قطبي تمام واقعيتهاي تيم ملي را نميگويد
تيم ملي فوتبال ايران در بازي با برزيل اگرچه محک خوبي خورد اما نشان داد که نقطه ضعفهاي اساسي دارد که در صورت برطرف نشدن،در جام ملت هاي آسيا راه به جايي نخواهد برد و افشين قطبي هم اگر براي پرسش هاي موجود جوابي پيدا نکند، به سرنوشت تيمش دچار ميشود.
تيم ملي فوتبال ايران در حالي به ديدار برزيل رفت که چند روز قبل از اين ديدار شکست مفتضحانه اي را مقابل تيم دوم کويت در فينال رقابت هاي غرب آسيا متحمل شده بود. مفتضحانه از اين جهت که هيچ شباهتي بين اين بازي با بازي هايي که تيم ما مقابل چين و کره جنوبي انجام داد، وجود نداشت و اين يعني پروسه اي که کامل نشده و آن هم به بدترين شکل. بازي ايران با کويت حاکي از نوعي بي برنامگي، بي اهميتي و ناتواني مربيان در ايجاد تغييرات بزرگ بود.
قطبي تمام واقعيت ها را بگويد
قطبي در نشست خبري پس از پايان بازي با برزيل در ابوظبي امارات اظهار داشت: ايران مقابل برزيل زير توپ نزد و فوتبال بازي کرد. مي خواستيم ارائه کننده يک بازي شجاعانه باشيم که موفق به انجام آن هم شديم.
سرمربي تيم فوتبال ايران از اين جهت که تيمش زير توپ نزده و شجاعانه بازي کرده راست گفت اما از تمام واقعيت هايي که در اين فوتبال وجود دارد سخن نگفته است. قطبي نگفته چرا هنوز مهاجم تيمش را در فاصله اي کمتر از 100 روز به جام ملت ها نشناخته است. قطبي نگفته واقعا زوج پژمان نوري و آندرانيک تيموريان نميتواند در همه شيوه ها جوابگو باشد. زماني که تيم ايران با دو گل از کويت عقب بود، اين دو بازيکن با توجه به نحوه بازيشان، هرگز تغييري اساسي در روند حرکتي ايران در ميانه ميدان به عمل نياوردند. قطبي نمي گويد اگر روند نيمکت نشيني جواد نکونام و مسعود شجاعي در اوساسونا ادامه پيدا کند (که ظاهرا هم ادامه پيدا مي کند) آيا واقعا نبايد براي آينده تيم ملي نگران بود.
کره شمالي بهتر است يا ايران؟
خود کم بيني ما، خود بزرگ بيني ما، در کنار تيمي که مقابل ايران به ميدان مي رود، سه حريفي هستند که همواره با آنها رو به رو هستيم. ما که هنوز به جايگاه فوتبال کره و ژاپن در فوتبال آسيا و جهان دست پيدا نکرده ايم به يکباره مقابل تيم دوم کويت دچار آنچنان خودبزرگ بيني مي شويم که به اين تيم در عين ناباوري مي بازيم و مقابل تيم متحول شده برزيل آنچنان دچار خودکم بيني مي شويم که باخت 3 بر صفر را نتيجه اي نسبتا قابل قبول به حساب مي آوريم.
کره شمالي در رقابت هاي جام جهاني 2010 مقابل تيم کامل برزيل با نتيجه 2 بر يک شکست خورد. حال چطور است که ما شکست 3 بر صفر مقابل تيم جوان برزيل را نتيجه اي خوب تلقي مي کنيم؟ حشمت مهاجراني مي گويد اينگونه ديدارها نبايد خيلي بزرگ به حساب بيايد اما گويا کار رواني لازم براي تيم ما انجام نشده که اينچنين در ديدار مقابل برزيل دچار خود کم بيني شد و در نهايت تن به شکست داد. راستي اگر کار ايران مقابل برزيل نسبتا قابل قبول بوده، پس کار ژاپني ها که آرژانتين را با بزرگانش با نتيجه يک بر صفر شکست داده چه بوده است؟
تيم ملي فوتبال ايران هدف ندارد
حرف آخر اينکه تيم فوتبال ايران هنوز معلوم نيست تيمي تهاجمي است، تيمي با تاکتيک تدافعي است و يا تيمي است که مي خواهد با روش ضدحمله بازي کند. براي پياده کردن اين سبک ها نياز به مهره هايي است که در اين سيستم ها جواب بدهند.
بعضا مشاهده شده که تيم ما توپ را بر روي دورازه حريفان ارسال مي کند (به غير از موارد ضربات ايستگاهي) در حالي که در تيم ايران بازيکن سرزن حضور ندارد. در اين تيم مشاهد شده که مي خواهد از سيستم ضد حمله استفاده کند اما بازيکناني مثل غلامرضا رضايي و محمدرضا خلعتبري با هافبک هايي که تخصص ارسال پاس هاي توي عمق را داشته باشند در اين تيم مشاهد نمي شود.
اين تيم بعضا نشان داده مي خواهد دفاع کند (بازي با عراق پس از به ثمر رساندن گل اول) اما بازيکنان کناري هنوز کاملا به وظايف خود آگاه نيستند و اجازه مي دهند از طرفين سانتر شود. تاکتيک اصلي تيم ملي با تاکتيک هاي جايگزين هرچه سريع تر بايد مشخص شود. فدراسيون فوتبال ايران به نظر نمي رسد در اين خصوص کاري از پيش ببرد چرا که در خصوص برطرف کردن بعضي از ضعف ها پيش از اين بايد کاري صورت مي گرفت.
















