمع نباشد و معیارها هم تعریف نشده باشد، اصلا نمی‌شود عملکرد را اندازه‌گیری کرد اما من روش فدراسیون در اداره امور را نپسندیدم. روش فدراسیون باید سیاست‌گذاری‌های مشخص داشته و شفاف باشد در حالی که روش این فدراسیون به نوعی راضی کردن همه است که این کار اصلا امکان‌پذیر نیست. بنابراین بدون توجه به نتایج عملکرد و برنامه‌های فدراسیون -که قادر به این کار هم نیستم چون معیارها و آمارها را ندارم، کلا روش فدراسیون را در ارایه کارش نمی‌پسندم.

** این فدراسیون می‌گوید در کارهای زیرساختی و مستقل کردن کمیته‌های زیرمجموعه، فعالیت‌های عمرانی،‌ ایجاد فضای دموکراسی و نقدپذیری در خانواده فوتبال، حرکت در مسیر چشم‌انداز توسعه و... عملکرد موفقی داشته که باید این روند را ادامه دهد. موارد موفق در عملکرد فدراسیون چقدر سهم دارد؟

این‌جور فعالیت‌ها کمابیش در همه فدراسیون‌ها بوده است. حتی می‌شود گفت در فدراسیون فوتبال زمان محسن صفایی فراهانی این کار خیلی قو‌ی‌تر و محکم‌تر پایه‌گذاری و انجام شده است. چنین کارهایی جزو برنامه‌های روتین فدراسیون است هرچند بعضا چیزهای دیگری دیده می‌شود که مغایر این حرفهاست! مثلا کمیته داوران الان زیر نظر نایب‌رییس بوده و مستقل نیست. اگر از استقلال کمیته‌ها حرف می‌زنیم باید بگذاریم کمیته داوران که ماهیتی مستقل دارد، براساس مقررات و قوانین داوری کار کند نه آنکه بگوییم آدم‌های این کمیته توانا نیستند بنابراین نایب‌رییس فدراسیون را می‌گذاریم بالا سرش! حالا می‌بینید در اینجا حرف و عمل متناقض است.

** طبق قوانین فدراسیون مگر نواب رییس نمی‌توانند ریاست بعضی کمیته ها را داشته باشند؟

کمیته داوران یک کمیته تخصصی است و فکر می‌کنم اینکه آدمی که داور نبوده و از جنس داوری نیست، رییس این کمیته شود، ناشی از ضعفی است که در کمیته داوران احساس می‌کنند. یعنی داوران نمی‌توانند خودشان را اداره کنند و بنابراین یک کسی را گذاشتند آنجا را اداره کند. اگر مدعی هستیم در هر حوزه‌ای باید مدیری از جنس آن حوزه انتخاب کنیم، پس کمیته داوران هم باید مستقل باشد و افرادی ریاست آن را برعهده داشته باشند که به مسایل داوری آشنا باشند؛ این رویه هم با شعارهایمان تناقض دارد. حالا البته مهدی تاج (نایب‌رییس فدراسیون و رییس کمیته داوران) به نظرم صلاحیت‌های خوبی در کار دارد اما ایشان اصلا چطور می‌تواند در حوزه داوری کار کند؟ در این پست حساس کسانی باید باشند که در این حوزه کار کردند، سابقه دارند و احساس داور بودن دارند کما اینکه وقتی یک نفر در هر رشته‌ای مربی تیم ملی می‌شود، ‌اگر احساس بازیکن تیم ملی بودن را نداشته باشد،‌ نمی‌تواند آن تیم را هدایت کند. باید شرایط آن ورزشکار را تجربه کرده باشد که بتواند اطلاعاتش را به او انتقال دهد. وقتی خودش با مشکلات داور بودن آشنا نباشد و نداند احساس‌ها چگونه است و چگونه باید تصمیم گرفت و عمل کرد که نمی‌تواند رییس کمیته داوران باشد.

