گفتگوی تفصیلی با خداداد عزیزی ؛ چیزهایی در لیگ یک دیدم که در طی 20 سال دوران بازیگریام ندیده بودم/ هرکس را با ناصرخان مقایسه کنند باید افتخار کنـد/ به علـی دایـی زنگ زدم اما جواب نمیدهـد!
اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایـران/ پارس فوتبال دات کام
خداداد عزیزی مثل همیشه است، همان آدم رک و راست و صریحاللهجه که بعضیها او را با خدا بیامرز، ناصر حجازی مقایسه میکنند. خداداد که مدتها سکوت کرده بود و کمتر مصاحبه میکرد، خداداد در مورد اتفاقهای عجیب و غریب لیگ دسته اول صحبت کرد.
به گزارش پارس فوتبال، سرمربی ابومسلم که نقشههای زیادی برای تیم محبوبش دارد، پس از مصاحبه با گل تا اطلاع ثانوی از همراهی تیمش محروم شد. هر چند که خداداد ترجیح داد پس از اعلام خبر محرومیتش صحبتی انجام ندهد، ولی کاش آنهایی که خداداد را به این راحتی محروم میکنند، حداقل میتوانستند چند خطی مقابل صحبتهای او پاسخگو باشند.مصاحبه روزنامه گل با خداداد را در ادامه بخوانید.
* حضور خداداد عزیزی در ابومسلم باعث شد تا نگاهها به سوی این تیم مشهدی بچرخد.
- من پس از صحبت با حشمتخان (مهاجرانی) و اعتمادی که به ایشان داشتم، به ابومسلم پیوستم و این در شرایطی بود که ابومسلم بسته شده بود، بازی کرده بود و شکل و شمایل خودش را گرفته بود. ما از اول کار در ابومسلم نبودیم و متاسفانه از زمانی هم که به این تیم پیوستیم، نتوانستیم آن چیزی باشیم که هواداران این تیم میخواهند.
بعضیها میگویند در این شرایط کسی جز سرمربی تیم ضرر نمیکند.
وا... همین حرف را خودم هم به حشمتخان و مجمع باشگاه ابومسلم گفتم. اگر از اول تیم را در اختیار داشتم و تیم دست خودم بود، همه چیز را خودم گردن میگرفتم. اما این تیم، تیمی بود که با سلیقه و نظر من بسته نشده بود. حتی در نیمفصل هم ما نتوانستیم یارگیری کنیم و من هم در طول این مدت در حد توانم کار کردم و زحمت کشیدم. ما در یکسری پستها مشکل داشتیم و این مشکلات از همان اول همراه تیم ابومسلم بوده است.
حالا هم که گفته میشود باشگاه ابومسلم قصد دارد امتیاز یک تیم لیگ برتری را بخرد؟
در جلسهای که با حشمتخان و مدیران باشگاه داشتیم، این بحث مطرح شد که امتیاز یک تیم لیگ برتری را بخریم. مدیران باشگاه ابومسلم آقایان وفایی، مهاجرانی، فاضل، ناصریپور و کلا همه اعضای باشگاه برنامههای خوبی دارند. اینها انسانهای خوب و سالمی هستند که برای ابومسلم کار میکنند. به هر حال قرار است که تکلیف این موضوع روشن شود و ببینیم که بالاخره ابومسلم به لیگ برتر میآید یا لیگ یکی میماند.
اما گفته میشود 80 درصد هواداران ابومسلم در نظرسنجی سایت باشگاه گفتهاند که دوست دارند همین ابومسلم لیگ برتری شود؟
نکتهای که شما باید حواستان به آن باشد، نوع طرح شدن این سوال است. پرسیدهاند که دوست دارید همین ابومسلم لیگ یکی را داشته باشیم یا یک تیم دیگر را بیاوریم؟! شاید اگر میگفتند که همین ابومسلم با امتیاز یک تیم دیگر به عنوان نماینده مشهد در لیگ برتر باشد، نظرها خیلی فرق میکرد. الان هم قرار نیست که تیم دیگری را بگیریم. نام ابومسلم سر جایش است، متعلق به مردم مشهد و نماینده استان بزرگ خراسان است. تنها فرقش این است که با امتیاز یک تیم دیگر لیگ برتری میشویم. در صحبتی که با مدیران، حتی بعضی از لیدرها و هواداران باشگاه داشتم، آنها هم موافق این موضوع بودند.
میگفتید که کار کردن در لیگ یک خیلی سخت است.
مشکل لیگ یک این است که گاهی اوقات نتایج بازیها خارج از میدان مسابقه مشخص میشود. کار کردن در لیگ یک واقعا سخت است. من همین امسال یک چیزهایی در لیگ یک دیدم که شخصا در این 20 سال دوران بازیگریام ندیده بودم؛خصوصا در بحث داوری چیزهای عجیب و غریبی دیدم که هیچوقت یادم نمیرود. مثلا آن اتفاقی که نود نشان داد خیلی جالب بود. بازیکنی که محروم بوده و خود مربی اسمش را جزو 18 نفر رد نکرده، برای نیمه دوم از روی سکوها میپرد پایین و میرود در زمین! آخر مگر میشود یک بازیکن در لیست نباشد، اسمش رد نشده باشد، محروم باشد، روی سکو بنشیند و برای نیمه دوم گرم کند و برود در زمین؟! به خدا این چیزها حتی در فوتبال محلات هم رعایت میشود. در هند و پاکستان هم چنین اتفاقهایی نمیافتد. اگر قرار است که هر کسی از روی سکو بپرد در زمین، پس چرا از ما لیست میگیرند؟ پس چرا در قبل از بازی لیست 18 نفره میگیرند؟ اگر قرار است که چنین باشد، پس چرا نیمکت داریم؟ برای چی از روی نیمکت میروند و گرم میکنند؟ نیمکتها را بردارند و همه بنشینند روی سکوها. هر وقت هم که مربی بازیکنی را خواست، دو تا سوت بزند و بازیکنها بپرد در زمین! در بحث داوری یک اتفاقهایی میافتد و یک چیزهایی دیدم که هر کسی میدید، شاخ درمیآورد!
چطور؟
خبر دارید که در بازی ابومسلم – پیکان چه اتفاقی افتاد؟
مطبوعات نوشته بودند که در زمان فیرپلی یک اتفاقهایی افتاده بود.
یکی از بازیکنهای حریف افتاده بود روی زمین، توپ را زدیم بیرون و بعد از اینکه بازیکن حریف بلند شد، داور توپبال انداخت و بازیکن ما توپ را سریع پاس داد به بازیکن دیگرمان که حرکت کرده بود. تا این اتفاق افتاد، آقای داور سوت زد! توپ را گرفت و داد به آنها! باورتان میشود؟ داوری این کار را انجام داد که در لیگ برتر سوت میزند. سوال من این است، مگر فیرپلی زوری است؟ مگر فیرپلی قانون است که ما حتما آن را انجام بدهیم؟
فکر کنم داوران آن بازی شاهین حاجبابایی بود.
بله... در آن بازی داور حاجبابایی بود.
از این جور اتفاقها بازهم برای شما افتاد؟
از بازی ابومسلم – استیلآذین خبر دارید؟ داور آن بازی در سه دقیقه دو تا پنالتی برای استیلآذین گرفت؛ پنالتیهایی که اصلا کسی به کسی نخورد! دقیقا هم زمان با این بازی، یکی از دوستان من از مشهد به تهران پرواز کرد. درست در همان لحظه روی آسمان بود و از روی استادیوم رد میشد. این دوست من که در هواپیما بوده و از آن فاصله این صحنه را دیده، میگوید که در آن زمان کسی به کسی نخورده و پنالتی نبوده! این اتفاقهایی که ما در مورد آن صحبت میکنیم هیچ جای دنیا رخ نمیدهد... واقعا خیلی عجیب است.
البته تمام این مشکلات فقط مربوط به اشتباهات داوری نیست.
بله... مثلا یکی از همکاران من در مورد بعضی از این مسایل چیزهایی تعریف میکند که از خنده رودهبر میشوید! این آقای مربی که قبلا در یک تیم دیگر از شمال بوده، میگوید شماره 7 تیمشان محروم بوده و با یک کلک جالب او را به میدان فرستادهاند!
