کدام استقلال،کدام پرسپوليس براي داربي؟!
يکي از همکارانم مطلبي را در مورد ورود پول به فوتبال ايران نوشت و براي آن تيتر زد؛ پول فوتبال ايران را فقير تر کرد. اشاره موضوع به لاغر تر شدن فوتبال ما پس از حرفه اي شدن بود اما آنچه در چند وقت اخير مقابل چشمان ما رخ داده مي گويد علاوه بر فقر، زخم ديگري هم از دشنه پول بر پيکره اين موجود ناشناخته وارد شد و آن نحيف تر شدن تعصب بود. شايعه اي نزديک به واقعيت از اردوي تيم ملي در بازي هاي غرب آسيا از امان تا تهران زبان به زبان روايت شد و آن کم دويدن بازيکنان مقابل کويت بود چرا که مي خواستند همه توان خود را براي مصاف با برزيل بگذارند تا شايد به واسطه خوب ظاهر شدن برابر پر افتخار ترين تيم جهان ،راهي به ليگ هاي معتبر پيدا کنند اما نتيجه دو باخت متوالي بود که تنها زحمت پاسخگويي چند باره را براي افشين قطبي باقي گذاشت.اما با عبور از اين شايعه به هفته دهم ليگ برتر مي رسيم همان جايي که بازيکنان استقلال و پرسپوليس در ضعيف ترين نمايش خود برابر صبا و ملوان روح و جسم هواداران خود را روي ويبره قرار دادند؛ شاگردان مظلومي اگرچه به صبا نباختند اما همان دفاع نود دقيقه اي برابر ميزبان کم از باخت براي استقلال بزرگ نداشت. در تهران هم پرسپوليس نوار تساوي هاي متوالي تيمش را با باخت تعويض کرد!
2- کمتر از 3 روز به داربي بزرگ پايتخت باقي مانده است ديداري که غالبا ربطي به وضعيت تيم ها در جدول ندارد و تنها اين اتفاقات هستند که نتيجه را رقم مي زنند اما وضعيت استقلال و پرسپوليس به گونه اي است که از همين حالا مي توان يکي از بي روح ترين داربي هاي تاريخ را پيشبيني کرد.البته از يک سو نظريه "حفظ قوا" براي "بازي بزرگ" وجود دارد که در صورت صحتش بايد بر فوتبالي لعن و نفرين فرستاد که بازيکنانش براي اينکه فصل بعد قرارداد چرب تري ببندند حاضرند فقط در "مصاف هاي خاصي" تا حد استاندارد همين فوتبال ايران بدوند. اگر اين فرضيه درست نباشد و آمار و ارقام ثابت کنند بازيکنان سرخابي تمام تلاش خود را مقابل صبا و ملوان کردند آن وقت نتيجه گيري مي کنيم داربي لاغري پيش روي ماست.مثل هميشه هيجان کاذب سپس خشونت فراوان و بزن زير توپ و در نهايت يک تساوي البته اگر يکي مثل کريم باقري تنها از خصوصيات منحصر بفردش براي گلزني استفاده نکند.
3- علي دايي در خاتمه پيکار با ملوان با چهره اي بر افروخته برابر خبرنگاران حاضر شد و پس از ماله کشيدن روي اين باخت وعده داد با اين وضعيت بايد حتما داربي را ببريم اما او روي چه متر و معياري اين توان را در بازيکنان خود ديده است؟ شايد بهتر باشد از ابتداي فصل شروع کنيم همان روزهايي که بر خلاف تمامي فصول گذشته پرسپوليس سرمربي داشت و اين سرمربي بود که بازيکنان را انتخاب مي کرد نه مديرعامل يا سرپرست موقت. قرمزها عذر ميثاق را خواستند تا در تجربه اي بکر سراغ رحمان احمدي اي بروند که يک فصل تمانم ذخيره ثابت رحمتي در سپاهان بود. بسان هميشه عليرضا حقيقي در چند بازي متزلزل ظاهر شد تا سر انجام محمد علي يحيوي(که حضورش بجاي عابدزاده از معماهاي بزرگ است)، دايي را مجاب کند تا از وجود رحمان استفاده کند اما احمدي بدون استثنا در تمامي بازي هايي که درون دروازه بود گل خورد و جالب تر اينکه برابر ملوان تنها در يک صحنه موفق تر از پژمان نوري عمل کرد که آن هم چند دقيقه بعد، گل سوم را از همان بازيکن با رويي گشاده پذيرفت.سر فصل مشکلات قرمزها از همين جا آغاز مي شود آنها بعد از چند فصل آزمون و خطا هنوز نتوانسته اند در مهمترين پست زمين به يک گزينه مطمئن برسند و قطعا استفاده چرخشي از حقيقي و احمدي تنها به از بين رفتن اعتماد بنفس آنها منجر خواهد شد.البته اين تنها اشتباه انتخابات دايي در فصل نقل و انتقالات نبود که گريبا پرسپوليس را گرفت ؛درست در روزي که قرار بود خلعتبري را جذب کنند ناگهان مهاجم ذوب آهن با دور زدن کاشاني ،مجددا با تيم خودش قرارداد امضا کرد .شايد اين خوشبختي خلعتبري بود که حضور در اين تيم پر مخاطره را بجان نخريد و به همان نان و ماست چند صد ميليوني اش در ذوب آهن اکتفا کرد.درچنين وضعيتي ناگهان دايي،عذر خليلي را خواست تا عملا تيمش را بدون مهاجم بلند زن ببندد.مي دانيد ثمره چه شد؟ پرسپوليس حالا عرضه بازي مستقيم هم ندارد و وقتي بازيکنان ملوان يازده نفره در باکس هجده قدم خود جمع مي شوند ،دست و پا زدن هادي نوروزي وغلامرضا رضايي با آن قامت کوتاه شان بين مدافعان بلند قد حريف به مثابه زهر خندي است براي هواداران ميليوني پرسپوليس.
