شب نشینی ها بلای جان فوتبال ایران شده
ملوان که می بازد انزلی خاموش می شود و مردم شهر و انزلی چی های سراسر دنیا سر در گریبان فرو می برند. دلت بیشتر می گیرد وقتی که از سفید قدیمی زخم خورده باشی. آبای شیرینی پیروزی پرسپولیس تبدیل به زهرمار شد، حالا
خیلی ها خوشحال هستند مخصوصاً آن روزی نامه نویس های باج گیر پاچه خوار سرخابی .کاش منطقه آزاد انزلی پول بیشتری هزینه می کرد تا یک دروازه بان که نصف هر تیمی است را داشتیم، کاش فوتبال این قدر پولکی نبود، کاش ملوان ده تا پژمان نوری داشت. کاپیتان سیروس، لشگرت خسته است، زخم خورده است اما از پا نمی نشیند. همین که نفس هایمان را تا آخرین بازدم به عشق ملوان آزاد می کنیم یعنی ما هستیم، همین که 24 ساعت شبانه روز نام متبرک ملوان را بر زبان می آوریم، به ملوان می اندیشیم و با دوستان و خانواده ی مان از ملوان می گوییم یعنی ملوان همان زندگی است. باز هم آن آلبوم قدیمی را ورق می زنیم، آلبومی که همه چیز ما است، آلبومی که نشان دهنده ی ریشه ی تناور ما در خاک فوتبال ایران است ، آلبومی که بوی غیرت، تعصب و افتخار را می دهد، این بار در اتاقی در حومه ی خاطره پای صحبت های سعید میرنظامی 53 ساله می نشینیم، دروازه بان با اخلاق و چالاک ملوان که 5 سال دروازه بان اول سفیدها بود
:
آقای میرنظامی فوتبال خود را از کجا شروع کردید؟
از محلهی مان شاه کوچه، سپس به ترتیب دروازه بان نوجوانان ملوان، آموزشگاههای انزلی، جوانان ملوان، امید جوانان و بزرگسالان ملوان بودم.
چند سال در ملوان بازی کردید؟
از سال 1357 تا 1362 دروازه بان اصلی ملوان بودم.
فرق فوتبال آن دوره با الان؟
آن زمان در فوتبال مادیات مطرح نبود و همه چیز روی عرق و تعصب بود. بازیکن افتخار می کرد و تمام عشقش این بود که پیراهن ملوان را بپوشد. باشگاه ایران مهر رشت به من، محمود فکری، زنده یاد فرخ جهانی و محمد قدیر بحری پیشنهاد 150000 تومانی داد که آن زمان رقم بسیار بالایی بود اما ما قبول نکردیم. ساعت 8 شب باید خانه بودیم نه در جاهای ناجور، این مهم در فوتبال حرفه ای دنیا رعایت می شود اما در فوتبال ایران بازیکنان کمتر به آن توجه می کنند. شب نشینی ها باعث ایجاد خستگی جسمی در بازیکنان می شود و صددرصد در ناکامی تیم موثر است. تیمی که می برد مطمئن باشید بازیکنانش استراحت مطلق کرده اند.
تمرینات آن زمان ملوان در تمام ایران زبانزد اهالی فوتبال بود.
آن موقع کارمند نیروی دریایی بودیم و بعد از ساعت اداری به تمرین می رفتیم. تمرینات سخت و طبیعی بود، روی تپه ها از بشمن تا کلویر یا از حسن رود تا زیباکنار می دویدیم. ساعت ها در آب ساحل می دویدیم. بعد از 90 دقیقه، ملوان باز هم 90 دقیقه بازی می کرد. بازیکنان آن دوره به علت بدنسازی خوب نهایت مینیسک شان آسیب می دید، پارگی رباط صلیبی اصلاً نداشتیم. دلیل اینکه بازیکنان امروزی به راحتی رباط صلیبی شان پاره می شود به ضعف جسمانی برمی گردد. الان بدنسازی ماشینی شده است.
چند بازی برای ملوان انجام داده اید؟
120 بازی.
در ابتدای انقلاب، ملوان چگونه اداره می شد؟
در ابتدای انقلاب بعد از برکنار شدن بهمن صالح نیا، از سال1357 تا1360 مربیگری ملوان به صورت گروهی به عهدهی غفور جهانی، نصرت ایراندوست و عزیز اسپندار بود. هر هفته در سراسر ایران بازیهای دوستانه انجام می دادیم و از تیم مقابل پول میگرفتیم، بچه هایی که کارمند بودیم از حقوق مان برای ادارهی ملوان کنار میگذاشتیم. آقایان الان راحت صاحب زندگی شده اند. به سیروس، رسول یکتا، خسرو عیسی زاد و علی علافی ماهی 100 تومان می دادند تا پول کرایه ی ماشین و حمام شان تامین شود. در آن سال ها ملوان را با چنگ و دندان نگه داشتیم.
یک خاطره ما را میهمان کنید.
در سال 1359 دو بار با تیم ملی ایران بازی کردیم. در تیم ملی ناصر حجازی، دانایی فرد، حسن نظری و حسین فرکی عضویت داشتند. بازی اول یک بر یک شد و در بازی دوم موفق شدیم سه بر یک تیم ملی را شکست دهیم.مربی تیم ملی فریدون عسگرزاده بود.
بازی های ملوان را می بینید؟
بله، از تلویزیون نگاه میکنم. در بازی ذوب آهن نبود پژمان نوری که بازیکن خوب و با تعصبی است به چشم آمد. آن موقع در پست هافبک 9 تا پژمان نوری داشتیم.
چرا برای دیدن بازی های ملوان به استادیوم نمی روید؟
در سال 1362 قبل از اعزام ملوان به تورنمنت الجزایر به صورت ناجوانمردانه و غیر ورزشی توسط صالح نیا کنار گذاشته شدم و حقم ضایع شد. بعد از پایان دوران بازیگریم به جز مراسم تشییع سیروس هرگز به استادیوم پا نگذاشتم. از نظر روحی خیلی آسیب دیدم، هنوز هم خاطره ی بدی از آن حرکت غیر ورزشی دارم. همیشه ملوانی هستم و تعصب خاصی نسبت به نماد انزلی دارم، مثل هواداران با هر برد خوشحال و با هر شکست ناراحت می شوم.
چرا ملوان مثل باقلوا گل می خورد؟
خصوصیات یک دروازه بان خوب شامل خونسردی، قد بلند، جاگیری، رفلکس و زاویه بندی مناسب است. پست حساسی است، محمد حبیبی دروازه بان خوبی بود، تمرینات ملوان را از نزدیک ندیده ام و نمی توانم در مورد چگونگی تمرین دادن وی نظر بدهم. به نظر من علت افت دروازه بانان ملوان و از بین رفتن ترکیب انزلی چی ملوان نبود زمین فوتبال در انزلی است، آن زمان زمین های بزرگ پاس، زمین طیاره، کلویر و بشمن را داشتیم که هر ساله بازیکنان زیادی را تحویل ملوان می دادند.
ملوان را در لیگ دهم چگونه می بینید؟
در جدول می ماند ولی مشکل است مقام بیاورد. هر سال همین طور است، آن زمان حداقل پنجم ششم می شد. فوتبال ایران کلاً افت کرده ، علتش هم مادیات است، بیشتر تیم ها بومی نیستند اگر بومی باشند تعصب خاصی نسبت به شهر و استان خود دارند.
بعد از ملوان در کجا سنگربانی کردید؟
سال 1364 با تعدادی از جوانان انزلی تیم گمرک انزلی را تشکیل دادیم و در سال 1368 یک تیم فصل در پاس انزلی بازی کردم.
بزرگ مرد فوتبال ایران، سیروس قایقران سال ها با شما هم بازی بود.
یادش بخیر، در سال 1359 با تیم نوشهر بازی دوستانه داشتیم، سیروس به تنهایی 3 گل زد، خیلی آماده بود.
در این جا یادی هم از زنده یاد فرخ جهانی نماییم.
فرخ خوش تکنیک با قدرت بدنی بالا بود. یکی از با تعصب ترین بازیکنان انزلی بود، پیشنهاد خیلی بالای استقلال رشت را قبول نکرد. خدا ببامرزدش.
با هواداران ملوان چه صحبتی دارید؟
کوچک تر از آن هستم که با هواداران بزرگوار ملوان صحبتی داشته باشم. هواداران همیشه خوب بوده اند و از ملوان حمایت کرده اند. انزلی چی ها واقعاً درک بالایی از فوتبال دارند. هیچ تیمی بدون هوادار نمی تواند شکل بگیرد. برای هواداران، بازیکنان و مربیان ملوان آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.
















