سخت نگران سلامتي مزدک ميرزايي هستم
ميلاد ميداودي ميگويد با ديدن فيلم دربي 69 نگران سلامتي مزدک ميرزايي شده؛ خصوصا که اخبار ضد و نقيضي هم دريافت کرده است.شماره 10 آبيها بعد از شکسته شدن طلسم 1805 روزه استقلال براي بردن دربي تهران؛ در خصوص تجربه اولين دربي؛اتفاقات رختکن استقلال؛ مصاحبه هاي درج شده اخير از زبان وي و البته صحبتهاي مزدک ميرزايي در دقايق پاياني مسابقه؛ توضيحاتي داد.اين مصاحبه مفصل را مرور ميکنيم.
* از تجربهات در اولين دربي بگو؟
دربيهاي اهواز و دوبي را که تجربه کرده بودم اما دربي تهران با توجه به حاشيههاي خاص؛ شرايطش فرق مي کرد. خدا را شکر بازي را برديم و ميليونها استقلالي را خوشحال کرديم. حالا بايد براي بازي جام حذفي آماده باشيم.
* فتح الله زاده هم حتما پاداش ويژهاي تعيين کرد؟!
خيلي دوست داشت بازي را ببريم و اين پيروزي را به روح شادروان داود جوراب لو تقديم کنيم. حاجي بعد از بازي به رختکن آمد و در شرايطي که مشغول دوش گرفتن بوديم؛ صورت تک تک بازيکنان را بوسيد و به بچه ها گفت تا عرق صورت هايتان را نشسته ايد؛ بايد از شما تشکر کنم که دل هواداران را شاد کرديد. با وجودي که حسابي خيس شده بود اما از تک تک اعضاي تيم تشکر کرد. قول پاداش ويژه را هم داد.
* بر خلاف بازيکنان پرسپوليس؛ چرا قبل از دربي کري نخواندي؟!
به اين مسائل اعتقادي ندارم و به نظرم کري خواندن کمکي به پيروزي يک تيم نمي کند. البته روز پنجشنبه در هتل تيم ديدم که دو روزنامه ورزشي مصاحبه هاي جالبي از من چاپ کرده اند. در يکي از آن مصاحبه ها به زمين و زمان حمله شده و گفته بودم پرسپوليسي ها را چنين مي کنم و چنان! اما در مصاحبه ديگر گفته بودم اينقدر از رويارويي با پرسپوليس و حضور در اين مسابقه هراس دارم که شب ها خوابم نمي برد و ممکن است قبل از بازي سکته کنم! بچه هاي تيم هاج و واج مانده بودند و مي گفتند چطور مي شود همزمان دو مصاحبه کاملا متفاوت انجام بدهي؟!
* شايد ايراد از باشگاه استقلال باشد که بازيکنان را ممنوع المصاحبه کرده بود؟
ممنوعيت مصاحبه روز سه شنبه لغو شد و من جلوي دوربين هاي تلويزيوني با خبرنگاران صحبت کردم. همان زمان خبرگزاري ها مصاحبه را منتشر و برخي از روزنامه هاي چهارشنبه هم آن را درج کردند. با وجودي که تلفن همراهم از سه شنبه شب خاموش بود و تمرين چهارشنبه هم پشت درهاي بسته انجام شد؛ پنجشنبه دو مصاحبه مذکور را ديدم که عنوان شده بود در پايان تمرين چهارشنبه با من انجام داده اند! اين در حالي است که چند بار خواهش کرده ام از زبان من مصاحبه خيالي چاپ نکنند. بگذريم حالا که ديگر تمام شد.
* در برخوردت با شيث رضايي در محوطه جريمه اتفاقي افتاد؟
شيث با کف پاي راستش روي ساق پايم ضربه زد. داور شايد بدليل مردود اعلام شدن گل پرسپوليس نخواست پنالتي بگيرد؛ اما نبايد اخطار مي داد. در تلويزيون ديدم که مسعود مرادي گفت برخورد انجام شده ولي در حد پرتاب شدن ميلاد نبود. فکر کنم اين يعني پنالتي خفيف!
* ظاهرا پا قدمت براي استقلاليها خوش يمن بود و اولين دربي ات با پيروزي همراه شد!
خواست خدا بود که برنده شويم. براي آقا فرهاد هم خوشحالم که اولين پيروزي دربي را با يک گل فراموش نشدني جشن گرفت. شور و شوق خاصي بعد از اين پيروزي بوجود آمد. البته براي سلامتي مزدک ميرزايي نگران هستم.
* مگر براي مزدک اتفاقي افتاده؟!
زياد مطمئن نيستم. فقط شنيده ام بعد از بازي گفته حدود 10 بار دربي را گزارش کردم که يا پرسپوليس برده يا مساوي شده اما اين بار که ميلاد حضور داشت؛ بدشانسي را هم با خودش آورد. پاقدم ميلاد شوم است!
* ظاهرا از حرفهاي ميرزايي در اواخر مسابقه ناراحت هستي؟!
فيلم بازي را کامل تماشا کردم. خصوصا صحنه هاي مربوط به خودم را چند بار ديدم. حرف هاي دقايق پاياني فقط بخشي از داستان بود. صحنه اي که شما اشاره مي کنيد در دقيقه 86 اتفاق افتاد که مزدک مي گفت ميلاد ميداودي 15 دقيقه است در زمين قدم مي زند.
* خوب تصوير بردار هم نشان داد که قدم ميزني!
وقتي توپ روي دروازه استقلال است و من بعنوان مهاجم روي خط عرضي وسط زمين هستم؛ بايد دنبال چه چيزي بدوم؟ خيلي از مهاجمين در چنين لحظاتي حتي قدم هم نمي زنند و منتظر برگشت توپ مي شوند. کاش در آن صحنه تصوير بردار مدافعين پرسپوليس را هم نشان مي داد که ايستاده بودند؛ اما با زيرکي فقط تصوير بسته مرا نشان دادند. چند لحظه بعد توپ برگشت و من استارت زدم که پاس مجيدي را دفاع پرسپوليس قطع کرد و طبق وظيفه ام عمل پرس را انجام دادم. جالب بود که داور بدليل مصدوميت آشوبي سوت زد و بازي را نگه داشت اما دوربين دوباره مرا نشان داد و مزدک مي گفت: بله! باز هم ميلاد ميداودي داره قدم مي زنه! خوب در شرايطي که داور بازي را قطع کرده؛ من بايد چکار مي کردم؟!
* اما نبايد از انتقاد ناراحت شوي!
انتقاد با تخريب خيلي تفاوت دارد. مگر مزدک ميرزايي در دقيقه 86 نمي گفت که ميلاد 15 دقيقه است ايستاده و بازي را تماشا مي کند؟ خدايي بگوييد از همان لحظه فيلم بازي را تنها يک دقيقه به عقب برگردانند. در همان يک دقيقه يک کرنر ارسالي پرسپوليس را از محوطه شش قدم خودمان دور کردم؛ چون نوبت من بود که از بين مهاجمين به عقب برگردم و در همان يک دقيقه تا گوشه سمت چپ محوطه جريمه خودمان عقب آمدم و اجازه ندادم شيث رضايي توپ را ارسال کند. همان صحنه اي که مزدک گفت: شيث رو تا بحال اينجا نديده بوديم.
* يعني مزدک ميرزايي با شما مشکلي دارد؟!
نه اصلا اينطور نيست. فکر مي کنم استرس دربي روي ايشان تاثير گذاشته بود و باعث شد احساساتي صحبت کند. به هر حال گزارشگر مثل بازيکن ممکن است روز خوب يا بد داشته باشد و ديروز هم روز خوب ميرزايي نبود. مثلا قبل از هدف قرار دادن من مرتب مي گفت تعويض هاي مظلومي اصلا جواب نداده و جباري و روانخواه گزينه هاي مناسبي نبودند!
* ميخواهي بگويي ميرزايي پرسپوليسي است؟!
من مي گويم اشکالي ندارد که يک گزارشگر طرفدار تيم خاصي باشد اما هنگام گزارش بايد بي طرفي را رعايت کند. شما ببينيد در بازي استقلال و پيکان؛ وقتي در نيمه دوم پشت ضربه ايستگاهي رفتم ميرزايي از من تعريف و عنوان کرد که استاد زدن اين گونه ضربات هستم که اتفاقا جلوي چشم ايشان توپ را وارد دروازه ميرزاپور کردم؛ اما در بازي با پرسپوليس و در اولين ضربه ايستگاهي که پشت توپ ايستادم و در نهايت ايمان مبعلي آن را ارسال کرد؛ مزدک ميرزايي گفت: ببينيم باز هم ميلاد ميداودي توپ را به پيست ورزشگاه مي فرستد؟! تعجب مي کنم مزدک که حافظه خوبي دارد؛ چطور در آن لحظه يادش نيامد آخرين باري که من روبروي تيم پرسپوليس پشت ضربه ايستگاهي قرار گرفته بودم؛ توپ را کجا فرستادم!
* اما مزدک ميرزايي گزارشگر کم حاشيه اي است و تا کنون با هيچ بازيکن و مربي مشکل نداشته است.
اتفاقا اشتباه مي کنيد! اصلا لازم نيست به سال هاي قبل برگرديد. اگر شما فقط ليگ دهم و تيم ما را در نظر بگيريد؛ کاري کرد ايمان مبعلي و وحيد طالب لو که بازيکنان کم حاشيه اي هستند مجبور شوند عليه وي موضع بگيرند و مصاحبه هاي تندي بکنند. اين تازه غير از انتقادات تند مربيان يا بازيکنان ساير تيم هاست. ميرزايي بايد ببيند چرا در يکي-دو سال اخير حجم انتقاد از وي به شدت زياد شده؟ همه منتقدين که با ايشان دشمن نيستند.
* اين صحبتها ممکن است برايت مشکل ساز شود و در گزارش بازي هاي بعدي استقلال از طرف ميرزايي يا همکارانش هدف قرار بگيري!
من فقط پاسخ حرف هاي اشتباه ميرزايي را دادم و برايتان دليل هم آوردم. اگر از نظر فني حرف هايم نادرست باشد و خلاف آن را ثابت کنند؛ هر چه دوست داشتند بگويند. ضمن اينکه من در ميدان کاري را مي کنم که مربي بخواهد. روبروي پرسپوليس برنامه ما اين بود که در زمان صاحب توپ شدن حريف؛ يکي از سه مهاجم تيم ما به نوبت در دفاع شرکت کند. اگر من وظايفم را درست انجام نداده بودم که تا پايان در زمين نمي ماندم. تيم ما دو تعويض انجام داد و بازيکناني مثل فيليپ آلوز؛ اسماعيل شريفات يا دو سانتوس آماده بودند که جاي من وارد بازي شوند اما حتما مربي از کارم رضايت داشته که تعويضم نکرد.
* با وجود تمام اينها بايد بپذيري مثل ديدار با سپاهان بازي نکردي.
اين حرف را کاملا قبول دارم. آن مسابقه قبل از مصدوميتم انجام شد و آماده تر بودم. پست بازي و شرح وظايفم هم با مسابقه پرسپوليس کاملا تفاوت داشت؛ چون 3-5-2 بازي مي کرديم. هر بازي شرايط خاصي دارد. تمام تلاشم را مي کنم که در ديدارهاي بعدي بهتر بازي کنم.
* و آخرين صحبت؟
از همه هواداران استقلال که براي حمايت تيم خودشان به ورزشگاه آمدند يا براي پيروزي استقلال دعا کردند تشکر مي کنم.
















