برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

به بهانه بازی ایران و برزیل : گنج در خانه است، کیمیاگر!

کتاب کیمیاگر کوئیلیو که گفته می‌‌شد محبوب‌ترین کتاب میان بازیکنان برزیل در جام‌جهانی 1998 بود، ریشه‌ای فارسی و ایرانی دارد، خیلی قبل‌تر از آن که سانتیاگوی اندلسی بار سفر ببند و راهی شمال آفریقا شود تا گنج مدفون را در حوالی اهرام مصر پیدا کند، حکایت «دیدن میراثی به خواب که در مصر به فلان موضع گنجی است» در دفتر ششم مثنوی حک شده بود، شباهت آن چنان است که حتی خود کوئیلیو هم قصد انکار آن را ندارد، اما نکته اینجاست که داستان این حکایت با دو روایت چقدر با بازی ایران و برزیل تشابه دارد، داستان را که بلدید؟ داستان مردی است که برای یافتن خوشبختی سر به بیابان می‌‌گذارد، خانه و خانواده‌اش را رها می‌‌کند وقتی باز می‌‌گردد متوجه می‌‌شود که راه را اشتباه رفته است و خوشبختی در همان خانه‌اش خوابیده بود و او نمی‌دید...

با برزیل بازی داریم، لازم نیست که آقای نویسنده بگوید که فوتبال آنها خیلی بهتر از ما است، همین خیلی بهتر بودن است که بازی را تا این حد رویایی می‌‌کند، اگر برای نویسندگان آمریکای جنوبی دنیای هزار و یک شبی، ادبیات شرق این قدر مهم است که از بورخس آرژانتینی تا کوئیلیوی برزیلی به آن تعلق خاطر دارند، فوتبال غیرقابل پیش‌بینی آمریکای جنوبی از برزیل تا آرژانتین برای ما مثل یک رویا می‌‌ماند، بازی کردن با این تیم‌‌ها همیشه و همیشه برای ما یک رویا بود تا آنجا که در دهه‌های قبل، کتاب طنزی که در آن به صورتی خیالی گزارش بازی ایران و برزیل در آن درج شده بود، پرفروشترین بود و چندین و چند بار تجدید چاپ شد...

اکنون  اما بازی با برزیل اصلاًً رویا نیست، قرار است همین چند روز بعد برزیل آن طرف بایستد و تیم‌ملی ایران این طرف... رویا عینیت می‌‌یابد اما باز هم باید بگوئیم افسوس... مثل یک نوار ضبط شده این سئوال در ذهنمان تکرار می‌‌شود که این بازی چرا نباید اینجا در همین تهران و در ورزشگاه آزادی برگزار شود؟ اگر بازی کردن با برزیل را بتوان یکی از خوشبختی‌های فوتبال نامید، چرا دنبال خوشبختی در خانه نگردیم؟ حتی تصور این بازی در ورزشگاه آزادی مو را به تن سیخ می‌‌کند، صد هزار نفر دارند فریاد می‌‌زنند. صداو سیما از ساعت 10 صبح خواهش می‌‌کند ورزشگاه پر شد، لطفاً دیگر نیائید... اما کو گوش شنوا؟ ستاره‌ها را از نزدیک می‌‌بینند و این خودش یعنی روزی که هیچگاه از یاد نمی‌رود، افسوس، حیف و...

این بازی با برزیل، به ما ثابت می‌‌کند اگر بخواهیم می‌‌توانیم با تیم‌های بزرگ و حتی بزرگترین تیم‌ها بازی کنیم، نه توجیه اقتصادی می‌‌تواند مانع این کار شود، نه هیچ دلیل دیگری. اگر با برزیل می‌‌توانیم در ابوظبی بازی کنیم، خب می‌‌توان با آنها در خانه هم بازی کرد. مگر با بایرن مونیخ بازی نکردیم؟ مگر با تیم‌ملی آلمان بازی نکردیم؟  فقط کافی است که «خانه»  و «خوشبختی درون خانه» را باور کنیم و بخواهیم... لطفاً بخواهید.
تاریخ: 1389/7/6
موضوع: فوتبال
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: