کدام اندیشه ای در بهار نو شد؟ / نگاهی به آنچه پیرامون استقلال و تیم ملی می گذرد!
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
فصل بهار است و همه چیز بوی امید می دهد خصوصا که بهار ایرانیان همراه با آغاز سال جدیدی است و شاید چنین است که همه فکر می کردیم که شروع تازه ای در انتظار همه ما است و این آغاز را به همدیگر خبر می دهیم با گفتن جملاتی چون " صد سال به از این سالها " و " سالی دیگر و آغاز دیگری " اما گوئی این حرفها و حسها تنها یک عادت است و چون سخن دیگری نمی توانیم بگوئیم این گونه حرفها را می زنیم و تکرار می کنیم و گرنه در عمل کاری نمی کنیم.
نگاهی به رفتارهای این روزهای جامعه فوتبال بکنید، همان حرکات دیده و شنیده می شود؛ قهرمان جام حذفی کشور در خانه توسط تماشاگرانش هو می شود و سر مربی که روزگاری او را پرویز خان سوبله و چوبله می گفتند ملقب به ترسو می شود و فرمان حیا کن و رها کن می شنود. مدیر عامل باشگاه هم مشغول تنظیم تئاتر جدیدی است!! او به راحتی می گوید همه بازیکنانش دروغ می گویند که مشکل مالی ندارند و در این میانه احساساتی عمل می کند: نخست سر مربی را وعده اخراج می دهد و بعد دوباره که به حالت اولیه بر می گردد می گوید اشتباه کرده است.
او به بازیکنی که توپهایش به تیر دروازه می خورد هم بد رفتاری می کند این بازیکن همان است که همه می دانند اگر روحیه اش بد شود بدتر بازی می کند و وقتی خوب باشد آرش آقای گل می شود. جناب مدیر که در برنامه تلویزیونی قبل از سال جدید با قاطعیت می گفت بسیار کار درستی کرده که تنها رحمتی را به استخدام در آورده و به دنبال دروازه بان دوم مناسب نرفته و آنقدر از این دروازه بان کار کشیده می شود و فوتبال ملی هم او را از سوی دیگر به بهره کشی می برند که امروز سایه ای از آن رحمتی دور است اما جناب مدیر عامل سکوت می کند.
رحمتی که می تواند با این اوضاع چیزی شبیه بهزاد غلامپور سال 1993 شود همان غلامپوری که در دوحه 1993 به هیچ توپی نه نگفت چون خسته بود و روحیه نداشت و از سوی دیگر جانشین مطمئن هم نداشت اما حیا کن باز نصیب او می شود رحمتی را روی سکوها به هیچ می نگارند و یادشان می رود که در فینال جام حذفی او بسیار برتر از دروازه بانی بود که آنها فریاد در حمایتش می کشیدند. از جریان های استقلال کنار برویم از بعد دیگر هم شاهد بودیم در بر همان پاشنه می چرخد.
عادل فردوسی پور در اولین برنامه 90 در سال جدید از کفاشیان دعوت کرد و او را به نگرش تازه ای دعوت کرد و کفاشیان شاهد بود چقدر مردم در آمارگیری های این برنامه غمگین از عملکردش هستند و در همین برنامه به نوعی حرفهای عادل را تایید کرد که باید آدمهای قوی در فوتبال کار کنند. کفاشیان قول داد که حالا با تجربه بیشتر و جسارت بیشتر کار کند اما او در اولین اقدام چه کرد ؟آیا او بهار تازه و سال جدید را با افکار نو پیوند زد ؟ پاسخ به این سوال متاسفانه منفی است. در حالیکه کارلوس کی روش در تمامی اروپا به دنبال بازیکنان دورگه ایرانی می گردد زیرا معتقد است که ستاره های فوتبال ما معدل سنی بالائی دارند در ایران شاهدیم که سر مربی تیم ملی زیر 23 ساله ما منصوریان می شود که هیچ کارنامه مشخصی ندارد!!
تیم فوتبال زیر 23 سال ما که به همت همین آقا امروز در المپیک نیست تا امارات باشد!!! جایزه می گیرد تا جناب کفاشیان نشان دهد که برای او هم بهار معنائی ندارد. کی روش زمان زیادی را در ایران نمی گذراند و بهانه او رفتن به اروپا برای یافتن بازیکن است و این در حالی است که تیم امید ما که می تواند زیر نظر کی روش که متخصص جوانها و کشف استعدادها است جان بگیرد در دستان منصوریان قرار می گیرد که حتی در این مدت برکناری یک پیشنهاد معمولی کاری هم ندارد. کی روش می تواند تیم جوانان پرتغال را قهرمان جام جهانی بکند اما برای فوتبال ما به دنبال سازندگی نمی رود و فدراسیون هم به او اجازه می دهد که چنین باشد!
می بینید هنوز اولین ماه از سال جدید نگذشته است اما درها همچنان بر همان پاشنه می چرخد و گوئی هیچگونه بهاری در این دیار نخواهد آمد این سرزمین بهار زیبائی دارد اما ای کاش بهاری هم در اذهان و تصمیم گیری ها بود اما افکاری که پوسیده و در دور باطل هستند همواره دور از بهار هستند افسوس!
















