از خوابيدن در كانكس تا مقام ششم المپيك سنگاپورخجسته: در تيم ملي بوكس بزرگسالان كسي مرا نميشناخت
به گزارش خبرگزاري فارس، بيژن خجسته به لطف مقام پنجمي كه در مسابقات جهاني باكو آذربايجان در ارديبهشت امسال بدست آورد جواز حضور در نخستين دوره المپيك نوجوانان در سنگاپور را كسب كرد؛ اما در آنجا با يك پله سقوط در رده ششم ايستاد.
او در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس اظهاراتي را درباره اردوهاي تيم ملي بيان كرد كه در پي مي آيد:
*گابريلف دوباره مرا به اردوي تيم ملي دعوت كرد
قبل از آمدن آناتولي گابريلف به عنوان سرمربي جوانان، مرا از اردوهاي تيم ملي كه قرار بود در مسابقات قهرماني آسيا شركت كند، حذف كردند؛ اما مربي اوكرايني دوباره به من اعتماد كرد و براي پيكارهاي تهران در تركيب تيم ملي قرارم داد. در مسابقات قهرماني جوانان آسيا به هندوستان باختم و حذف شدم؛ البته اين حريف هندي قهرمان آسيا شد.
*نصف بوكسم را از آناتولي ياد گرفته ام
سال گذشته براي اولين بار بود كه به اردوي تيم ملي دعوت مي شدم، بيشتر از نيمي از بوكس خود را در تيم ملي و مربي اوكرايني ياد گرفتم. او با تيم جوانان رابطه بسيار نزديكي داشت و علاوه بر مسائل فني از نظر عاطفي و روانشناسي نيز روي بچه ها كار مي كرد. گابريلف هم بدنسازي مي كرد و هم تكنيك و تاكتيك را به ما ياد مي داد.
*نمي خواستند وزن مرا به آذربايجان اعزام كنند
بعد از پايان مسابقات قهرماني آسيا برخي آقايان عنوان كردند كه بيژن خجسته غيرت لازم را ندارد و نبايد به رقابت هاي جهاني آذربايجان اعزام شود و فقط گابريلف بود كه براي رفتنم پافشاري كرد. او معتقد بود كه من هم مانند ديگر نفرات بايد شانسي داشته باشم و خوشحالم كه توانستم در باكو خوب ظاهر شوم.
*فدراسيون نمي دانست كه من مجوز المپيك را گرفته ام
در مسابقات جهاني توانستم نماينده تاجيكستان را كه نفر سوم آسياست 7 بر 3 شكست داده و بوكسور اكوادور را نيز 6 بر 3 مغلول كنم. تنها كسي بودم كه از نماينده كوبا امتياز گرفتم و در آنجا پنجم شدم. تا مدت ها نمي دانستم كه جواز حضور در المپيك سنگاپور را بدست آورده ام و خود فدراسيون نيز اطلاعي نداشت. از طريق گابريلف اين مسئله را فهميدم.
*به جاي تيم ملي جوانان به تيم بزرگسالان دعوت شدم
فدراسيون ها تا مدت ها مي گفت كه از طريق وايلدكارت به سنگاپور مي روم درحاليكه در رده بندي مسابقات جهاني جواز گرفته بودم. آنها مي توانستند خيلي زود اردوهاي مرا آغاز كنند و حتي به يك ديدار تداركاتي خارجي هم بفرستند؛ اما هيچكدام صورت نگرفت. خيلي دير تمريناتم را شروع كردم؛ البته در اردوي تيم ملي بزرگسالان در نور نه جوانان. در آن تيم نه كادر فني و نه ملي پوشان مرا نمي شناختند. در آن اردو تمرينات سنگيني را انجام ندادم و هيچگاه كيسه نزدم. بيشتر مي دويدم و شنا مي رفتم. براي من و تيموري يك سوئيت جدا گرفته بودند و مابقي تيم بزرگسالان در هتل بودند.