** مدیریت کمیته داوران الزاما نیاز به تخصص در داوری دارد؟

ببینید هر چقدر کار به سطوح بالا نزدیک شود تخصص کمتری می‌خواهد و هرچقدر کار به سطوح پایین نزدیک می‌شود، ‌تخصص بیشتری نیاز است. بنابراین ممکن است رییس یک فدراسیون فوتبالیست تیم ملی نباشد اما باید آشنا و علاقمند به فوتبال باشد اما وقتی مربی تیم ملی را انتخاب می‌کنیم،‌ او باید دقیقا فوتبال را بلد باشد یعنی نمی‌توانیم بگوییم ایشان مدیر خوبی است پس می‌توانیم او را بگذاریم به عنوان سرمربی تیم ملی. هرچقدر کار به کار کارشناسی و تخصصی در همه سطوح نزدیک‌تر می‌شود، باید تخصص بیشتری در آن زمینه داشت. به نوعی هرچه کار بالاتر می‌رود باید قدرت مدیریت بیشتر باشد و تخصص کمتری می‌تواند وجود داشته باشد نه اینکه لزوما باید تخصص کمتر باشد اما آشنایی حتما باید باشد. مثلا وزیر بهداشت لزوما نباید بهترین جراح باشد اما باید به مسایل پزشکی و درمان آشنا باشد. فوتبال و سایر رشته‌های ورزشی هم همینطور است. آشنایی کامل و بعد علاقمندی به کار. نه اینکه بگویند به من گفتند و من هم احساس تکلیف کردم و آمدم!نباید احساس تکلیف می‌کردی! آدم باید خودش احساس کند این کار را می‌تواند انجام دهد. می‌شنویم بعضی می‌گویند علاقه نداشتیم و احساس تکلیف کردیم و آمدیم، خب اشتباه کردند! آدم خودش باید تشخیص دهد این کار را بلد است یا بلد نیست. به آن کسی که تکلیف کرده می توانید بگویید من علاقه ندارم و شما بهتر است به یک فرد علاقمند تکلیف کنید چون بنده معذور هستم. این حرف‌هایی که می‌گویند به ما تکلیف کردند، واقعا حرف‌های بیخودی است. مگر دنیا و مملکت ما آنقدر بی‌حجت است و آدم‌ کم است که آنها با این شرایط بخواهند بیایند.

** هیچ اقدام مثبت خاصی در فدراسیون اخیر وجود نداشته است؟

وجود داشته است. اینکه بعضی‌ها مسایل را فاجعه‌آمیز قلمداد می‌کنند را هم قبول ندارم. این طور نیست که مسایل خیلی بد بوده است. بعضی می‌گویند فوتبال ما پسرفت کرده که این را اصلا قبول ندارم. کلا ورزش ما یک حرکت پیش‌رونده با یک شیب کم دارد، چون ورزش ما قائم به رییس ورزش نیست. طراحی ورزش ما خیلی خوب انجام شده، گستره آن وسیع بوده و پایه‌های آن روی مردم است. مثلا ببینید در تکواندو به دلیل گسترش این ورزش در کشور، نیروهای جدید بسیاری داریم که وارد سیستم آن می‌شوند. البته مدیریت فدراسیون در جمع و جور کردن کار مهم است اما وقتی ما در یک گستره وسیع کار می‌کنیم، نتیجه‌اش خود به خود بیرون می‌آید. ورزش ما خوشبختانه چندان وابسته به مدیرانش نیست. پایگاه مردمی خود را دارد. نیروها و استعدادهای زیادی در استان‌ها وجود دارد که البته توجه نمی‌کنیم و باید مدیریت شود که نمی‌شود. با این حال ورزش ایران روی یک شیب ملایم است که البته داخل آن نوسانات سینوسی کمابیش وجود دارد اما در مجموع قبول ندارم فوتبال ما پسرفت کرده است. شاید نتوانستیم مثل ژاپن عمل کنیم اما اگر الان 10 مسابقه بین ایران و ژاپن برگزار شود، آیا ژاپن 10 مسابقه را می‌برد؟ مثلا ممکن است پنجاه پنجاه یا شصت به چهل درصد شود. دیدید در سطح ملی وقتی یک مربی منظم و کاردانی مثل محمد بنا را داشتیم در سطح جهانی چقدر پیشرفت کردیم. زمانی آرزوی یک مدال برنز جهانی در فرنگی را داشتیم در حالی که سال گذشته 2 مدال طلا آوردیم و امسال 2 طلا افراد دیگری آوردند. ورزش ما واقعا توانمندی‌های زیادی دارد. در فوتبال هم معتقدم برگزاری لیگ برتر خود کار مهمی است. در اداره فوتبال مشکلاتی وجود دارد که مثلا آموزش فوتبال ما از پایه علمی نیست و خود به خود می‌روید. خیلی از مربیان ما اصلا با اصول ورزش آشنا نیستند. به آن معنا سنتی کار می‌کنند که هرآنچه خودشان بلدند را یاد می‌دهند یعنی زمانی که بازیکن بودند یک چیزهایی یاد گرفتند و الان در همان حد به شاگردانشان آموزش می‌دهند. ضمن اینکه خود بحث آموزش و اصولا کار معلمی یک تخصص است و هر کسی نمی‌تواند آنچه را بلد است به خوبی به دیگران انتقال دهد.

** ساختار و زیرمجموعه فوتبال باید در باشگاه‌ها پایه‌گذاری شود. تقریبا همه باشگاه‌های ایرانی دولتی هستند و روند خصوصی‌سازی آنها تقریبا بعید است چرا که اصلا زیرساخت‌های آن آماده نیست. آیا می‌توان با اتخاذ قوانین راهبردی، سیستم منظم و فزاینده‌ای را برای مسیر فوتبال بوجود آورد و برای تحقق این هدف به بضاعت فعلی فوتبال بسنده کرد؟

ما در کشور مشکل قانون و اجرای قانون داریم. مشکل قانون این است که کمبودهایی در بعضی قوانین وجود دارد یا اینکه هنوز نمی‌توانیم به تصویب رسانده یا شرایط برای تصویب‌شان مهیا نیست. مشکل دوم ما اجرای قوانین است. البته مدتی خوب شده بود، همان دوران که مثلا حضرت امام (ره) تاکید می‌کردند " خلاف قانون خلاف شرع است " اما متاسفانه الان می‌بینیم در برخی سطوح بالا خیلی راحت به قوانین بی‌اعتنایی می‌شود یا اینکه می‌گویند قانون را قبول نداریم و از نظر ما فلان قانون اجرایی نیست! اینکه سعدی می‌گوید: " اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی، برآورند غلامان او درخت از بیخ " می‌خواهد بگوید اگر در سطوح بالا کسی خلافی انجام دهد، اقدام به آن خلاف در سطوح پایین تشدید می‌شود. یعنی وقتی در رده‌های بالای مدیریتی بگوییم ما فلان قانون را قبول نداریم خب مردم می‌گویند ما هم قبول نداریم! اصلا چه کسی گفته از چراغ سبز عبور کنیم و مقابل چراغ قرمز بایستیم؟! حتما یک پلیس گفته است؛ پلیس هم یک آدم است؛ آن فرد هم مثل ماست؛ خب ما هم می‌گوییم نه! قرمز را ‌می‌رویم و... ببینید اینها فراگیر می‌شود. اصلا باشگاه‌های ما امکان اینکه بتوانند مسایل مالی‌شان را برپایه درآمدهایشان بگذارند وجود ندارد و بنابراین سرمایه‌گذار هم وجود نخواهد داشت. حالا بعضی‌ها روی عشق،‌ علاقه یا مشهور شدن در فوتبال پول خرج می‌کنند. یک وقت یک آدم پول زیادی دارد نمی‌داند چکارش کند، می‌گوید بروم در فوتبال خرج کنم.

** اگر در این مقطع رییس فدراسیون فوتبال بودید، چه اولویت‌هایی برای کار داشتید؟

بی‌رودربایستی می‌گویم که کار خاصی نمی‌توانستم بکنم. فقط باید یک نظمی به کار ها داد و به قانون عمل کرد. واقعا همین. باید مقداری پایه‌ها را روی نیروهایی که مستقل‌اند بگذاریم تا کار خودشان را پیش ببرند. البته در ذهنم هست که به مساله آموزش توجه بیشتر و دقیق‌تری داشته باشم و مربیان در قالب برنامه‌های آموزشی گسترده بیشتر علمی شوند اما اینکه فکر کنیم باشگاه‌ها متحول شوند و... به نظرم کار خاصی نمی‌توان کرد.

** البته در موضوع مدیریت باشگاه‌ها، بحث عدم مدیریت صحیح هزینه‌ها و اینکه عمده اعتبارات‌شان را خرج خرید بازیکنان گرانقیمت داخلی و خارجی می‌کنند، چالش‌های عدیده‌ای را بوجود آورده است؛ چالش‌هایی که زیر سایه دولتی بودن این باشگاه‌ها، ضعف‌های مدیریتی را پنهان می‌کند!

اشکال اعمال هزینه‌های هنگفت بی‌جهت این است که مدیرانی سطوح بالا به ویژه مدیران دولتی، روی کار باشگاه‌هایشان ‌اشرافی ندارند. به نظرم مثلا روی باشگاه سپاهان که پولش از طریق کارخانه فولاد مبارکه سپاهان تامین می شود، حسابرسی و نظارت کافی درعملکردهایشان اعمال نمی‌شود. البته خودم با سقف قرارداد بازیکنان موافق نیستم چون اصلا شدنی نیست اما باید پولی که در اختیار باشگاه‌ها گذاشته می‌شود مشخص و محدود باشد. ضمن اینکه الان بعضی باشگاه‌ها از طرق مختلفی بدهی ایجاد کردند. متاسفانه این مساله بدهی ایجاد کردن، معضلی بزرگی شده است. آمارهای مختلفی هم ارایه می‌شود، مثلا پرسپولیس اخیرا شنیدم 20 میلیارد بدهی دارد! در این‌باره باید به مساله صلاحیت مدیران باشگاه‌ها تاکید کنیم. مدیران دولتی معمولا وقتی با پول دولت کار می‌کنند، پول برایشان ارزش مالی نداشته و ارزش عددی دارد. چون خودم مدیر دولتی بودم این را درک کردم. مثلا می‌گویند بودجه شما در یک وزارتخانه 100 میلیارد تومان است و او هم تصمیم می‌گیرد 2 میلیارد برای فلان کار، 3 میلیارد برای یک کار دیگر و... خرج کند! مقام بالای سرش هم امضا می‌کند و تمام می‌شود. پول در آوردن سخت است. اگر کسی خودش پول درآورده باشد، می‌داند چطور به درستی خرجش کند. چون ارزش ریالی این پول‌ها را به درستی درک نکرده و این پول‌ها برایش فقط یک عدد است! یکسری عدد برایش آمده و آنها را تبدیل به یک عددهای دیگر کرده و هزینه می‌کند. وقتی یک مدیر انتخاب می‌شود باید دید شرایط مختلف چقدر در او جمع است. او تا چه اندازه توان دارد. می‌خواهد با پول مدیریت کند یا با تدبیرش؟ کما اینکه خیلی جاها دیدیم آدم‌ها با پول‌های کم کار کردند و موفق بودند. این دیگر برمی‌گردد به انتصاب مدیران. بیش از موضوع نظارت، صلاحیت مدیران مهم است. متاسفانه باب شده به جای آنکه همیشه لایق‌ترین آدم‌ها را مدیر کنند، به سراغ دم‌دست‌ترین‌ها و رفیق‌ترین‌ها می‌روند.

** به بحث انتخابات فدراسیون فوتبال برگردیم؛ با این تفاسیر معتقدید با انتخاب هر یک از این سه کاندیداها،‌ اتفاق خاصی در فوتبال ما نمی‌افتد و مسیری که در پیش گرفتیم را با همین سرعت ادامه می‌دهیم؟

بله. فکر نمی‌کنم اتفاق خاصی در این رابطه بیفتد. ضمن اینکه ببیند لیگ ما الان خوب برگزار می‌شود و حتی دستاورد هم دارد. اول باید خوب برگزار شود تا دستاورد هم داشته باشد. ببینید تنظیم این همه مسابقه با توجه به شرایط تقویمی ما که مناسبت‌های مذهبی متعددی وجود دارد بسیار سخت است و تلاش‌های انجام شده در این زمینه قابل تقدیر است. ضمن اینکه من فکر می‌کنم اصلا ورزش ما نسبت به سایر دستگاه‌ها خیلی بهتر است. شما به بقیه دستگاه‌ها و سازمان‌ها نگاه کنید. مثلا به وزارت بهداشت یا قسمت برنامه‌ریزی که بودجه را سه، ‌چهار ماه دیرتر به مجلس می‌دهد نگاه کنید و ببینید چه شرایطی دارند. تازه هیچ کدام از این سازمان‌ها روی آنتن نیستند. ورزش است که می‌رود مسابقه می‌دهد. مگر می‌شود مثلا وزارت ورزش ما با وزارت بهداشت کشورهای موفق مسابقه دهد؟ اما ورزش ما می‌رود مسابقه می‌دهد و بعضا شکست هم می‌خورد. خب بخورد چه اشکالی دارد؟ آنها شکست خورده هستند و جلو نمی‌روند!

** جدا از بحث فوتبال منتقد تبدیل سازمان تربیت بدنی به وزارتخانه هم بودید؟!

معتقدم این یک عقب‌گرد در ورزش است. اولا رییس ورزش ما در گذشته رییس‌جمهور بود. رییس شورای سازمان تربیت بدنی رییس جمهور بود و شش وزیر هم در آن شورا عضویت داشتند. سیاستگذاری ورزش ما فرابخشی بود اما الان تبدیل شده به بخشی. بنابراین یک عقب‌گرد داشتیم. هیچ امتیاز دیگری هم بر این مساله مرتب نیست مگر اینکه بگوییم مجلس می‌تواند استیضاح کند که تازه اگر مجلس بتواند استیضاح کند!

** آیا از ترکیب اعضای مجمع شناختی دارید؟ فکر می‌کنید در نهایت کار به سمتی می‌رود که گزینه مورد نظر وزارت ورزش رای می‌آورد؟ اصلا وزارت ورزش می‌تواند اعلام موضع کند؟

معتقدم وزارت ورزش باید گزینه خودش را معرفی کند. یعنی باید این شجاعت را داشته باشد و خیلی هم خوب است که بگوید من به عنوان یک جایگاه حقوقی که می‌خواهم با یک نفر در راس فدراسیون فوتبال کار کنم معتقدم به نظرم آقای الف برای مسوولیت بهتر است. تا اینجای کار خوب است اما آنجایی که پای عملکرد‌های پنهانی،‌ تلفنی، ترغیب، تهدید،‌ تشویق و... اعضا به میان می‌آید کار خراب می‌شود. به هر حال آنچه باید انجام شود شفافیت و صداقت است. گزینه مدنظرشان را اعلام عمومی کنند، اگر اعضای مجمع دوست داشتند رای بدهند،‌ دوست نداشتند رای ندهند. چقدر کار راحت می‌شود اما فشار نیاورند،‌ تهدید نکنند،‌ تمهیدات دیگری اتخاذ نکنند.

** اگر امکان تغییر تمامی شرایط فوق در ورزش را داشتید، کار را از کجا اصلاح می‌کردید؟ راهکار افزایش شیب رشد ورزش و فوتبال ما چیست؟

همانطور که اشاره کردم مشکلات ما در کشور اول از بحث احترام به قوانین شروع می‌شود. واقعا برایم عجیب است که مثلا یکی از نمایندگان بلندپایه مجلس شورای اسلامی در رسانه‌های عمومی اعلام کند فلان مقام اجرایی بلندپایه کشور قانون‌گریز است! این خیلی بد است. قانون یعنی برای اجرا کردن. اگر اشکال دارد لایحه می‌دهند به مجلس تا اصلاح شود. احترام به قانون در مملکت از بالا به پایین پذیرفته می‌شود چرا که اگر نشود در کشور کاری پیش نمی‌رود. احترام به قانون در درجه اول اصلاح امور است. در قانون ما حتی کسب درآمد تشکیلات دولتی بدون قانون هم ممنوع است. هزینه کردن هم باید مطابق با قانون باشد، همه کار باید مطابق با قانون باشد، چون اگر اینجوری نباشد جامعه اداره نمی‌شود و مردم هم بعدا می‌گویند خودشان قانون را اجرا نمی‌کنند، ما هم اجرا نمی‌کنیم. اصلا وجود این پدیده بد است. همچنین اگر در برخورد با متخلفان تبعیض و استثنا قایل شویم، این استثناها طبیعتا به مرور تبدیل به قاعده می‌شود. وقتی ما شعار عدالتخواهی مطرح می کنیم و می‌گوییم تابع اسلام هستیم، نباید فراموش کنیم که در اسلام تبعیض نیست و برتری مردمان به تقواست.

گفت‌وگو از فرهاد بهارفر خبرنگار ایسنا
تاریخ: 1390/12/15
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: