برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفتگوی فوتبالی با حمید رضا صدر/دکتر صدر از شکست انگلیس و آلبی سلسته در آفریقای جنوبی، انضباط آلمانی، رئال مورینیو، لمپنیزم در فوتبال ایران، تراکتورسازی، سرخابی ها و تیم ملی ایران می گوید

ما در حال حاظر نه يك گلزن خوب داريم و نه يك دروازه بان مطمئن. مربي تيم ملي هر كه باشد خالق بازيكن نيست.

نیما سبک روحیه-خبرگزاری پارس فوتبال

نگاهی به سوابق حمیدرضا صدر، وی را منتقد فیلم، تحلیلگر فوتبال و دارای مدارک آکادمیک در اقتصاد و طراحی شهری معرفی می کند. وی همچنین نویسنده کتابهایی در زمینه سینما و فوتبال است که از جمله این کتابها می توان به "روزی روزگاری فوتبال" اشاره نمود. در این کتاب تاریخچه فوتبال ملی و باشگاهی و پیش زمینه های اجتماعی و سیاسی آن در چندین کشور مختلف مورد تحلیل قرار گرفته اند.

مطلبی که در ادامه می آید، حاصل گفتگویی فوتبالی با دکتر صدر است که در آن عنوانی همچون جوگابونیتا، شکست تیمهای ملی آرژانتین و انگلیس در جام جهانی، فلسفه فوتبال آلمان، کالچیو یا لالیگا، چالش رئالی مورینیو، لمپنیزم در فوتبال ایران، سرخابی ها، تراکتورسازی و تیم ملی ایران در سه بخش مختلف دستمایه بحث قرار گرفته اند.

 بخش اول -جام جهانی آفریقای جنوبی

از نظر زیبایی شناختی کدامیک برتر هستند، جوگابونیتو (Joga_Bonito) یا فوتبال بر مبنای انضباط، فیزیک جسمانی و دفاع فکورانه؟
وقتي مي خواهيد قهرمان ليگي شويد و بر بام جام جهاني بايستيد چاره‌اي نداريد كه جوگابونیتو را در حاشيه قرار دهيد. شخصا از آن جا كه طرفدار تيم خاصي نيستم بازي زيبا را ترجيح مي دهم ولي سايرن يعني طرفداران به پيروزي و كسب جام مي انديشند. جايي كه وجوه مالي هم جلب نظر مي كند. باشگاه اروپايي كه زيبا بازي كند ولي زود در ليگ قهرمانان حذف شود با زيان مالي فراواني روبرو خواهد شد و كسي بانيانش را نخواهد بخشيد.

به نظر می رسد ژانری فانتزی تحت نام جوگابونیتای برزیلی کارایی لازم را در برابر مثلا فوتبال فیزیکی هلند یا فکورانه اسپانیایی ندارد، به نظر شما آیا دوران چنین ژانری به سر آمده است؟
" Joga_Bonito " يعني "بازي زيبا" و تصور نمي كنم نمايش اسپانيا در جام جهاني يا بارسلونا طي دو فصل اخير در صف بازي‌هاي نازيبا جاي بگيرد. چرا كه بازي فكورانه به تعبير شما لزوما زشت نيست. مگر آن كه بازي بي پروا را كه البته گاهي زيبا مي شود را جوگا بونيتا قلمديد كنيم.  در سوي ديگر هلند هم سواي ديدار نهايي برابر اسپانيا به نبرد فيزيكي روي نياورد و نمونه مناسبي براي توصيف فوتبال فيزيكي از نوع كثيفش نيست. با اين وصف پرسش شما حاوي نكته قابل تاملي است. اين كه دوران ژانر "بازي زيبا" به سر آمده يا نه؟ تصور نمي كنم چنين باشد. بازي‌هاي تيم ملي آْلمان در جام جهاني بسيار تماشايي و هيجان انگيز بود، همين طور اروگوئه. من بازي‌هاي تهاجمي بايرن مونيخ و نمايش ها مبتني بر سنجيدگي اينتر در ليگ قهرمانان را هم زيبا يافتم. اين بدين معني است كه بايد در مورد تعريف خود "بازي زيبا" كمي بحث كنيم. در عين حال هر عصر تيم هايي را را معرفي مي كند كه بازي‌هاي زيباي آن عصر را به نمايش مي گذارند و بارسا احتمالا همين تيم در دو سال اخير بشمار رفته. پيش از آن احتمالا منچستر يونايتد پرچم دار اين امر بود. همان زماني كه كريستيانو رونالدو و كارلوس توز كنار وين روني قرار داشتند. نكته اين است تيم هايي كه خشونتبار بازي مي كنند و يكسره به دفاع مي انديشند در اين دوران راه به جايي نبرده‌اند. ولو آن كه قهرماني از آن تيم هايي بوده كه دفاع مستحكمي  داشته‌اند. ولي خب دفاع مستحكم معمولا چيزي بوده كه تيم ها براي قهرماني بدان نياز داشته‌اند.

بازیکنان آلمانی بازخورد رسانه ای کمتری در قیاس با همتایان انگلیسی یا اسپانيایی خود ایجاد می کنند و البته در رقابتهای باشگاهی هم درخشش کمتری دارند (مثلا مولر جوان در قیاس با رونی) با این همه آلمانها در قالب تیم ملی و در چارچوب تورنمنتی مانند جام جهانی، تبدیل به ماشینی با راندمان بالا می شوند. دلیل این امر را چه می دانید؟
ژرمن ها تورنمنت را بدون فشار رواني آغاز كردند. چرا كه شانس زيادي برايشان قائل نمي شدند، خصوصا پس از مصدوميت بالاك. ولي استخوانبندي بايرن مونيخ كه بازيكنانش آمادگي جسمي شان را حفظ كرده بودند معركه بود و خونسردي اوزيل تحسين آور. در حالي كه انگليس و آرژانتين دو شكست خورده بزرگ برابر آْلمان شانس‌هاي قهرماني محسوب مي شدند و تعادل رواني ژرمن ها را نداشتند. در عين حال آْلمان تيمي با بازيكناني متنوع تر شده بود. آميزه اي از سختكوشي و نظم موبورهاي آْلماني، ظرافت ترك ها و جنگندگي آفريقايي‌ها. 

دلیل نمایش ضعیف تیم ملی انگلستان در آفریقای جنوبی را چه می دانید؟
حقيقت اين است نسلي كه تصور مي كرديم طلايي هستند طلايي نبودند. بله لمپارد، جرارد،‌ تري و اشلي كول طلايي نبودند. فقدان يك سنگربان قابل اطمينان از ابتدا هم جلب نظر مي كرد. نمي توانستم تصور كنم انگليس با رابرت گرين يا ديويد جيمز درون دروازه‌اش قهرمان شود، به هيچ وجه. انگليس پيش از آغاز جام با مصدوميت ريو فرديناند روبرو شد و قلب دفاعش نيز متزلزل شد. به اينها سرگيجه فابيو كاپلو برابر بازي هاي جان تري و رفقا را هم بيفزاييد.


نتیجه 4-0، پایانی خرد کننده برای آلبی سلسته بود. به نظر شما آرژانتین مارادونا فاقد چه پارامتری برای موفقیت در راه فتح جام بود؟
بله نتيجه چهار بر صفر نتيجه‌اي نيست كه معمولا آن را در مرحله يك چهارم نهايي جام جهاني ببينيم. آن هم بين دو تيم مدعي فتح جام. در اين گونه موارد تيمي كه دو بر صفر جلو مي افتد بازي را مي بندد و با آرامش كار را به پايان مي رساند، ولي آلمان باز هم حمله كرد و باز هم گل زد، چرا كه مي دانست مي تواند با كمترين تلاش باز هم دروازه آرژانتين را باز كند. چهره آلمان جديد به نظر مي رسيد ولي حرفه اي گري و تاثيرگذاري آنها سنت ديرپاي ژرمن ها را بياد مي آورد. آرژانتين از آغاز ميانه ميدان را از دست داد. باستين شوين اشتايگر به مهار ليونل مسي پرداخت و به سامي خديرا اجازه نفوذ داد و از ائوزيل هم به خوبي حمايت كرد. آرژانتين با هفت نفر دفاع مي كرد، در حالي كه آلمان از همه نقاط به حمله دست زده بود. تمايل مسي، كارلوس توز و ايگواين با بازي در ميانه زمين در حالي كه آرژانتين صاحب توپ هم نبود با ژرمن ها اجازه نفوذ بيشتري از كناره‌هاي زمين داده بود. آن چه كه در نفوذ هاي فيليپ لام و توماس مولر خود را نشان مي داد.

 بخش دوم-لیگهای اروپایی

لالیگا یا کالچیو؟ این تاپیک بحثی جنجالی بین هواداران این دو لیگ بوده و هست. آیا اصولا پاسخی در مورد این ‌که کدامیک از این دو لیگ برتر هستند وجود دارد؟
معمولا ميزان علاقه شما به يك ليگ برگفته از شناخت بيشترتان نسبت به آن هم هست. تصور مي كنم اگر ليگي را با دقت آميخته به علاقه دنبال كنيد از بازي‌هايش لذت مي‌بريد.  كيفيت ليگ ها از فصلي به فصل ديگر با توجه به قدرت و ضعف تيم ها فرق مي كند. براي گروهي تعداد گل‌هاي زده معيار بهتر بودن است و براي گروهي فاصله نزديك تيم ها. تصور مي‌كنم يك پاسخ براي پرسش شما وجود ندارد. معيارها متفاوت هستند.

از نگاهی بوندس لیگا در طی چندین سال گذشته تبدیل به لیگی محترم شده است. آمار تماشگران، سرمایه در جریان و البته نقشی که فوتبال از نوع لیگ آلمان در اجتماع ایفا می کند مستنداتی برای این ادعا هستند. چه عواملی را در پیشرفت اخیر این لیگ موثر می دانید؟
وجود زير ساخت هاي كليدي در مدارس و دبيرستان ها و باشگاه ها و شهرداري‌ها.  قيمت معقول بليط ها، حمايت شهروندان از تيم هاي شهر خود و البته خانوادگي بودن ورزشگاه‌هاي آْلمان.

شخصیتی به نام ژوزه مورینیو پس از فتح سه لیگ اروپایی و دو لیگ قهرمانان چالشی جدید در تیم کهکشانی‌ها دارد. چه چشم اندازی برای این مربی پیش بینی می کنید؟
مورينيو در مقايسه با پلگريني و برند شوستر يك مربي كهكشاني محسوب مي شود. بنابراين پشت سر بازيكنانش قرار نمي گيرد. ولي شايد چالش اصلي طرفداران و رسانه‌هاي دمدمي مزاج مادريدي باشند. ‌اين كه هم عنوان قهرماني مي خواهند و هم بازي تهاجمي و زيبا. در حالي كه مورينيو را با فوتبال حسابگرانه مبتني بر دفاعي بسيار سنجيده و حملاتي زيركانه و نيشدار و نه لزوما حملات دائمي مي شناسيم.

بخش سوم-فوتبال ایران

به عنوان یک واقعیت تلخ، سیاسی گری، رشوه، لمپنیزم و رسانه های زرد به مشکلاتی عمده برای فوتبال ایران تبدیل شده‌اند. با این مقدمه کوتاه آیا چشم اندازی روشن برای فوتبال از نوع ایرانی وجود دارد؟
اگز فوتبال را بازتابنده وجود مختلف جامعه قلمداد كنيم همه آن مواردي كه بدان ها اشاره كرديد از ساير مسيرها راه به فوتبال يافته و همه را به سرگيجه انداخته و با كلاف سردرگمي روبرو ساخته است. چشم‌انداز روشن فوتبال ما فقط در قبال سرمايه لايزال انساني ما است. ساير زمينه‌ها متاسفانه تاريك به نظر مي رسند.

نقل قولی وجود دارد مبنی بر اینکه "دو تیم سرخابی تهرانی قدرتهای بلامنازع فوتبال ایران هستند و قدرت گرفتن یا تضعیفشان به رشد یا زوال فوتبال ایران منجر خواهد شد" آیا با این ایده موافقید؟
تيم ملي ما چهار سال پيش بدون تكيه به بازيكنان اين دو تيم با آرامش راهي جام جهاني شد. حقيقت اين است اين بحث ديگر كهنه و تمام شده. كشوري كه ميليون‌ها جوان دارد نمي تواند خود را بند دو تيم و مثلا سي چهل بازيكن اين دو تيم كند. ناديده گرفتن ساير تيم ها را ناممكن مي پندارم.

تراکتورسازی و هوادارانش را می توان از منظری پدیده لیگ نهم دانست، نظرتان در مورد این تیم چیست؟
فوق العاده هستند. از ته دل اميدوارم فصل خوبي را سپري كنند. با اين وصف فقط با شور و عشق نمي توان در ليگ موفق شد و ايجاد شرايطي كه تيم را هميشه و همه جا هيجان زده كند مي تواند زيان بار هم باشد.

به نظر شما تیم ملی فوتبال ایران برای احیا نیازمند هدایت توسط مربی خارجی است یا مربی ایرانی؟
تفاوت چنداني نمي بينم. مشكلات تيم ملي ما برغم كمبود زيرساخت هاي فوتبالمان عوامل بيروني هستند. حال و هواي رقابت هاي باشگاهي هستند، حال و هواي اقتصادي با تزريق بي رويه پول و البته فضاي زشت و هتاكانه لبالب از كينه جويي كه مثل آتشي همه چيز را سوزانده و جلو مي رود. آيا شما براستي فكر مي كنيد مثلا اگر آرسن ونگر مربي تيم ملي ما شود بازي هاي درخشاني از تيم خود خواهيم ديد؟ ما در حال حاظر نه يك گلزن خوب داريم و نه يك دروازه بان مطمئن. مربي تيم ملي هر كه باشد خالق بازيكن نيست.

تاریخ: 1389/7/3
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: