نکتـه روز: ایجـاد انگیـزه در سرخپوشـان پایتخـت...
تورج عاطف/ خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام
تیم پرسپولیس در حال حاضر بهانه تازه ای را تحت عنوان "بی انگیزگی" مطرح می کند... این بی انگیزگی را نه تنها در بازیکنان که در بین مربیان و حتی تماشاگران می بینیم و توقع داریم که معجزه ای رخ دهد. بگذارید اصلا نگاهی به بحث بی انگیزگی داشته باشیم...
تماشاچیان پرسپولیس در یک روز غیر تعطیل به ورزشگاه می آیند و 96000 صندلی را پر می کنند اما تیم پرسپولیس در مقابل الغرافه چندان بازی پر انگیزه ای را نشان نمی دهد. تنها چند رو طول می کشد تا تماشاچی می آید و این بار 4000 صندلی از صد هزار پر می شود و گویی طنزی را به آن 96000 نشان می دهد تا بگوید باز هم بخشی از 100000 پر نشده اما تیم باز هم بی انگیزه است!
پس نمی توان زیاد بحث انگیزه سازی از سوی تماشاچی را مطرح کرد، زیرا شاهد بودیم 98000 تماشاچی در نیوکمپ حضور داشتند اما رئال مادرید با انگیزه تر بود، بنابراین بیاییم بحث انگیزه را عمیق تر مطرح کنیم به طور کلی انگیزه از دو بخش عوامل خود انگیزی درونی که شامل رضایت شخصی و میل درونی و عشق به تیم و رشته ورزشی و جاه طلبی و غرور شده و عوامل خود انگیزی بیرونی که شامل کادر فنی و تشویق مدیریت( پاداش, وعده تمدید قرار داد و....) و طرفدار و دوستداران و خانواده ورزشکار است، تشکیل می شود. عوامل زمینه ساز انگیزه های درونی به خود ورزشکار ربط دارد و در موقعیتهای زیر تقویت می شود؛
1- زمانی که تمرینات خود را به تنهایی انجام می دهد
2- زمانی که در فصل استراحت و از شرایط بدنی خوب فاصله دارد
3- زمانی که از نمایش ورزشی خود راضی نیست
4- زمانی که از اهداف خود فاصله زیاد دارد
5- زمانی که آسیب دیده است
برای رسیدن به آمادگی ذهنی ورزشکار به موفقیت در برنامه خود انگیزی درونی باید هدف گذاری وجود داشته باشد و ورزشکار اهداف بلند مدت و میان مدت و کوتاه مدت داشته باشد. بازیکن پرسپولیس برای موفقیت تیم در ادامه مسابقات در لیگ قهرمانی آسیا انگیزه داشته و این مسئله را جزو اهداف بلند مدت خود بگذارد. بازیکن پرسپولیس حضور در ذهن دنیزلی برای تمدید قراردادش را بعنوان هدف میان مدت و حفظ حرمت و اعتبار و قابلیتهایش حتی با حربه انگیزه های مالی بیشتر را جز اهداف کوتاه مدت بگذارد پس چگونه می توان گفت بازیکن پرسپولیس انگیزه ندارد؟!
عوامل خود انگیزی بیرونی چگونه حاصل می شود ؟
1/ سرمربی: در اینجا سوالی از مصطفی دنیزلی داریم و آن به این ربط دارد که به چه دلیل تیم را در حالی که در پایان بازی با الغرافه دچار مشکل روحی می شود رها می سازد ؟ می گویند او برای دیدن نوه خود به ترکیه رفته است(!) می گوییم آیا این دلیل کافی است؟ به یاد می آوریم در فصل 2005-2006 تیم لیورپول در آستانه قهرمانی اروپا با رهبری رافا بنیتس بود و در همان شرایط پدر این سرمربی مشهور اسپانیایی فوت کرد ولی او به اسپانیا نرفت! زیرا معتقد بود که شرایط تیم برای ترک او مناسب نیست و او تیم را ترک نکرد و موفق شد اما دنیزلی تیم بحران زده پرسپولیس که مشکلی بین کریمی و دیگر بازیکنان و مدیر با او دارد را ترک می کند تا به وظایف پدر بزرگی برسد آیا با چنین اندیشه های سر مربی و سپردن تیم به کمک بی تجربه ای چون عاشوری می توان انگیزه به تیم داد؟
2/ مدیریت تیم: مدیری که در آستانه بازی ها مرتبا سخن از تیم فوق کهکشانی در فصل آینده دارد، می تواند به بازیکنانش انگیزه دهد؟ مدیری که خبر می دهد که با عقیلی صحبت کرده باید هم چنین دفاع لرزانی در مقابل سایپا داشته باشد. مدیری که همواره سعی دارد همه چیز را به گردن عوامل دیگر بیاندازد آیا می تواند در مجموعه تحت نظارتش انگیزه سازی کند؟
3/ تماشاگران: این تماشاچی سعی کرده که کار خود را به درستی انجام دهد اما شعار زیبایی که می گفت "اول بشی و آخر بشی..." کجا رفته است؟! نگاهی به طرفداران تراکتور سازی بیافکنیم. وقتی این تیم گل می خورد فریاد "عیبی یوخ دی" یعنی اشکالی ندارد را می شنویم. متأسفانه تماشاگر پرسپولیس فقط نتیجه گرا شده است، بهتر است تماشاگران پرسپولیس نگاهی به تماشاچیان تیمهای دیگر بکنند، آیا امروز طرفدار منچسترسیتی باید علیه مانچینی فریاد حیا کن و رها کن سر دهد؟ در آلمان بایرن مونیخ که برای دومین سال متوالی رقابت را به دورتموند می بازد باید با بحران رو به رو شود؟ مادریدی ها سه سال به خودشان فرصت دادند تا تیمشان ساخته و امروز آنها را می توان قهرمان اسپانیا و شانس بزرگی برای کسب قهرمانی برای دهمین بار در اروپا پس از 10 سال دانست، امروز چرا تماشاگران پرسپولیس چنین می اندیشد؟
آیا مشکل تیم پرسپولیس این نیست که نمی داند چگونه و با چه روشهای علمی و روانشناختی انگیزه داشته باشد؟ آیا انگیزه پدیده تصادفی است؟ پاسخ به این سوال، یک منفی بزرگ از سوی کاردانان است...
* شاکله مطلب برگرفته از کتاب ذهن قهرمان؛ (نوشته: کتی مارتین، گراهام ویمنتر/ مترجم: تورج عاطف)
















