دوست دارم احمدينژاد را ببينم
دني اولروم مهاجمي بود كه در ابومسلم خودش را به فوتبال ايران معرفي كرد. او كه در اين تيم حتي به عنوان آقاي گلي هم رسيد بعدها مسلمان شد و اسمش را به عرفان تغيير داد. او يك مهاجم گلزن و فرصتطلب بود ولي هر چقدر از فوتبال اولروم در ايران گذشت روز به روز دچار افت شد و حالا اين بازيكن نشاني از اولروم روزهاي اوج ندارد. ميگويند قرار است او با آرفي مهاجم پرسپوليس معاوضه شود ولي اولروم نسبت به اين موضوع بياطلاع است. او گفتوگويي انجام داد و حرفهايش جالب و خواندني بود.
*مثل اينكه رفتن به پرسپوليس تقريبا قطعي شده؟
اين خبرها فقط در حد حرف است. تا حالا مديرعامل باشگاه تراكتور و همچنين سرمربي تيم با من حرف نزدهاند و باشگاه پرسپوليس هم تماسي با من نداشته. من فقط از طريق روزنامهها متوجه ميشوم كه چنين خبرهايي وجود دارد.
*پس نميداني وضعيتات به كجا ميرسد؟
من فقط تابع تصميم باشگاه هستم.
*با فراز كمالوند اختلاف داري؟
خير، چرا بايد اختلاف داشته باشم.
*ولي خيلي كم بازي ميكني؟
اين به تصميم سرمربي مربوط ميشود و همچنين تاكتيك تيمش من بايد خوب تمرين كنم تا به تركيب تيم برسم. در تيم ما مهاجماني مثل علي عليزاده و رسول خطيبي حضور دارند و مطمئنا اين كار من را سخت ميكند.
*پس چندان هم بيميل نيستي كه از تراكتور بروي؟
من اصلا دوست ندارم در اين مورد حرف بزنم. بهتر است با باشگاه و سرمربي صحبت كنيد.
*پرسپوليس را دوست داري؟
اگر بگويم دوست ندارم دروغ گفتهام. اكثر فوتباليستهاي اروپا دوست دارند در منچستر يا بارسلونا بازي كنند چون آنها تيمهاي بزرگي هستند و پرسپوليس هم در آسيا يك تيم بزرگ است. براي همه فوتباليستهاي ايراني آرزوست كه در پرسپوليس بازي كنند حتي براي يك ساعت.
*در مورد علي دايي چه نظري داري؟
او را خيلي دوست دارم. شما اگر در يك كشور كوچك اروپايي يا آفريقايي باشيد و اسم از فوتبال ايران ببريد طرف مقابل خيلي زود اسم علي دايي را ميآورد. دايي معروفتر از بازيكناني مثل كريم باقري، مهدي مهدويكيا و علي كريمي است و فوتبال ايران را با نام دايي ميشناسند. وقتي او در بايرن مونيخ بود من در نيجريه بودم و بازيهايش را نگاه ميكردم.
*ميگويند الان آماده نيستي، درست است؟
به طور صددرصد آماده نيستم چون دو هفته به نيجريه رفتم و از تمرينات دور بودم ولي مطمئناً خيلي زود آماده ميشوم.
*چند سال پيش تصميم گرفتي مسلمان شوي كه اين موضوع براي فوتبالدوستان ايراني در نوع خود جالب بود. معمولا كم پيش آمده كه در اين مورد صحبت كني، درست است؟
اين تصميمي بود كه خودم گرفتم و خيلي در موردش فكر كردم و حالا هم خوشحالم.
*نماز مي خواني؟
خودتان ميدانيد كه زبان عربي خيلي سخت است و من به طور كامل نميتوانم نماز را بخوانم به همين دليل از همسرم كمك ميگيرم. من حتي قرآن هم ميخوانم. يك قرآن انگليسي دارم كه آن را ميخوانم و فكر ميكنم خيلي چيزها از آن ياد ميگيرم. ياد ميگيرم كه چطور انساني باشم، چگونه رفتار كنم و به اين توجه ميكنم كه خداوند چه توصيهاي به بندگانش كرده است. در ضمن بايد بگويم كه من زندگي در ايران را خيلي دوست دارم.
*دوست داري براي مدت طولاني در ايران بماني؟
من به دنبال گرفتن پاسپورت ايراني و اقامت در ايران هستم. من هيچ وقت از مردم ايران بدي نديدم و ميخواهم اينجا باشم. دوست دارم آقاي احمدينژاد را هم از نزديك ببينم.
*براي چه؟
آقاي احمدينژاد انسان شجاعي است و من شجاعت او را دوست دارم. من با او حرفهايي دارم و دوست دارم كه از نزديك ببينمش.
*چه حرفهايي؟
اين را ديگر نميتوانم بگويم.
*مثل اينكه رفتن به پرسپوليس تقريبا قطعي شده؟
اين خبرها فقط در حد حرف است. تا حالا مديرعامل باشگاه تراكتور و همچنين سرمربي تيم با من حرف نزدهاند و باشگاه پرسپوليس هم تماسي با من نداشته. من فقط از طريق روزنامهها متوجه ميشوم كه چنين خبرهايي وجود دارد.
*پس نميداني وضعيتات به كجا ميرسد؟
من فقط تابع تصميم باشگاه هستم.
*با فراز كمالوند اختلاف داري؟
خير، چرا بايد اختلاف داشته باشم.
*ولي خيلي كم بازي ميكني؟
اين به تصميم سرمربي مربوط ميشود و همچنين تاكتيك تيمش من بايد خوب تمرين كنم تا به تركيب تيم برسم. در تيم ما مهاجماني مثل علي عليزاده و رسول خطيبي حضور دارند و مطمئنا اين كار من را سخت ميكند.
*پس چندان هم بيميل نيستي كه از تراكتور بروي؟
من اصلا دوست ندارم در اين مورد حرف بزنم. بهتر است با باشگاه و سرمربي صحبت كنيد.
*پرسپوليس را دوست داري؟
اگر بگويم دوست ندارم دروغ گفتهام. اكثر فوتباليستهاي اروپا دوست دارند در منچستر يا بارسلونا بازي كنند چون آنها تيمهاي بزرگي هستند و پرسپوليس هم در آسيا يك تيم بزرگ است. براي همه فوتباليستهاي ايراني آرزوست كه در پرسپوليس بازي كنند حتي براي يك ساعت.
*در مورد علي دايي چه نظري داري؟
او را خيلي دوست دارم. شما اگر در يك كشور كوچك اروپايي يا آفريقايي باشيد و اسم از فوتبال ايران ببريد طرف مقابل خيلي زود اسم علي دايي را ميآورد. دايي معروفتر از بازيكناني مثل كريم باقري، مهدي مهدويكيا و علي كريمي است و فوتبال ايران را با نام دايي ميشناسند. وقتي او در بايرن مونيخ بود من در نيجريه بودم و بازيهايش را نگاه ميكردم.
*ميگويند الان آماده نيستي، درست است؟
به طور صددرصد آماده نيستم چون دو هفته به نيجريه رفتم و از تمرينات دور بودم ولي مطمئناً خيلي زود آماده ميشوم.
*چند سال پيش تصميم گرفتي مسلمان شوي كه اين موضوع براي فوتبالدوستان ايراني در نوع خود جالب بود. معمولا كم پيش آمده كه در اين مورد صحبت كني، درست است؟
اين تصميمي بود كه خودم گرفتم و خيلي در موردش فكر كردم و حالا هم خوشحالم.
*نماز مي خواني؟
خودتان ميدانيد كه زبان عربي خيلي سخت است و من به طور كامل نميتوانم نماز را بخوانم به همين دليل از همسرم كمك ميگيرم. من حتي قرآن هم ميخوانم. يك قرآن انگليسي دارم كه آن را ميخوانم و فكر ميكنم خيلي چيزها از آن ياد ميگيرم. ياد ميگيرم كه چطور انساني باشم، چگونه رفتار كنم و به اين توجه ميكنم كه خداوند چه توصيهاي به بندگانش كرده است. در ضمن بايد بگويم كه من زندگي در ايران را خيلي دوست دارم.
*دوست داري براي مدت طولاني در ايران بماني؟
من به دنبال گرفتن پاسپورت ايراني و اقامت در ايران هستم. من هيچ وقت از مردم ايران بدي نديدم و ميخواهم اينجا باشم. دوست دارم آقاي احمدينژاد را هم از نزديك ببينم.
*براي چه؟
آقاي احمدينژاد انسان شجاعي است و من شجاعت او را دوست دارم. من با او حرفهايي دارم و دوست دارم كه از نزديك ببينمش.
*چه حرفهايي؟
اين را ديگر نميتوانم بگويم.
تاریخ: 1389/7/4
موضوع: فوتبال
نظر: 0
کلمات کلیدی: ، ، ، ، ، ، ،
