*از نور به كانكس شيرودي منتقل شدم
در اردوي نور بارها اعلام كردم كه من با آناتولي بهتر مي توانم تمرين كنم؛ اما كسي گوش نكرد. دورتسوف و مربيان تيم ملي بزرگسالان با من تمرين نمي كردند و حتي برخي از ملي پوشان كه نمي دانستند قرار است به المپيك سنگاپور اعزام شوم حاضر نبودند برايم ميت بگيرند. بعد از اردوي نور به كانكس هاي شيرودي منتقل شدم و بعد از مدتي به آكادمي رفتم. وقتي به هتل آكادمي منتقل شدم برخي از مربيان مي گفتند كه بايد در خوابگاه نصرت باشم و نبايد براي من هتل اختصاص دهند.
*نهرودي با كار من آشنا نبود
آقاي نهرودي با جزئيات كار و تكنيك هاي من آشنايي نداشت؛ اما به عنوان مربي به المپيك سنگاپور اعزام شد. او مدام مي گفت كه «با دست راست بزن» درحاليكه من چپ دست بودم. در مبارزه اول خود مقابل ازبكستان خوب بازي كردم اما با اين برنامه اي كه برايم تدارك ديده بودند، روحيه خوبي نداشتم و 4 بر 2 باختم. مقابل روسيه هم 8 بر 3 شكست خوردم تا در رده ششم قرار گيرم. براي اولين بار بود كه بوكس بدين شكل برگزار مي شد.
*اگر خوب برنامه ريزي مي شد مدال مي گرفتم
اگر بلافاصله بعد از مسابقات جهاني به اردوي تيم ملي دعوت مي شدم و با مربي جوانان تمرين مي كردم و يك ديدار تداركاتي خارجي هم مي رفتم، بدون شك مدال آور بودم. تيم ملي بوكس جوانان بعد از مسابقات قهرماني آسيا به حال خود رها شد. حتي بعد از اين رقابت ها ماشيني نبود كه تيم ملي را به هتل ببرد. جوايز مدال آوران آنطور كه گفته بودند، پرداخت نشد. اگر در آن مسابقات گابريلف مرا گرم كرده بود، مدال مي گرفتم. تا راند دوم از هند جلو بودم، اما در نهايت باختم. مربي كه مسئول گرم كردن من بود، انقدر ميت گرفت كه ديگر انرژي مبارزه نداشتم.
*چطور تيم وزنه برداري مربي صربستاني داشت
فدراسيون اعلام كرده بود به دليل اينكه گابريلف نمي تواند با بوكسور ارتباط برقرار كند، اعزام نشده و نهرودي جاگيزين وي شده است؛ در حالي كه تيم ملي وزنه برداري با مربي صربستاني خود آمد و توانست به مدال طلا هم دست يابد. اگر من در استان خودم تمرين مي كردم (آذربايجان غربي) بهتر از تمرينات فدراسيون بود. من در اردوها 87 كيلوگرم شده بودم و تا يك روز قبل از مسابقات هيچي نخوردم تا سر وزن بيايم.
*ديگران را تشويق نمي كنم كه به سمت بوكس بروند
قبل از عضويت در تيم ملي مي خواستم كه برادر و خواهر زاده ام حتماً بوكسور شوند؛ اما از وقتي شرايط فدراسيون و تيم ملي را ديده ام ديگر تمايلي ندارم و بدون شك در صورت تمايل آنها را منصرف مي كنم. ما در استان خود حتي يك سالن هم نداريم و وقتي باران مي آيد همه چيز تعطيل مي شود. من با اين شرايط به اينجا رسيدم و از درس و زندگي ام زدم؛ اما به كجا رسيدم؟ در اردوهاي تيم اعزامي به مسابقات آسيايي هفته اي 7 هزار تومان به ما هزينه اياب و ذهاب داده مي شد. يك هفته به مسابقات جهاني، قرص هاي مكمل را در اختيار ما گذاشتند كه بايد يك بسته را ميان 4 نفر تقسيم مي كرديم.
انتهاي پيام/
















