«معلم اخلاق» اسطورهای آمیخته با کتاب
امروز چهارم آذرماه 1391 مصادف با نوزدهمین سالگرد درگذشت پرویز دهداری یکی از با اخلاقترین ورزشکاران تاریخ ورزش ایران است؛ مردی که پس از مرگ، چون اسطورهای در ورزش ایران و نامش برای همیشه به عنوان «معلم اخلاق» در یادها ثبت شد. آنچه میخوانید یادداشتی است از حبیب نیکنژاد، خبرنگار پیشکسوت حوزه ورزش که از شخصیت این مربی و نقش کتاب و مطالعه در زندگی او یاد میکند.-خبرگزاری کتاب (ایبنا)- دهداری، مردی بود متفاوت در روزگار خویش، با تمایزی ناشی از تجربهای خاص در زیستن و مسلح به معنویتی عارفانه، متأثر از مطالعات عمیق در رشتههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. مردی که هنوز هم پس از سالها، به عنوان گوهر دُردانه ورزش این آب و خاک، با قامت انسانی شریف، فرهنگ دوست و اهل مطالعه یک سر و گردن بلندتر از تمام حاضران ورزشی ، سر از ابرهای تنگ نظریها فراز آورده و آسمان آبی انسانیت را سیر میکند.
در آن سالها، آن سالهای نه چندان دور (1367 ـ 1365) که هنوز پول، تنها حرف و حدیث حاکم بر ورزش نبود و آدمها با ارزشها و اخلاقشان زندگی میکردند، دهداری نامی میزیست که مردانه پای اعتقاد و عقایدش ایستاد و چون پدری دلسوز عشق خود به فرزندان ورزش این سرزمین را بیدریغ ارزانی داشت. او موهبتی نه چندان کمبها بود که سفلگان و کمخردان آن را تاب آورند.
پرویز دهداری، فرزند زمانهای بود که آدمهایش برای بزرگ بودن باید اسباب بزرگی فراهم میکردند و غیر از این ممکن نبود. او دریایی از شعر و معرفت را در خود جاری ساخت و دنیایش، پر از کرامت فرهنگی و انسانی بود؛ چرا که پیش از آن که اهل ورزش باشد، فرهنگ و مطالعه، کتاب و کتابخوانی، بخشی از وجودش، و شناخت و معرفت تمام تار و پودش شده بود.
به یاد دارم زمانی که 14 بازیکن ملیپوش، بعد از بازیهای آسیایی 1986 میلادی (مهرماه 1365) از حضور در تیم ملی انصراف دادند و موقعیتی زننده برای ورزش ما آفریدند، علی اصغر شیرزادی، دوست خوب و نویسنده بزرگ معاصر، از من خواست تا دیداری با این مرد افسانهای تاریخ ورزش داشته باشیم. در یکی از شبهای سرد آذرماه 1365 فرصت دست داد و همراه با جناب شیرزادی راهی منزل دهداری شدیم؛ ملاقاتی که بین این دو بزرگ نزدیک به هشت ساعت به طول انجامید. شیرزادی در راه بازگشت رو به من کرد و گفت: «این آقا پرویز دهداری نبود.» و بعد به چهره متعجبم نگاهی انداخت و در پی این تعلیق که حتما آن را از داستاننویسی آموخته بود، توضیح داد: «او یک عالِم، یک فیلسوف و یک دانشمند بزرگ است؛ مردی که برای جامعه ورزشی و محیط آن زیادی است، مردی فراتر از ورزش، بزرگ مردی که در این جامعه کوچک و کوتولهپسند ما نمیگنجد.»
حالا سالهاست که از مرگ او گذشته و مردی به میدان درنیامده که خلاء فرهنگی و معرفتی جامعه ورزشی را چون او پر کند؛ خلائی که تنها با کتاب و مطالعه پر میشود، نه فقط با دانش فنی مربیگری.
اکنون این دریغ با ماست که پس از گذشت نزدیک به دو دهه از درگذشت این معلم اخلاق کمتر کتاب و نشریهای آن چنان که بشاید، حکایت زندگی و حماسههای خاموش او را به رشته تحریر درآورده است؛ صفحاتی که ولو اندک بتواند پاسداشت خدمات ارزندهاش و نمایانگر برگی از تاریخ زندگی سراسر عبرتش باشد.
در آن سالها، آن سالهای نه چندان دور (1367 ـ 1365) که هنوز پول، تنها حرف و حدیث حاکم بر ورزش نبود و آدمها با ارزشها و اخلاقشان زندگی میکردند، دهداری نامی میزیست که مردانه پای اعتقاد و عقایدش ایستاد و چون پدری دلسوز عشق خود به فرزندان ورزش این سرزمین را بیدریغ ارزانی داشت. او موهبتی نه چندان کمبها بود که سفلگان و کمخردان آن را تاب آورند.
پرویز دهداری، فرزند زمانهای بود که آدمهایش برای بزرگ بودن باید اسباب بزرگی فراهم میکردند و غیر از این ممکن نبود. او دریایی از شعر و معرفت را در خود جاری ساخت و دنیایش، پر از کرامت فرهنگی و انسانی بود؛ چرا که پیش از آن که اهل ورزش باشد، فرهنگ و مطالعه، کتاب و کتابخوانی، بخشی از وجودش، و شناخت و معرفت تمام تار و پودش شده بود.
به یاد دارم زمانی که 14 بازیکن ملیپوش، بعد از بازیهای آسیایی 1986 میلادی (مهرماه 1365) از حضور در تیم ملی انصراف دادند و موقعیتی زننده برای ورزش ما آفریدند، علی اصغر شیرزادی، دوست خوب و نویسنده بزرگ معاصر، از من خواست تا دیداری با این مرد افسانهای تاریخ ورزش داشته باشیم. در یکی از شبهای سرد آذرماه 1365 فرصت دست داد و همراه با جناب شیرزادی راهی منزل دهداری شدیم؛ ملاقاتی که بین این دو بزرگ نزدیک به هشت ساعت به طول انجامید. شیرزادی در راه بازگشت رو به من کرد و گفت: «این آقا پرویز دهداری نبود.» و بعد به چهره متعجبم نگاهی انداخت و در پی این تعلیق که حتما آن را از داستاننویسی آموخته بود، توضیح داد: «او یک عالِم، یک فیلسوف و یک دانشمند بزرگ است؛ مردی که برای جامعه ورزشی و محیط آن زیادی است، مردی فراتر از ورزش، بزرگ مردی که در این جامعه کوچک و کوتولهپسند ما نمیگنجد.»
حالا سالهاست که از مرگ او گذشته و مردی به میدان درنیامده که خلاء فرهنگی و معرفتی جامعه ورزشی را چون او پر کند؛ خلائی که تنها با کتاب و مطالعه پر میشود، نه فقط با دانش فنی مربیگری.
اکنون این دریغ با ماست که پس از گذشت نزدیک به دو دهه از درگذشت این معلم اخلاق کمتر کتاب و نشریهای آن چنان که بشاید، حکایت زندگی و حماسههای خاموش او را به رشته تحریر درآورده است؛ صفحاتی که ولو اندک بتواند پاسداشت خدمات ارزندهاش و نمایانگر برگی از تاریخ زندگی سراسر عبرتش باشد.
تاریخ: 1391/9/4
موضوع: سایر ورزش ها
نظر: 0
