4- توپ باخت را در زمين داور انداختن ( با وجود آنکه داور دو پنالتي براي پرسپوليس نگرفت و به واقع اشتباهات مهلکي داشت ) ،آدرس غلطي است که علي دايي به مانند ديگر همتايان داخلي اش خيلي خوب آن را انجام مي دهد.گويي در بازي پرسپوليس و ملوان هيچ ضعفي در پيکره قرمزها ديده نمي شد و تنها اين خداداد افشاريان بود که دست و پاي شاگردان دايي را بسته بود. اين يعني دهن کجي به هواداراني که به واسطه دنبال کردن فوتبال ايران و جهان اينک ضعف را همپاي کارشناسان مي بينند.علي دايي پس از يکسال هنوز متوجه نشده زوج شيث و حيدري چه قابليت هاي ويران کننده اي براي پرسپوليس دارد. او خط مياني اش را عملا از وجود بازي ساز بزرگ خالي کرده و تنها دل به قدرت بدني بازيکناني امثال نوروزي دوخته که سرجمع در ليگ برتر به اندازه انگشتان دو دست گل نزده اند. پرسپوليس حتي در روزهايي که مي برد هم زيبا بازي نمي کرد و با فوتبالي اقتصادي و با حداقل نتيجه تنها مشغول فريب کساني بود که حاضر بودند با هر روشي به صدر جدول برسند. حالا اين شما و اين پرسپوليس دايي که حتي عرضه" بزن زيرش" را هم ندارد. شک نکنيد اگر بلد بودند هرگز سپهرحيدر ي را براي سانتر به گوشه زمين فرا نمي خواندند و بدتر از همه دل به "سانترهاي معلول" عليرضا محمد خوش نمي کردند که او تنها در صفحات مطبوعات و رسانه ها اهل خودنمايي است و بس.
5- بازي تمام دفاعي استقلال در قم و حفظ دروازه محمدي به واسطه اقبال و شانس، آبي ها را در همان وضعيتي قرار مي دهد که امروز پرسپوليس در آن حضور دارد.اينکه چرا پرويز مظلومي احساس مي کند تيمش برابر صبا لايق برد بود از آن دسته از سوالاتي است که قطعا پاسخ شفافي در جواش وجود ندارد. واقعيت آبي ها در آستانه داربي کمي آزار دهنده است اما با توجه به عملکرد پرسپوليس شايد آنها هم هراس چنداني از حريف خود نداشته باشند.اما موضوعي که در مورد استقلال وجود دارد و کمتر رسانه اي به آن پرداخت به صحبت هاي چند وقت قبل آناليزور اين تيم مربوط مي شود.شاهرخ بياني در مصاحبه اي با روزنامه نزديک به آبي ها مدعي شده بود صبا را به خوبي آناليز کرده و مي داند چگونه بايد از لايه هاي دفايي محمود ياوري عبور کنند. ما در روز بازي قم همگان ديدند که صبا نود دقيقه تاخت و استقلال بود که بواسطه ده نفره شدن، نود دقيقه دفاع جانانه کرد.اينک سوال اينجاست شاهرخ بياني چه تصويري از صبا در قم براي خودش ساخته بود؟ فردوسي پور در برنامه هفته قبلش با ديده اي ترحم آميز سراغ بازيکنان سابق سرخابي رفته بود و با طرح اين سوال که چرا آنها جايي بين مربيان امروزي ما ندارند از جامعه فوتبال درخواست مدد کرد.حالا تصور کنيد شاهرخ بياني (که در دوران فوتبالش بي مانند بود) قرار باشد تيمي را هدايت کند. نتيجه چه مي شود؟ اصولا هر بازيکن بزرگي قرار نيست مربي خوبي شود و اگر امروز کسي مثل قلعه نويي در نوک قله حضور دارد بخاطر ذهن هوشيارش در عالم مربيگري و البته پشت صحنه دنياي فوتبال است نه بخاطر پاس طلايي اش در استقلال با پيراهن شماره هشت.
6- همانطور که مي بينيد بيرون و داخل فوتبال ما شبيه هم است؛آنهايي که در گود هستند در توجيه بد بودن امروزي استقلال و پرسپوليس آسمان و ريسمان به هم مي بافند و آنهايي که بيرون اند هيچ آدرسي براي ورود به داخل ندارند.قطعا هياهوي داربي در چند روز پيش رو تمام سوالات مطرح شده در مورد ضعف سرخابي ها را تحت سيطره خويش مي گيرد و ما به استقبال مصافي مي رويم که طرفينش حريف مشکلات خود نيستند چه رسد به حريف و رقيب
