چطوری؟
این مربی میگوید که چون شماره 7 تیمشان محروم بوده، با کلک او را به میدان فرستادهاند. دو تیم بدون آن بازیکنی که محروم بوده، گرم کردند و وقتی رفتند توی رختکن که برای شروع بازی از رختکن به زمین بیایند، شماره 7 پیراهن بازیکن شماره پانزده را پوشید و به میدان آمد! جالب اینکه هیچ کس در این مورد حرفی نزد و صدای این ماجرا هم هیچ وقت درنیامد. حتی تماشاچیهایی که این موضوع را فهمیده بودند، صدایش را در نیاوردند و به همین راحتی بازی انجام شد و بازیکن محروم بازی کرد.
فکر نمیکنی با این صحبتهایی که میکنی، بعضیها شاکی شوند؟
چرا شاکی شوند؟ حتی فیلم اکثر این صحبتها موجود است. اینها فیلم دارد و مدارکش هم موجود است... حتما صحبتهای میثاقیان را هم در این مورد شنیدید.
با توجه به اینکه خودت از مهاجمان خوب فوتبال ما بودی، کدام مهاجم فعلی لیگ را بهتر و کاملتر میدانی؟
من بازیهای لیگ برتر را آنطور که باید و شاید دنبال نمیکنم! اما تا جایی که من دیدهام، این فوروارد سیاهه که توی تیم نفت بازی میکنه، خوب است.
فونیکه سی را میگویی؟
بله... فوروارد خوبی بود. البته عمادرضا هم خیلی خوب است. من او را خیلی قبول دارم و نمیدانم که چرا کرانیکار او را بازی نمیدهد.
در مورد آرفی چه صحبتی داری؟
به نظر من آرفی هم مهاجم خوبی است. او چارچوب را خوب میشناسد. آرفی در ابومسلم هم بدشانسی آورد. از پلههای خانهاش پایین میآمد که پایش روی برف سر خورد و استخوان زانویش شکست. هرچند که ما نتوانستیم از آرفی استفاده کنیم و متاسفانه او را از دست دادیم ولی به نظر من اگر آرفی از لحاظ روحی و روانی خوب باشد، عالی است. آرفی در پرسپولیس هم بدشانسی آورد و طوری شده بود که به او بازی نرسید.
خیلیها معتقدند که جای اسطورهای مثل خداداد عزیزی در لیگ برتر ما خالی است.
مردم همیشه به من لطف دارند و ممنون آنها هستم. من دوست دارم کار کنم و بین مردم باشم. هرجایی که کمکی از دستم برآید انجام میدهم و این مهم نیست که حتما در لیگ برتر باشم. هرکسی شرایط خاص خودش را دارد. من جایی کار میکنم که مدیرانش با من روراست باشند. هرکس شرایط خاص خودش را دارد و من هم اینجوری هستم.
در مورد لیگ برتری شدن اکبر میثاقیان چه صحبتی داری؟
اکبر میثاقیان کارش را بلد است. او یکبار دیگر لیگ برتری شد تا نشان دهد سوابق این کار بزرگ را دارد و بیجهت نمیگوید که او کارش را بلد است. بههرحال به میثاقیان هم تبریک میگویم.
از علی دایی با خبر هستی؟
همان شب که دایی تصادف کرد خبرش را به من دادند و من خیلی زود از طریق مهدی (هاشمینسب) که با بهزاد غلامپور صحبت میکرد، پیگیر ماجرا شدم. البته دلم طاقت نیاورد و خودم هم چندبار زنگ زدم ولی دایی جواب تلفنم را نداد و احتمالا شمارهام را نشناخت. البته من SMS هم زدم تا دایی شمارهام را بشناسد و بفهمد که من هستم ولی بههرحال نشد که با او صحبت کنم. حالا هم خدا را شکر شنیدم حالش خوب است و سرتمرین و بازی میرود.
این صراحت لهجه و روراستی خداداد همیشه برای مردم جالب بوده و حتی صحبتهای شما در مورد دلالها هم مورد توجه قرار گرفت.
صحبت خوبی بود. خوب شد که این را گفتی. من مخالفتی با بعضی چیزها ندارم. مخالف کسی که بازیکن را جابهجا میکند، نیستم. اگر اینطوری نباشد که دیگر فصل نقل و انتقالات نداریم. بزرگترین صحبت و خواسته من این است که میگویم حق جوان مردم را نخورید و به حق خودتان قانع باشید. این رویهای است که در همه دنیا رعایت میشود. طبق یک قانون و مقررات جلو میروند و حرکت میکنند و به همین دلیل مشکل هم پیش نمیآید. البته الان طوری شده که خیلی از اینها با من دشمن هستند. مطمئن باشید که اگر همه چیز طبق قانون باشد و حق کسی خورده نشود، خداداد هم حرفی ندارد. اصلا به من بگویید که من مربی چطور باید مربیگری کنم؟
دقیقا درست میگویی. در اروپا همه چیز طبق قانون و مقررات است و حتی شرکت و بازیکنان جدا از قوانین فیفا باید مسایل دیگر را هم رعایت کنند.
شما نگاه کنید... اگر قانون باشد و طبق آن همه چیز انجام شود که این اتفاقها نمیافتد. من با آنهایی مشکل دارم که حق بچه مردم را میخورند. آنهایی که سهم خودشان و مربی را در نظر میگیرند و فقط سی درصد از پول قرارداد را به بچه مردم میدهند. حسابش را بکنید از یک قرارداد صدمیلیونی اگر سی درصد به بازیکن برسد، ده درصد خرج ایاب و ذهاب میشود و کلا تا آخر فصل بیست میلیون تومان دست بازیکن را میگیرد.
در ابومسلم نمونه ای سراغ دارید؟
یکی از دلالها با یکی از بازیکنان ابومسلم که قبلا در تیم دیگری بازی میکرد کار کرده بود و قرار شده بود که بیست درصد از کل مبلغ قرارداد این بچه را بگیرد. وقتی این بازیکن، این صحبتها را میکرد،باورم نمیشد او حتی اسناد این موضوع را هم داشت. طبق قراردادی که بسته بودند قرار شده بود بیست درصد از این قرارداد به جناب دلال برسد و جالب اینکه قرار شده بود از اولین قسطی که پرداخت میشود، پول دلال داده شود. همه اینها به کنار... عجیبترین نکته این قرارداد جایی بود که چند تا تبصره نوشته بودند! تبصره یک این بود که اگر بازیکن رفت خارج از کشور تا آنجا بازی کند پنجاه، شصت درصد از کل مبلغ قراردادش را بدهد. تبصره دوم هم که عجیبتر از اولی بود... آقای دلال متعهد شده بود که بازیکن مورد نظر را برای هر بازی در لیست هجده نفره تیم قرار دهد! این جزو وظایف مدیربرنامه ذکر شده بود! باورتان میشود؟... این یعنی چی؟ یعنی اینکه دست این آقا و سرمربی آن تیم توی یک کاسه بوده. یعنی اینکه زدوبندهای لازم با سرمربی محترم(!) بهخوبی انجام شده... باورتان میشود؟
میدانی که بهخاطر همین صراحت لهجه و رکگویی بعضیها تو را با ناصر حجازی مقایسه میکنند؟
خدا ناصرخان را بیامرزد. اگر کسی مرا با ناصرخان حجازی مقایسه کند که جای خوشحالی دارد. حالا که ناصرخان رفته و بین ما نیست در موردش حرف میزنم... به نظر من هرکس را با ناصرخان مقایسه کنند باید افتخار کند. ناصرخان یکسری شرایط خاص خودش را داشت. حجازی همیشه نفر اول بود و با هرکسی کار نمیکرد و هر شرط و شروطی را نمیپذیرفت. خودتان میدانید که من هم همین اصول را دارم و این چیزها را رعایت میکنم. بارها برایم پیش آمده که گفتند ما سه، چهار بازیکن داریم و تیم را تو بیاور! من هم چنین حرفهایی را قبول نمیکنم و این چیزها توی کت من نمیرود... بیخیال... خدا ناصرخان را بیامرزد.
















