بغض رضا ترکيد تا شايد چرت امير پاره شود
هر چند امير قلعه نوعي تلاش مي کند تا با ذهنيت منفي منتقدان مقابله کند اما او بايد بداند که فوتبالي که تيم او در زمين به نمايش مي گذارد بيش از سخنانش مورد توجه قرار مي گيرد. تضاد ميان آنچه او وعده مي دهد و آنچه در حال اجراست هوادار را بر سر يک دو راهي بي پايان قرار مي دهد که خبر از عاقبتي نه چندان خوش دارد و تولد اين سوال در ذهن او که : آيا مي توان به گفته او اطمينان کرد ؟
اين سوالي است که براي هر بيننده معمولي فوتبال سپاهان پيش خواهد آمد .تيمي که به راحتي قهرمان ايران مي شود، خوب بازي مي کند و بهترين خط حمله و دفاع ليگ را از آن خود مي کند به يک باره تغيير سيستم مي دهد ، آقاي گل ليگ را از دست مي دهد و با خريد ستاره در هر نقطه زمين ، تيم را دگرگون مي کند. آيا اين همه تغيير ضروري بود ؟ سپاهان در سال گذشته نيز در ابتداي ليگ، بازي هايي به مراتب ضعيف تر را به نمايش مي گذاشت اما به مرور روند صعودي را در پيش گرفت . تصور مي شد قلعه نوعي سعي دارد با ايجاد تغييرات و تحولات اساسي اين نقيصه سال گذشته را جبران کند و شواهد و قرائن نيز نويد يک شروع خوب را براي سپاهان در فصل جديد داشت. اردوي سپاهان زودتر از ديگر رقيبان و با نظم و آرامش خاصي پيگيري شد. اما با شروع مسابقات سپاهان باز هم يک گام از ديگران عقب است.
اگر براي هر بار هماهنگ شدن تيم نياز به از دست دادن هفت هفته از يک دوره بلند مدت داشته باشيد ، جاي تعجب نيست که تيم هاي قلعه نوعي در تورنمنت هاي بين المللي همچون ليگ قهرمانان آسيا با مشکل مواجه شوند و از صعود باز بمانند. چرا که همواره بايد چند بازي ابتدايي تورنمنت را صرف هماهنگي تيم و بازيکنان نمود. هواداران اينگونه تصور مي کنند که اگر شرايط همانند فصل گذشته پيش رود -که البته تا اين هفته هم پيش رفته است - به همان اندازه که قهرماني ليگ قابل دسترسي است حذف دوباره از آسيا نيز قابل پيش بيني خواهد بود . حال آنکه بر خلاف سال گذشته در ليگ امسال رقيبان جدي و پر قدرتي براي قهرماني مدعي هستند که مخاطره اي بزرگ بر سر راه قهرماني سپاهان خواهند بود.
شش هفته صبوري براي آنکه اثبات کنيم به گفته هاي امير قلعه نوعي اعتماد داريم زمان کوتاهي نيست ، اما او همچنان منکر بازي ضعيف سپاهان و ناهماهنگي تيمي است که خود سازنده و معمارش بوده است. انگار او فراموش کرده است که صاحبان اصلي اين تيم آنهايي هستند که يک به يک از کيلومتر ها دورتر خود را به فولادشهر مي رسانند و سکوهاي خالي ورزشگاه را پر مي کنند.
به فولاد شهر بر مي گرديم. جايي که سپاهان ، مدافع عنوان قهرماني سر در گم به دنبال راهي براي گل زدن به حريف است. سانترهاي بي هدف و بازي هوايي که هيچ راهي جز دستان دروازه بان حريف ندارد وتنها اميد هواداران به ساق هاي کاپيتان با تجربه تيم است که با يک پاس عمقي اين کلاف در هم پيچيده را باز کند.
اما تعويض آخر امير آخرين ريشه هاي اميد هواداران را مي خشکاند و اين شبيه يک دهان کجي از سوي سرمربي به هواداران است. رضا عنايتي مورد انتقاد قرار مي گيرد ، تا امير قلعه نوعي راه فرار از واقعيت را پيش نگيرد. او سيبل انتقادات هواداران مي شود تا سرمربي آگاه باشد که خواسته هواداران در ايران بر هر چيزي ارجعيت دارد و اگر نتواند اين جماعتي که اعتبار خويش را به دست وي سپرده اند را به سرمنزل مقصود برساند بي شک در مرحله بعد خود او مورد نکوهش قرار خواهد گرفت . بغض عنايتي ترکيد تا شايد امير از خواب غفلتي که هفته ها گريبانگير اوست بيدار شود. او مي تواند به کمک همين عنايتي بار ديگر قهرمان ايران و شايد آسيا باشد اما به شرطي که قبل از هر چيز رضايت هواداران تيمش را پشت سر داشته باشد.
















