آرسنال ، دفاع و دروازهبان ندارد!
به واقع در تمامي 5 سال گذشته حالت دوم بوده كه روي داده و معلوم نيست مديران و هواداران تيم فوتبال آرسنال چگونه توانستهاند با پذيرش اين حقيقت تلخ عذر اين سرمربي 60 ساله فرانسوي را نخواهند و همچنان با وي كار كنند اما از حق نبايد گذشت كه هر چقدر تركيب بيش از حد جوان آرسنال فاقد فاكتورها و اهرمهاي لازم و بويژه عنصر تجربه و زرنگي براي تصاحب جامهاست، ونگه در پرورش جوانان مستعدي كه در بدو ورود به اين باشگاه كاملا گمنام بوده و با آموزشهاي وي قيمتي بيش از 20 ميليون و گاه حتي فراتر از 40 و 45 ميليون يورو يافتهاند، يد طولايي دارد.
تكيه بيحد و مرز به همين جوانها بود كه سبب شد مربي سابق موناكو و گرامپوس ايت ژاپن مثل معمول از خريدهاي گسترده در تابستان امسال دست بكشد. ونگه وقتي مطمئن شد كاپيتان جوان تيمش ـ سسك فابرگاس ـ به تيم سابقش بارسلونا بازنخواهد گشت و حداقل تا پايان بهار سال بعد در «امارات» ماندني شده، از هر جهت راضي و به اندوختههاي خود قانع شد. اين در حالي است كه جدايي ويليام گالاس و سول كمپبل كهنهكار، مركز خط دفاعي آرسنال را لرزان و بشدت محتاج نيروهاي تازه كرده و حتي در خط حمله كه تئو ولكوت و رابين فان پرسي را دارد فقدان يك مهاجم هدف (نوك) كلاسيك از زمان كوچ امانوئل آدبايور توگويي به منچسترسيتي در تابستان 2009 بشدت محسوس بوده است.
به رغم رفتن گيلبرتو سيلوا و الكساندر هلب ظرف سالهاي اخير، نقطه قوت اصلي آرسنال را در خط مياني اين تيم بجوييد. آنجا كه اين تيم اضافه بر فابرگاس و روسيچكي، سمير نصري و ابوديابي فرانسوي و دنيلسون برزيلي را هم دارد و در ادامه موج مهار نشدني رو آمدن جوانان مستعد در اين منطقه، وانژه يكي دو فصل است كه جك ويلشر و امانوئل فريم پونگ را نيز در اين منطقه رو كرده است.
اگر من جاي كاپهلو بودم
ونگه در دل پاييز 2010 ميگويد فروغ جواناني از همين دست در بازيهاي «پيش فصل» سبب شد او از فكر و تصميم قبلياش درخصوص خريد حداقل يك هافبك وسط قوي تازه صرفنظر و آن را از دستور كار خود خارج كند. ويلشر در 18 سالگي به قدري خوب بوده كه فابيو كاپهلو او را به دوران جديد فعاليتهاي تيم ملي انگليس بعد از حذف رقتانگيز اين تيم در آفريقاي جنوبي فراخوانده و دومي (فريم پونگ) يك جوان غناييالاصل و همسن با ويلشر است كه درعين استحكام فيزيكي، فن كنترل توپ و كار با آن را بسيار بيشتر از قابليتهاي طبيعي سناش ميشناسد.
ونگه ميگويد: «اين يك حقيقت مسلم است كه اصلا انتظار نداشتم اين بچهها در اوايل فصل اين طور پخته و محكم عمل كنند. من نقشههايم را براي جذب يك هافبك وسط تازه كشيده و كساني را هم در اين ارتباط نشان كرده بودم، اما اين دو جوان در جريان تمرينات و دو سه هفته نخست فصل جديد مرا متقاعد كردند كه نيازي به اين كار نيست. ويلشر در 18 سالگي طوري بازي ميكند كه انگار 28 سال دارد. وي از فصل پيش هم بهتر شده است. فكر ميكنم چند ماهي كه او را طي فصل گذشته به عنوان بازيكن قرضي به بولتون واگذار كردم اثر بسيار خوبي روي او گذاشته و وي را پختهتر كرده است. فريم پونگ با ويلشر غيرقابل قياس است زيرا بيش از آن كه تكنيكي و صاحب قابليتهاي فردي باشد، يك جنگنده و بازيكن آدم فيزيكي است و ميتواند به عنوان يك عنصر دفاعي در مركز خط مياني، بسياري از نيازهاي تيم را تامين كند. او به تازگي پاسپورت انگليسياش را هم گرفته است و اگر جاي كاپهلو بودم به سرعت فريم پونگ را دعوت و از وي استفاده ميكردم تا غناييها با فراخواني وي امكان حضور او در تيم ملي يك كشور اروپايي را نگيرند.»
