برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

/نشست خبري باشگاه پرسپوليس/-5كاشاني: سر و ته من به چه چيزي مي‌ارزد كه با دايي اختلاف داشته باشم؟

به گزارش خبرگزاري فارس، حبيب كاشاني در ادامه نشست خبري امروز، صحبت‌هاي زير را مطرح كرد.

* اختلافي با دايي ندارم

پس از بازي با پاس هيچ اختلافي بين من و علي دايي رخ نداد. يكي از خبرنگاران صدا و سيما بعد از بازي در مورد اين مسابقه از من سؤال پرسيد و من گفتم اين بازي تمام شد و دايي بايد تمركز خود را براي ديدار با شهرداري تبريز بگذارد اما يكي دو تن از همكاران شما در برخورد با دايي دو مطلب دروغ را نقل مي‌كند. اول اينكه گفته بودند كاشاني گفته دايي بايد وقت بيشتري بگذارد و دوم اينكه دايي بايد تمركز بيشتري داشته باشد در صورتي كه من نه در مورد وقت و نه در مورد تمركز حرفي نزده بودم.
به هر حال باشگاه سايت رسمي دارد و من به نوعي همكار شما هستم و با هم ارتباط رسانه‌اي دارم. گاهي بعضي از دوستان بي‌تقوايي مي‌كنند. گاهي مطالب دروغي مي‌بينيم كه برخي اوقات مجبوريم از آنها بگذريم يا مجبوريم براي دادگاهي و ظلمي كه مي‌شود به دادگاه پناه ببريم.

مثلا مي‌نويسند باشگاه پرسپوليس بابت رضايت‌نامه تارتار 50 ميليون تومان گرفته است. مي‌شود به من بگوييد كي و چه زماني اين اتفاق افتاده است. يا نوشتند يكي از پيشكسوتان پرسپوليس خواستار كار كردن در آبدارخانه باشگاه شده است اما من مي‌گويم كه ما به اين پيشكسوت 2 ميليون و نيم كمك مالي كرديم يا مي‌نويسند دايي ليست به كاشاني داده كه نمي‌خواهد با اين پييشكسوتان كار كند. كساني كه چنين چيزهايي مي‌نويسند با من يا با دايي مشكل ندارند بلكه با باشگاه مشكل دارند. يك خبرنگاري از من پرسيد قرار است بابت هر گلي كه غلامرضا رضايي مي‌زند 50 ميليون پاداش بگيرد. من خيلي به اين سؤال فكر كردم از خبرنگار پرسيدم يعني اگر اين بازيكن بخواهد 30 ‌گل بزند باشگاه پرسپوليس مجبور است يك ميليارد و 500 ميليون تومان به اين بازيكن پاداش بدهد. سپس از اين خبرنگار پرسيدم كه اگر قرار باشد به اين بازيكن چنين پاداشي بدهيم به محمد نوري كه آن هم براي ما گل مي‌زند بايد چنين پاداشي بدهيم و او گفت نه. من فقط مي‌توانم بگويم كه پرسيدن چنين سؤالي تفرقه ايجاد كردن در تيم است يا سؤال بپرسند كه آيا آقاي فروزاني قرار است با باشگاه همكاري كند به من وقتي مي‌گويند من اين آقا را تا حالا نديدم به من مي‌گويند شما نمي‌دانيد او در حال همكاري با شما است. من هم كارمندان و بازيكنان تيم را به خط مي‌كنم تا يك چهره جديد از اين تيم ببينم.

به من مي‌گويند محمد دايي قرار است با پرسپوليس همكاري كند. اين را بگويم كه كار كردن با دايي براي ما افتخار است و با كسي هم تعارف نداريم. اگر محمد دايي عيبي دارد حتما از او استفاده مي‌كنيم. حالا جرم او چيست كه همنام علي دايي است. در كار كارشناسي به هيچ كس باج نمي‌دهيم.
من يحيي گل‌محمدي را 19 سال است مي‌شناسم ولي دوستانه به توافق نرسيديم. همه اينها را گفتم تا گلايه نشود كه چرا كاشاني تمايل ندارد. اگر فقط يك دروغ بود اين مسائل مهم نبود اما اسم اين مسائل را نمي‌شود سوء تفاهم گذاشت.
بعد از ديدار با پاس ما طبق روال هميشگي با علي دايي جلسه گذاشتيم. كلي حرف و حديث برايمان به وجود آمد در صورتي كه چنين جلساتي را ما در زمان كرانچار هم داشتيم و اكنون هم با دايي به توافق رسيده‌ايم كه روزهاي دوشنبه جلسه داشته باشيم مگر مي‌شود يك تيمي اعضاي آن با هم همفكري نداشته باشند. يكي از راه‌هاي خداشناسي نظم است.

اگر در تيمي مثل پرسپوليس تعامل نباشد امكان برگزاري اين همه تمرين و مسابقه وجود ندارد. شما مي‌توانيد عملكرد باشگاه را از سال 80 تا 89 بررسي كنيد. در اين 9 سال هيچ فصلي به اندازه امسال به اين خوبي امتياز نگرفته‌ايم. حتي در سال 86. البته ما از شرايط فعلي راضي نيستيم اما راضي نبودن به معناي كار اشتباه‌مان نيست. طبيعتا نيم فصل دوم امتياز جمع كردن سخت‌تر است. ما تقريبا 30 درصد امتيازات را از دست داده‌ايم اما قائل به اين هستيم كه جلو برويم. اگر هر هفته جلسه نداشته باشيم كارمان پيش نمي‌رود.

* علم دايي از من بيشتر است
اين يك واقعيت است كه علم دايي از من بيشتر است. من بارها از ايشان خواهش كردم كه به من و باشگاه به سمت علمي‌شدن كمك كند. من تا به حال تيمداري نكرده‌ام مربي‌گري نكرده‌ام اما او علمش را دارد. مثلا من هميشه عادت داشتم كه از بازيكنان بخواهم كه در سفرها كت و شلوار بپوشند. شايد اين بازيكنان هم راضي نبودند اما من اصرار مي‌كردم اين اتفاق بيفتد اما وقتي دايي به پرسپوليس آمد بازيكنان با لباس گرمكن راحت‌تر هستند و من هم قبول كردم. اين شجاعت را دارم و مي‌گويم كه علمش را ندارم. از همه هم مي‌خواهم براي علمي شدن كارهايم به من كمك كنند. من يك معلم هستم و به آن افتخار مي‌كنم و از گذشته خودم نيز نادم نيستم.
من كوچكترين چيزها را از دايي مي‌پرسم. از ندانستم خجالت نمي‌كشم. ما مي‌خواهيم تيمي بسازيم تا براي جامعه مفيد باشد. از دايي تشكر مي‌كنم كه هر علمي دارد و هر داشته‌اي دارد به باشگاه منتقل مي‌كند بدون اينكه تكبر داشته باشد.

دايي را متهم مي‌كنند كه متكبر است و چرا بعد از بازي با عربستان عذرخواهي نكرد اما من مي‌خواهم بگويم بازي پاس و پرسپوليس چه اهميتي داشت اما اين مرد با جسارت و شهامت مي‌آيد و از هواداران عذرخواهي مي‌كند. چرا كاري مي‌كنيد كه بين جامعه و اسطوره‌ها فاصله ايجاد شود. دايي كجا، كاشاني كجا. سر و ته من به چه چيزي مي‌ارزد كه با دايي اختلاف داشته باشم. حفظ دايي براي همه ما واجب است. هر جاي دنيا كه مي‌رويم ايران را با نام دايي مي‌شناسند. اگر روزي در فوتبال پيش بيايد كه با دايي اختلاف داشته باشم از اين فوتبال مي‌روم. قسم به خدا اگر هم اكنون از دفتر آقاي سعيدلو با من تماس بگيرند من مي‌روم. فرصتي براي نوكري به مردم برايم پيش آمده و مي‌خواهم مردم و هواداران را خوشحال كنم.

* براي خصوصي شدن پرسپوليس بايد تكليف برند آن مشخص شود

يك سري مشكلات حقوقي داريم. در سال 70 آقاي غفوري‌فرد رئيس محترم وقت سازمان تربيت‌بدني ظاهرا سهام باشگاه پرسپوليس را به واسطه يكي از مديران باشگاه به گروهي منتقل مي‌كند و آنها اكنون مدعي هستند كه باشگاه پرسپوليس براي آنها است كه سازمان تربيت بدني براي ادعاي حقوقي اين گروه بايد پيگيري‌هاي لازم را انجام دهد.
از سوي ديگر نام پيروزي نيز داراي مدعي است و آقاي عابديني مي‌گويد باشگاه پيروزي متعلق به او است. حالا تصور كنيد براي تيمي با قدمت 46 ساله بايد اسم جديدي پيدا كرد تا وقتي مي‌خواهد خصوصي شود به مشكل حقوقي نخورد. در صورتي كه يكي از آورده‌هاي باشگاه پرسپوليس همين برندش است. برندي كه دو گروه مدعي آن هستند. در واقع باشگاه به لحاظ اموال منقول چيزي ندارد. محل باشگاه را كه مي‌گويند براي فدراسيون است. ورزشگاه درفشي‌فر كه صاحب ديگري دارد و فقط همين باشگاه با اين همه مدعي با 9 ميليارد تومان بدهي روبرو است. پس نتيجه مي‌گيريم تنها داشته پرسپوليس براي حاضر شدن در بورس همين برندش است. به همين دليل براي مشخص شدن اين وضعيت يك كار حقوقي كامل مي‌طلبد. اصلا بايد ديد طبق اصل 45 قانون اساسي كه دو باشگاه استقلال و پرسپوليس را جزو منافع ملي ناميده‌اند مي‌توان به شخص يا اشخاص ديگري واگذار كرد يا نه؟
در اين زمينه نامه‌نگاري‌هاي لازم انجام شده و از مسئولان حقوقي سازمان تربيت‌بدني مي‌خواهيم كه تكليف اين موضوع را روشن كنند.

* باشگاه پرسپوليس ظرفيت استفاده از 350 پيشكسوت را ندارد

باشگاه پرسپوليس داراي 350 پيشكسوت است و اين در حالي است كه ما فقط در دو سه رشته در حال فعاليت هستيم. مسلما وقتي در جايي با جاي خالي روبرو مي‌شويم از يك پيشكسوت ديگري استفاده مي‌كنيم اما نمي‌دانم چرا وقتي از هر پيشكسوتي براي همكاري با باشگاه دعوت مي‌كنيم پيشكسوتان ديگر در صدد تخريب برمي‌آيند.
محدوديت جا باعث شده نتوانيم از همه استفاده كنيم اما از همه تيم‌هايي كه با پيشكسوتان پرسپوليس در حال همكاري هستند، ممنون هستيم.
ادامه دارد...
انتهاي پيام/

تاریخ: 1389/6/24
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: