برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

ما فقط فوتبال مي‌خواهيم

فرداشب، وقتي عقربه هاي ساعت 30/20 را به ما نشان بدهند، مسابقه اي براي ما شروع مي شود که تا همين ديروز براي ما رويا بود.

بازي با برزيل براي بچه‌هايي که هر کدامشان نامي بزرگ از فوتبال برزيل را در دوران کودکي روي خود داشت تا فوتبالش را برزيلي نشان بدهد، به آرزويي مي‌ماند که هيچ وقت عملي نمي‌شود؛ اما براي اين نسل فوتبال ما، اين آرزو، محال نبود. آنها فردا شب در برابر اين تيم بازي مي‌کنند تا اين بازي به کلکسيون افتخارات شخصيشان سنجاق شود. بازي با تيمي که در هر نقطه از دنيا هواداراني سرسخت دارد بدون ترديد مسابقه‌اي فوق‌العاده است.

فوتبال برزيل فوتبالي آسان و زيباست. در عين سادگي محض، پيچيدگي‌هايي دارد که هر تيمي را فلج مي‌کند. آنها فوتبال را همان طور که ذات فوتبال مي‌خواهد بازي مي‌کنند. مرداني مبارزه‌جو و خشن نيستند. مانند برخي از کشورهاي آمريکاي لاتين روح برد را در جنگ و مبارزه نمي‌بينند. آنها فوتبال را فوتبالي مي‌بينند. نه بيشتر و نه کمتر. شايد ادبيات پائولو کوئليو که سرآمد نويسندگان اين منطقه و برگ شاخص ادبيات اين خطه در ميان برگهاي زرين ادبيات غني آمريکاي لاتين است، برگرفته از همين خصوصيت باشد. شايد به همين دليل، سبک کوئليو با همه نويسندگان انقلابي آمريکاي لاتين متفاوت است. او داستانهايش را روان و ساده مي‌نويسد؛ اما با حکمتي که خوانندگانش را در خود غرق مي‌کند. و فوتبال برزيل داراي همين جذابيت است.

تيم ليمويي آمريکاي لاتين اگرچه در ميان تاريخ خود جادوگري آشتي ناپذير مانند مارادونا را ندارد؛ اما فوتبالي دارد که در هر دورهاي در تاريخ صد و چند ساله فوتبال حرفهايي بسيار براي گفتن دارد. برزيل اگر فوتبالي ندارد که جام را در مبارزهاي تمام قد به دست بياورد؛ اما آنقدر زيبا بازي مي کند که هواداراني متعصب داشته باشد. آنقدر خوب هست که در هر نقطه از دنيا، تيفوسيهايي واقعي را متوجه خود ببيند.

فوتبال برزيل با همه اين خصوصيات، با همه آرامش و همه زيبايي چشم نوازش فردا شب در مسابقه‌اي که به يکباره در برابر چشم فوتبالدوستان هويدا شد، رودرروي ما قرار مي‌گيرد. در مسابقه‌اي که تا لحظه آخر، برگزاري‌اش تکذيب مي‌شد؛ اما در هر حال اين مسابقه فردا شب در خارج از خاک ما انجام مي‌شود و اين هم يکي ديگر از حسرتهاي اين مردم است. مردمي که براي ديدن تيم ملي‌شان (که يک سال است در اين خاک بازي نکرده) و تيم ملي برزيل (که محبوب گوشهاي از خاک فوتبالي ماست) بايد تا کشوري ديگر (هرچند همسايه) بروند.

برزيل اگرچه اکنون در خانه چهارم متوقف مانده؛ اما همچنان پرافتخارترين تيم دنياست و مسابقه‌اش با تيم پنجاه و هفتم دنيا قطعا روي کاغذ، جنگي نابرابر است... و مردم ما مي‌خواهند براي يک بار هم که شده در اين جنگ ناعادلانه و نابرابر، سربلند باشند. در اين جور مسابقه‌ها خوب باختن هم براي خودش هنري است که هر تيمي آن را ندارد.

فوتبالدوستان ما از قطبي نمي‌خواهند که مقابل برزيل برنده باشد. نمي‌خواهند برزيل را در نيمه خودش محبوس کند. ما فقط مي‌خواهيم در برابر اين تيم، فوتبال بازي کنيم.

برخي آدمها از پس حادثه‌هاي بزرگ برمي‌آيند و برخي آنقدر شکست‌پذيرند که در يک ليوان هم غرق مي‌شوند. ما نميخواهيم دسته دومي باشيم. سرمربي تيم ملي بايد بداند مردم ما او را هرگز نخواهند بخشيد اگر در برابر برزيل ترسو بازي کند. شايد بازي با برزيل در اين فوتبال يک بار براي هميشه اتفاق بيفتد و ما دوست نداريم در تنها مبارزه‌مان زشت و ترسو بازي کنيم.

مردم ما مبارزه را در اين تعبير نمي‌کنند که جاي استوک بازيکنانمان روي صورت بازيکنان برزيل خودنمايي کند تا فوتبال ما را به دنيا بد هيبت نشان بدهد. ما فقط مي‌خواهيم بازي با برزيل به دل مردم بنشيند. ما از بازي فردا، فوتبال مي‌خواهيم. فقط همين.
 

تاریخ: 1389/7/14
کلمات کلیدی: ، ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: