تفـاوت روانشناسـی در فوتبـال ایـران و اروپـا / آنجـا متخصصان ممتـاز فوتبـال جهـان... اینجـا رفـوزهها و بیتیـم مانـدهها !
تورج عاطف/ خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام
سالهاست که از بحث "روانشناسی در ورزش" دفاع می کنیم و بسیاری از ما می پنداریم که روانشناسی در ورزش یعنی مربی یا مدیری که جلوی جمعی بنشیند و یا بایستد و شروع به سخنوری کند و بازیکنان یک تیم و یا یک ورزشکار رشته های تک نفره نظیر جودو و کشتی و بوکس و تکواندو و... را به حماسه ای دیگر فرا خواند.
هنوز خیلی ها این جمله های علی پروین را یادشان هست. پروین در بحران های تیمی سخن از پیرزن فقیری می کرد که پول داده تا مثلا پرسپولیس و یا تیم ملی در بازی گل بزند و باید برای شادی او و خیلی ها تیم خوب بازی کند. اما مباحث روانشناسی فاصله ای بعید با کلماتی چون "غیرت" و... دارند. شاید کلامهای حماسی تا حدی و در برخی مواقع مثمر ثمر باشند اما به واقع آمادگی ذهنی شرط بزرگ ارتقای روانی در ورزش است.
نگاهی به تفاوتهای این روزهای فوتبال ما و مثلا لالیگا بیاندازید. تیم بارسلونا در نیمه نهائی لیگ قهرمانان اروپا و در خانه حذف می شود. ستاره این تیم پنالتی را از دست می دهد و در ادامه سرمربی محبوب این تیم یعنی پپ گواردیولا اعلام کناره گیری کرده و عدم تمدید قرار داد می کند. تیم بارسا در هفته گذشته، لالیگا را هم از دست داد و از سوی تیم سوم تهدید هم نمی شود و چنین است که پای به زمین رایو والکانو می گذارد.
همه چیز از نوع بهانه های فوتبال فارسی وجود دارد تا بگوید تیم روحیه ندارد و مسی زندگی را تیره می بیند و... اما بارسا بازی را با 7 گل می برد و مسی زننده 2 گل است. در سوی دیگر رئال مادرید را می بینیم، تیمی که در نبردی دراماتیک بازی را به بایرن مونیخ در خانه می بازد و کریس رونالدو هم پنالتی بزرگی را از دست می دهد. رئال در خانه بازی می کند و رقیبش تیم والنسیا. آنجا چه اتفاقی می افتد؟ رئال سه به صفر بازی را می برد و کریس رونالدو چهل و سومین گل خود در لالیگا را به ثمر می رساند.
چرا در مادرید و بارسلونا کسی از بی انگیزگی سخنی ندارد ؟ چرا رئال مادرید و بارسلونا مسئولین برگزاری لالیگا را متهم نمی کنند که توطئه هائی در جریان بوده است، چرا از بی انگیزگی مسی و رونالدو و بارسا و رئال خبری نیست؟!
به فوتبال خودمان بر می گردیم تیم استقلال در خانه دو امتیاز مسلم را در یک بازی بد از دست می دهد. مدیر عامل باشگاه می گوید بعضی ها دوست نداشتند که تیم ما دو جام بگیرد! می پرسیم او از کدام بعضی ها سخن می گوید؟ آخر وقتی انتقال فرهاد مجیدی با امضای این آقا صورت گرفت، هنگامی که جاسم کرار بخاطر جباری که امروز سخن از این است که وانمود به مصدومیت می کند به خارج تیم منتقل شد وجود داشت، وقتی بازیکن کویتی این تیم بی هیچ دلیلی به این تیم آمده و بعد می رود، هنگامیکه تیم در خانه نمی تواند بازی حداقلی انجام دهد و فستیوالی از سانترهای اشتباه و سرعت پایین و پاس های بد و شوتهای بی مورد را انجام می دهد و.. در مقابل چشم مشتاق تماشاگران شاهد و تیم انگیزه ای برای برد ندارد، براستی باید به دنبال اشباح برویم؟!
همین مسئله در مورد پرسپولیس صادق است. این تیم مشکل دارد و در آستانه بازی با الهلال سخنان گوهر بار رفوزه های پرسپولیس را می شنویم. محمد مایلی کهن که سر نخواستنش دعوا است می گوید دنیزلی دانش فنی ندارد! می پرسیم آیا امکان دارد کسی که دانش فنی ندارد در فوتبال معتبر ترکیه با سه تیم مختلف قهرمان شود و بر مسند سر مربیگری تیم ملی بنشیند؟! آیا دانش فنی کم می تواند از بشیکتاش تیمی بسازد که در اولترافورد آن بازی را در برابر منچستر یونایتد انجام دهد؟ اصلا نگاهی به خودش بیاندازیم، خود مایلی کهن چه دانش فنی دارد؟ دانش فنی او در شهرداری تبریز و فولاد خوزستان و سایپا تیم امید کشور را بارها دیده ایم.
از سوی دیگر ناصر ابراهیمی را شاهد می آوریم که می گوید کار فنی استیلی از دنیزلی بهتر است!! می پرسیم باید اینقدر از نظر روحیه در بغض و کینه باشیم که همه چیز را زیر سوال ببریم؟ خود ناصر ابراهیمی که از ماشین سازی اخراج شده چه توجیهی در مورد کارنامه اش دارد؟ او خود کسی است که از یک غوره سردیش می کند و چنین همه چیز را زیر سوال می برد و با یک مویز چنان گرمش می شود که کنار زمین پشتک می زند...
آیا این نمونه ای از روانشناسی فوتبال ما نیست؟ فوتبالی که نمی خواهد تقصر ها را به گردن بگیرد و مرتبا سعی در تخطئه دارد آیا می تواند موفق باشد؟ فوتبالی که بهانه می گیرد چگونه می تواند اندکی شباهت به روحیه جهانی فوتبال داشته باشد. در بازی اخیر بارسلونای ناامید باز هم 7 گل می زند، در شنبه گذشته بایرن مونیخ ناامید از دستیابی به عنوان قهرمانی بوندس لیگا می برد، در ایتالیا میلان کم امید به قهرمانی، پیروز میدان می شود و بازی بزرگ منچستر سیتی و منچستر یونایتد را آبی پوشان من سیتی پیروز می شود.
با این وجود ما خیلی راحت سخن از عوامل خارجی می گوییم و کیفیت سرمربی شناخته شده را در آستانه بازیهای آسیایی زیر سوال، بغض و کینه خود می بریم. آیا با این روانشناسی فوتبال ما موفق می شود؟ پاسخ به این سوال مسلما منفی خواهد بود...
















