از جولان دادن کمدین ها تا دعوت از SMS بازها / فردوسی پور در مسیر گیشه؟ !
رسول بهروش
1- محبوبترین برنامه تلویزیون ایران، به ابتکار مجریاش در یک سال اخیر در مسیری گام برداشته است که نمیتوان نگران آن نبود. آنچه در حال حاضر بر نود میگذرد و آشکارا آن را از مسیر اصلیاش منحرف کرده، نمایش قدرتهای بیپایان عادل فردوسیپور است که این روزها از هر فرصتی برای فریاد زدن محبوبیت خود و برنامهاش سود میبرد. ورژن جدید عادل، فرسنگها با آن مجری متواضع و کمادعایی که خودش را وقف پیشرفت برنامه چالشیاش و نیز کاهش معضلات فوتبال ایران میکرد فاصله گرفته و حالا تبلیغ تمایلات او، اعتقادات شخصیاش و سلیقه فوتبالی و مدیریتیاش تبدیل به گلدرشتترین قسمتهای این برنامه شده است. فردوسیپور این روزها، دیگر وسواس گذشته را برای انتخاب جملات و کلماتش به خرج نمیدهد. این اوست که با اتکا به قدرت و شهرتش میتواند روی صندلی قلمرو غیرقابل نقدش تکیه بزند و تکلیف تعیین کند
از لزوم حمایت همهجانبه از کفاشیان بگوید و به جای مصاحبه با او، در قامت پدری مهربان یا معلمی دلسوز برای رییس فدراسیون فوتبال خطابه کند، رأسا تشخیص بدهد که عزیز محمدی «کاری» و سالم بوده، ناگهان بدون تحقیق کافی چوب حراج به آبروی افشاریان بزند و بعد از آشکار شدن اشتباهش فقط بلند بلند بخندد، دو سال بعد از بحث انتقال تیمها کماکان در هر برنامهاش از مدافعان آن بحث انتقام بگیرد، هر هفته هزار بار اصلیت «رفسنجونی»اش را به رخ بکشد و به عوض گفتوگوی منطقی و عادلانه با سجادی، او را زیر آوار حملات کلامیاش درهم بکوبد و با کفزدنهای مشمئزکننده مهمانان غیرورزشیاش مواجه شود. نه؛ این عادل فردوسیپور تغییر کرده است. این را باید همان زمانی میفهمیدیم که از قدرتش در بستن پرونده حمید استیلی با یک نظرسنجی سخن گفت و مخاطبانش را بهتزده کرد.
2- فرض اساسی این است که عادل فردوسیپور گاهی مجبور میشود برای گوشزد کردن ضریب نفوذ نود به مدیران سازمان و تضمین بقای برنامه جنجالیاش، روی استقبال مخاطبان مانور بدهد و شدت علاقه تماشاچیان را به رخ کانونهای قدرت در جامجم بکشد، اما آیا واقعا خود عادل حس نکرده که در این مسیر، دچار افراط و تندروی شده است؟ تکیه بیش از حد او به ویدیوهای ارسالی مردم با مضمون تبلیغ نود، شأن برنامه انتقادی و آبرومند وی را تا سطح شوهای عامهپسند ماهوارهای که تصاویر پرشمار کنار دریای بینندگان یا شبنشینیهای خانوادگی تماشاچیانشان را با آهنگهای شش و هشت روی آنتن میبرند تقلیل میدهد، اما عادل مصر است که حتی با تحمل چنین هزینهای، ثابت کند کلی خاطرخواه دارد. تمناهای بیپایان او برای جذب SMS و بالا بردن حجم مشارکت پیامکی بینندگان که گاهی حتی رنگ و بوی «التماس» هم به خودش میگیرد، بیش از هر چیز دیگری نشان میدهد دغدغه تیراژ گریبان عادل را گرفته؛ تا آنجا که او پخش تیزر مسابقه پیامکیاش برای دهمینبار را به مصاحبه با مسعود شجاعی یا پیگیری بحث مشکلات درون تیمی شاهینبوشهر ترجیح میدهد.
3- این گیشهایترین فردوسیپور تاریخ است، وگرنه چه ضرورتی وجود داشت مجری نود دست نیاز به سمت سه کمدیباز و کمدیساز کاملا غیرفوتبالی دراز کند تا به کمک شلوغکاریهای این عناصر «بفروش»، به گرمای برنامهاش بیفزاید؟ انصافا اگر برنامه هفت مثلا به بهانه فرا رسیدن آخر سال از سه ستاره فوتبالی بیگانه با سینما دعوت به عمل میآورد و آنها هم تا میتوانستند برای جیرانی بهبه و چهچه میزدند، خود عادل چه قضاوتی در این مورد انجام میداد؟ او این روزها آنقدر جنبه بازاری و تجاری به کارش داده که صندلی اولین میهمان سال 91 برنامهاش را به ثابتترین شرکتکننده مسابقات نود اختصاص میدهد و تازه اعلام میکند بهزودی از 10 نفر برتر این حوزه تقدیر خواهد شد! واقعا چرا عادل تصور میکند نفس شرکت بینندهها در همه مسابقات پیامکی او فضیلت است؟این همه شوق و ذوق فردوسیپور و اصرارش در ستایش از آنهایی که در صددرصد مسابقات سال قبل شرکت کردهاند به خاطر چیست و چرا او قصد دارد به مخاطبانش پیغام بدهد که تحت هر شرایطی در این رقابت شرکت کنند؟ واضح است که هر سوالی میتواند علاقه، حساسیت یا دغدغه بخشی از هواداران فوتبال را تحریک کند
با این وصف، اتفاقا کسانی که وقتی نظر یا موضع خاصی ندارند ترجیح میدهند سکوت کنند، رفتار عالمانهتری انجام دادهاند و بیشتر شایسته تمجید به نظر میرسند. قطعا خود عادل هم از این واقعیت ساده آگاه است، اما افسوس که آقای مجری جذب مخاطب بیشتر را اولویت اول و آخر این روزهایش قرار داده است. قطعا به همین دلیل هم هست که او بعد از مدتی رکود، ناگهان کیفیت فوتبالیستهای دهههای 60، 70 و 80 ایرانی را در معرض نظر مخاطبانش قرار میدهد و 3 میلیون SMS میگیرد، در حالی که بخش بسیار بزرگی از بینندگان او اصلا بازیکنان دهه 60 را ندیدهاند!
4- کاش عادل به یاد بیاورد که مقبولیت او و بقایش در کانون توجهات عمومی، درگرو نان قرض دادنهای رامبد جوان و حبیب رضایی نیست یا ربطی به قرائت SMS مریلا زارعی روی موبایل سروش صحت ندارد. فردوسیپور اگر تبدیل به یکی از محبوبترین ستارههای ورزش ایران شد، مهمترین دلیلش این بود که مردم حس میکردند او بدون ادعا و تبلیغ خودش، همه انرژیاش را خرج فوتبال کشورش میکند. در روزهایی که اثری از موبایلهای دوربیندار وجود نداشت و پای مسابقه پیامکی هم در میان نبود، عادل بدون انبوه منم منم کردنهای کنونیاش به نود رنگ دوستداشتنیترین برنامه تلویزیونی را بخشید. کاش او قدر این فضا را بداند و به یاد بیاورد که در دوران معاصر نیز بالاترین سطح همدلی با وی زمانی پدید آمد که مثل امروز بازی پیامکی در برنامه اش وجود نداشت و خبری از فخرفروشی به میلیونها پیامک ارسالی در کار نبود.
تابناک
















