ملي پوشان؛ سربازهاي تعارفي
ملي پوشان ورزش ايران وقتي مي خواهند نهايت خضوع و خشوع خود را نسبت به مردم و کشورشان نشان دهند جلوي دوربين هاي تلويزيوني خود را "سرباز" مي نامند، سربازي که آماده هر نوع ايثارگري براي پرچم کشورش است. اما اين حرف هم در برخي موارد شبيه تعارف هاي کليشه اي مان است، همان قابل شما را ندارد و بفرمائيد در خدمت باشيم....!
عليرضا حقيقي آخرين نمونه از اين سربازهاي تعارفي است، او گفته است ، با دعوت از مهدي رحمتي رفتن من به گوانگ ژو منتفي است، به هرحال همچنان به عنوان سرباز درخدمت تيم ملي و اميد هستم!
در اينکه دعوت از مهدي رحمتي براي بازي در تيم اميد کاري غلط و غيرقابل توجيه است شکي نيست، اين حق عليرضا حقيقي است که پيراهن تيم ملي اميد را بپوشد و نبايد مانند تيم بزرگسالان باز هم زير سايه مهدي رحمتي روي نيمکت ذخيره ها جا خوش کند اما سخن بر سر سربازهاي قلابي است! پيش از اين نيز علي کريمي در حساس ترين برهه به دعوت علي دايي « نه» گفت و بعدتر دوباره « سرباز شد» ! [....] که هميشه سخن از سرباز بودنش مي راند سر از ناکجا آباد درآورد، سامان طهماسبي کشتي گير ملي پوش نيز از جمله سربازهايي بود که بعد از مدتي زير پرچم کشور ديگري به روي تشک رفت! بسياري ديگر ترجيح مي دهند اصلاً به خدمت سربازي نروند و آن را دور بزنند اما جلوي دوربين ها مدام من "سرباز وطنم" مي گويند، اين دوستان معناي سرباز را مي دانند؟ !نگاهي به دو ترکيب "سر" و "باز" به معني "باختن" بيندازيد.
ملي پوشان گرامي! شما هم مثل هر فرد ديگري منافع فردي تان را ترجيح مي دهيد پس لطفاً منت سرباز بودن تان را بر سر ما و کشور نگذاريد!
