اشتباهات بزرگ فابيانسكي و المونيا
آرسنال به جز گالاس 34 ساله و كمپبل 37 ساله اخيرا مايكل سيلوستره 33 ساله را هم از دست داده و بنابراين خريد چند مدافع تازه برايش الزامي بوده است.
اما ونگه در تمامي سال گذشته به استخدام «مروان چاماخ» مهاجم مراكشي مليپوش باشگاه بوردوي فرانسه ميانديشيد و سرانجام به اين خواسته هم رسيد. نكته ديگري كه اين مربي معمولا متين امسال از آن غفلت ورزيده جذب يك دروازهبان جديد بوده، با اين كه شايعه جذب مارك شوارزر دروازهبان استراليايي و كار كشته فولام به آرسنال دائما شنيده ميشد، اين اتفاق نيفتاد و بازيهاي مانوئل المونياي اسپانيايي و لوكاس فابيانسكي لهستاني درون دروازه آرسنال در 2 ماه و نيم نخست فصل جاري به قدري ضعيف و پرنوسان بوده كه لابد ونگه هر روز خودش را بابت غفلت از استخدام شوارزر يا كسي همسطح با وي لعن و نفرين ميكند. در اين ميان اشتباهات عجيب و مصدوميتهاي پرشمار المونيا بيشتر اسباب حيرت شده، زيرا درخشش اين اسپانيايي 33 ساله بود كه سبب شد آرسنال دو سال و نيم پيش با ينس لمن معروف قطع ارتباط كند.
با اين اوصاف آنچه سرنوشت آرسنال را در ادامه فصل جاري و فتح يا عدم تصاحب جامهاي امسال توسط اين تيم قديمي شهر لندن مشخص خواهد كرد نه خطوط مياني و حمله پختهتر و تقويت شده تيم، بلكه خط دفاعي و دروازهبان آرسنال هستند كه هيچيك شمايلي را ندارند كه در يك تيم قهرمان ميتوان سراغ كرد.
باشگاهي كه با امثال ولكوت، روسيچكي، آرشاوين، چاماخ، صبري، دنيلسون و فان پرسي صاحب شماري از غيرقابل پيشبينيترين و فنيترين فوتباليستهاي شاغل در انگليس است، درون دروازه نوسان عجيبي دارد و خط دفاعياش بهرغم حفظ يوهان ژوروي سوئيسي و اضافه شدن لوران كاسيلني هموطن جوان ونگه به آن، هيچ اطميناني را به دست نميدهد. مخالفان اين فرضيه حتما به دو پيروزي درخشان ابتدايي توپچيها در شروع فصل جاري جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا و 9 گلي كه آنها به دو تيم پارتيزان بلگراد صربستان و براگاي پرتغال زدهاند، اشاره ميكنند و آن را نشانه تكامل آرسنال ميدانند. اما در شبي كه آرسنال برتري صفر ـ يك اوليه خود را در برابر ساندرلند با خودرن يك گل در پنجمين دقيقه از وقت تلف شده با تساوي 1 ـ 1 عوض كرد و سپس در خانهاش 2 ـ 3 به تيم وست برومويچ باخت بازهم ثابت شد كه آرسنال قوارههاي يك قهرمان را ندارد و فاقد چيزي است كه بتوان آن را يك خط دفاعي ناميد؛ مگر اين كه ونگه در ادامه فصل، نقاط ضعف بارز آرسنال را به شكلي اساسي رفع كند.
















