برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

مگر تختی باشد و گوری... / چرا عابدزاده به شلاق و حبس محکوم شد؟

تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال 

سالها پیش در نوجوانی عاشق وکالت بودم و خوب یادم هست که  در تمامی بازیهای کودکی  محبوب ترین بازی من دادگاه بازی بود و سر انجام وقتی که خواستم مسیری برای ادامه تحصیل در این رشته  را همواره کنم از پدرم پندی را شنیدم و این نصیحت این بود که تو نمی توانی وکیل شوی زیرا یا از گرسنگی می میری و یا این که مجبور می شوی کس دیگری شوی زیرا قانون با احساسات کار نمی کند  و چنین بود که راه خود را به سوی دیگر بردم هر چند که بعدها در عرصه روزنامه نگاری به گونه ای مسیری را رفتم که شاید در صورت ادامه تحصیل در رشته حقوق باید ادامه می دادم!

باری غرض از نوشتن این مقدمه طولانی حکایت عابدزاده است  نمی دانم حکایت قانونی عابدزاده چیست و اصولا او تا چه حد در مورد پرونده قانونی خود حق دارد و یا این که بیگناه است اما این که حکم او قطعی می شود زیرا  کسی از محل او خبر ندارد درد بزرگی است که فوتبال ما باید از آن شرمنده باشد! براستی عابدزاده حق دارد که بپرسد؛ مگر پیدا کردن او در این شهر سخت بود که حکم غیابی برای او صادر کرده اند؟

 باید به عابدزاده بگوئیم که شاید سخت بوده زیرا از قدیم گفته اند قهرمان زنده را عشق است!  آن روزهائی که او در پکن 1990 با مهار پنالتی ها ما را به اولین قهرمانی پس از انقلاب رساند  همه آدرس او را بلد بودند آن هنگام که در ملبورن 1997 با آن نمایشی عجیب روحیه به میلیونها ایرانی و بقیه تیم ما داد تا روحیه خود را بیابند  همه آدرس او را خوب بلد بودند زیرا  عابدزاده بود مرد رسانه ای می توانست باشد و بسیاری کنار او می توانستند عکس و فیلم بگیرند و خودی نشان دهند. عابدزاده وقتی یافت می شد که  در بیمارستان کسری بر بستر بیماری بود آن موقع هم حرفها زیادی برای او بود.

عابدزاده آن روزگار می توانست به موقع به دادسرا برود زیرا خیلی ها آدرس او را می دانستند. عابدزاده گم می شود چون روزگاری که در تیم ملی آسیب دید اما کسی به داد او نرسید حتی از باشگاه استقلال اخراج شد چون به درد آنها نمی خورد. عابدزاده باید از دیدار فرزند محروم و شاید 54  ضربه بخورد  زیرا پهلوان زنده را عشق است.

مگر  رسم روزگار چنین نیست؟ همه یاد داریم که هنگام بیماری ناصر خان در بیمارستان کسری چه خبر بود و یا با دوربین تلویزیونی به بالین او رفتند تا خبر سازی کنند اما در این نوروز بدون ناصر خان چه کسی یاد او غیر از رفیقان واقعی کرد؟ آیا کسی خبر دار شد که بر سر فرزند علی جباری اسطوره تاج و استقلال چه بلائی آمد؟ در فدراسیون فوتبال کمیته پیشکسوتان وجود دارد اما در بقیه قسمتهای این نهاد چند فوتبالی واقعی هست که آدرس فوتبالیستهای واقعی را داشته باشد؟ عابدزاده سوال عجیبی می کند که می پرسد مگر پیدا کردن عابد زاده سخت بود!!

آری پیدا کردن شما سخت است جناب عقاب آسیا! زیرا دیگر رسانه ای نیستی به درد تبلیغات نمی خوری و پهلوان زنده نیستی که اگر بودی ترا عشق بود که در غیر این صورت ترا جایگاه فراموشی است.  قانون برای همه یکسان است و همه می دانیم که کاری نمی توان در مقابل آن کرد اما حقیقتا نباید قانونی هم می بود که کسانی که عمری شادی به ملتی می دهند چنین گمنام زندگی نکنند؟ در این فوتبال عریض و طویل  جا برای عابدزاده ها تنگ بود؟ می دانیم فردا که دوباره تخت بیمارستانی و سنگ گوری باشد باز عابدزاده یافت شدنی است! چه باید گفت.....؟

تاریخ: 1391/1/19
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: