حشمت مهاجراني قهرماني براي همه فصول
مي شود ساعت ها بحث کرد که آيا دوران طلايي فوتبال ايران بود که مهاجراني را به موفقيت رساند يا او بهترين روزها را براي تيم ملي ممکن کرد؟ اما در هرصورت نمي توان منکر توانايي هاي خاص کسي شد که تا چند دهه فوتبال را تحت تاثير قرار دارد.
آنچه از مهاجراني باقي ماند فقط به چهار دوره قهرماني پياپي با جوانان، سومين قهرماني آسيا درسال 1976، اولين صعود به مرحله دوم المپيک در مونترال 1976 و تجربه بي سابقه جام جهاني 1978 محدود نشد. مهاجراني که بلافاصله بعد از انقلاب از ايران رفت نسلي از خود برجا گذاشت که براي نزديک به سه دهه شگرد او را رمز موفقيت مي دانستند.
و علي پروين نمونه همين نسل بود. "سلطان" در عمر حرفه اي خود تنها حاضر شد نام يک نفر را به عنوان الگو به سر زبان بياورد و نه هيچ کس ديگر را. و او همان حشمت مهاجراني بود.
پروين هيچگاه مانند استادش سر کلاس هاي مربيگري حاضر نشد اما "روان- مربيگري" را به عنوان هسته کارش سال ها حفظ کرد. گويي اين رمزي بود که بايد در سينه يک نسل حبس مي شد.
حالا مهاجراني و نسل متاثر از او کم کم از صحنه فوتبال ايران خارج مي شوند. خيلي ها اين روش ها را کهنه و عقب افتاده مي خوانند اما مهاجراني تغييري در اصولش نشان نمي دهد. وقتي از صحبت از شاگردان او به ميان مي آيد که نتوانسته اند در فوتبال ايران جايگاه خود را حفظ کنند مي گويد: " به پروين کاري ندارم. اما مسئله روحي رواني براي من فاکتور اول است. سايکولوژي".
" اگر مي خواهي بقيه را شکست دهي اول بايد خودت را مغلوب کني. اين شماره يک کار يک مربي است".
براي حشمت مهاجراني جام جهاني 2010 را مثال مي زنم که مربياني هيجاني و بازيکن محور مانند مارادونا ، جوانترها و احساساتي ها با همه ستاره هايشان به خردورزها باختند. در آخر هم پيرمردي مانند دل بوسکه بازي را از دست همه درآورد.
اما مهاجراني خيلي راحت پاسخ مي دهد: " در آفريقاي جنوبي نقش ستاره ها کم رنگ شده بود. آنها نتوانستند تيم هاي قدرتمندي درست کنند".
براي مرد 72 ساله که بازيکنانش را با مهارت هاي جديدي مانند باخت مرموز در شطرنج به زمين مي فرستاد، اصول فوتبال تغييري نکرده است انگار. " سايکولوژي فاکتور اول است بعد فيزيک، تکنيک، تاکتيک، خلاقيت و فاکتور ششم تيم ورک. اگر کار تيمي نداشتيد بايد دنبال يک مشکلي در اين بين باشد. اين جام جهاني فاکتورهاي بالا را هم بهم نمي زند".
مهاجراني که بعد که از سال 1979 در امارات مشغول به کار شد و تا سال 1994 با مربيگري عمان سه تيم ملي آسيايي را به کارنامه خود آورد اتفاقا اهميت بحث رواني را در فوتبال آسيا مهمتر مي داند. او حتي مخالف جذب مربيان خارجي است. حتي براي ژاپن که زاکه روني را آورده است.
" من مدرس خارجي را ترجيح مي دهم نه مربي. فوتبال در آسيا هنوز از شکل سنتي به طور کامل درنيامده. کره و ژاپن مي توانند استثنا باشند چون علمي تر کار کرده اند. چون در فوتبال سنتي بازيکن مراحل فوتبال را طي نمي کند رفتار عقلاني ندارد. چون آموزش نديده است".
" همه مربيان هم در تلاش براي گذار نيستند. فقط بعضي از آنها مطالعه مي کنند خوب در اين شرايط چرا بايد روش هاي مربيگري تغيير کند؟ اکثر مربيان هنوز مي خواهند با بازيکن موفق شوند".
از مهاجراني درباره قطبي مي پرسم که جور ديگري نشان مي دهد و نمايش علمي تري داشته باشد. اما مهاجراني با شگرد خودش جواب مي دهد: " قطبي از لحاظ رواني بد کار نمي کند"!
بزرگترين مشکل قطبي مي تواند نبود ستاره باشد. نسل جديد فوتبال ما فاقد از نام هاي بزرگي مثل مهدوي کيا، کريم باقري، دايي و عزيزي است.
" در دهه 80 و 90 ميلادي داشتيم اما حالا پديده اي نداريم. بهترين بازيکنان فصل قبل ايران قديمي هايي مثل فرهاد مجيدي و علي کريمي بودند. شما سه تا بازيکن از تيم ملي بگيريد متوقف مي شود".
پس با اين وجود اميد به موفقيت تيم ملي در جام ملت هاي آسيا تا چه حد مي تواند باشد؟ " هنوز با تدارکات خوب مي توانيم نتيجه بگيريم. ايراني ها باهوش هستند و مي شود با کره، ژاپن و عربستان رقابت کرد".
حشمت مهاجراني به عنوان يکي از مربيان موفق آسيا در فهرستي قرار دارد که کنفدراسيون فوتبال آسيا به مناسبت سال 2010، سال مربيگري آسيا جمع آوري کرده است.
حشمت مهاجراني در مشهد به دنيا آمد و در بازيهاي ارتش هاي جهان در يونان 1968 از فوتبال خداحافظي کرد. مهاجراني جوان در دوره مربگيري سه ماهه فيفا زير نظر دتمار کرامر در ژاپن شرکت کرد. او سال 1971 مربي تيم ملي جوانان شد و چهار قهرماني پياپي آسيا را بدست آورد. سال 1974 کمک اوفارل (سرمربي سابق منچستر يونايتد) در تيم ملي شد و يکسال بعد تيم را در دست گرفت.
سومين قهرماني جام ملت هاي آسيا 1976، صعود به دور دوم المپيک 1976 مونترال و صعود به جام جهاني 1978 آرژانتين کارنامه او را رنگين کرد. ايران با هلند که به نايب قهرماني رسيد، پرو و اسکاتلند قدرتمند همگروه شد و در نهايت برابر اسکاتلند به تساوي 1-1 رسيد. او در سال 1980 براي چهار سال مربي تيم هاي جوانان، المپيک و تيم ملي امارات شد و تغييرات زيادي در اين تيم بوجود آورد که آنها توانستندبا کارلوس آلبرتو و بعد زاگالو به جام جهاني ايتاليا 90 برسند. او در آنجا در کنار نام هايي مانند توميسلاو ايويچ و والري لوبانفسکي به نام هاي موثر در فوتبال اين کشور تبديل شد. مهاجراني در سال 1992 تا 1994 تيم ملي عمان را در دست گرفت اما در انتخابي جام جهاني در بازي با ايران به تهران نيامد و گفت : "نمي توانم در استاديوم آزادي که با کشورم به افتخار رسيدم روي نيمکت حريف بنشينم". سال 2000 اما در بازيهاي جوانان آسيا با هدايت تيم امارات به تهران آمد که موفق نبود. مهاجراني مدتي به اروپا رفت و براي يکسال مدير فني آدميرا واکر اطريش شد. او به دو سال است که به ايران برگشته و بعد از مديريت فني در استيل آذين اين فصل در شاهين بوشهر همين سمت را در اختيار دارد. مهاجراني به عقيده بسياري موفق ترين مربي تاريخ فوتبال ايران است.
















