فوتبال برزيل در مسيري تازه
مانو منزس
مهمتر اين كه سرمربي جديد برزيل توانسته است با سرعت نسبي بر امور تيم ملي اين كشور اشراف و تسلط يابد و برنامههاي كاري و طرحهاي تاكتيكياش را موجه جلوه بدهد.
منزس 48 ساله فقط به اين خاطر جانشين كارلوس دونگا و سرمربي جديد برزيل شد كه موريس راماليو، مربي اصلي انتخابي فدراسيون فوتبال برزيل نتوانست از تيم باشگاهياش (فلوميننزه) اجازه جدايي بگيرد، اما منزس برخلاف راماليو، تيم باشگاهي خود ـ كورين تيانس ـ را متقاعد به آزادسازي خود كرد. با اين حال جوانگرايي گسترده مثبت منزس و 3 برد در 3 بازي و زدن 7 گل در آنها و نخوردن حتي يك گل، نشانههاي توفيق سرمربي جديد برزيليهاست.
اين در حالي است كه بعد از بهرهگيري وسيع منزس از جوانترها در 2 ديدار اخير با ايران و اكراين پيشبيني ميشد كه برزيل در حال يادگيري و آزمون و خطا قرار دارد و نميتوان از آن انتظار پيروزيهاي متوالي داشت.
بعد از اتمام يك دوره تلخ
اين كه چرا منزس اين گونه وسيع و زياد به جوانترها روي آورده، جدا از اعتقاد بيشتر او به اين قشر، اين دليل عمده را دارد كه بعد از اتمام يك دوره تلخ در جام جهاني امسال براي برزيليها و حذفشان در يكچهارم نهايي، بسياري از ستارههاي مسنتر برزيل خسته و بيروحيه بودند و منزس نميتوانست روي حضوري موفق از جانب آنها در ديدارهايي كه شهريور و مهر انجام ميشدند، حساب كند و او اين بيم را داشت كه خستگي و بيحوصلگي آنها، برزيليها را در مصاف با رقباي نهچندان معمولياش دچار مشكل كند.
اين چنين بود كه تيمي كه 15 مهر ماه در ابوظبي مقابل ايران قرار گرفت و صفر ـ 3 برنده شد فقط از معدل سني 23 سال بهره ميبرد و در ميانشان يك 18 ساله (كوتينيو از اينترميلان) هم رويت ميشد. برخي بازيكنان برزيل در اين مسابقه و همچنين بازي با اكراين كه به فاصله فقط 3 روز بعد از نبرد ابوظبي برگزار شد، اولين يا دومين مسابقات ملي خود را تجربه ميكردند.
بايد متذكر شويم كه از اين 11 نفر، 7 نفر آنقدر جواناند كه حتي به مقدماتي المپيك لندن هم ميرسند و ميتوانند تيم اميد برزيل را در آن ميدانهاي حساس نيز همراهي كنند. در هر 3 مسابقهاي كه تيم ملي كشور سامبا و قهوه در برابر آمريكا، ايران و اكراين برگزار كرد، جواناني مثل پاتو، نيلمار، ديويد لوئيس، آندره سانتوز، كارلوس ادواردو، آندره و ويكتور و مرداني پختهتر مثل الوز، راميرز و تياگوسيلوا چهرهاي موفق داشتند و با اين كه روبينيو اندك مدتي بعد از انتقال خود از منچسترسيتي به ميلان نتوانست چيزي باشد كه انتظار آن ميرفت، اما منزس از آزمايشهاي خود جواب لازم را گرفت.
مهمترين ميدان
او متوجه شد راميرز، هافبك تازه كوچ كرده از بنفيكا به چلسي كه مورد توجه شديد كارلوس دونگا هم قرار داشت براي بازيسازي از مركز خط مياني گزينه مناسبي است و همچنين دريافت ميتواند روي تياگو سيلواي ميلاني در روزهايي كه لوسيو و ژوان دو مدافع وسط معمولا ثابت 10 سال اخير سلهسائو غايب باشند، حساب كند و او جانشيني مناسب براي آنها خواهد بود و گلهاي الوز بارسلونيايي چه در برابر ايران و چه در مقابل اكراين نشانگر اين بود كه او با رويكردهاي شديد تهاجمي و مهارتش در اين خصوص بيش از پيش به مايكون، مدافع راست ثابت سالهاي اخير برزيل نزديك شده است. در همه حال منزس اهدافش را براي آينده كاملا روشن و ترسيم و تعيين كرده است. وي ميگويد: «3 تورنمنت عمده در 3 سال بعدي، پيش روي ما خودنمايي ميكند.
سرمربي برزيل با جوانگرايي گسترده و رويكرد به سيستمهاي تهاجمي به 3جام در 3 سال بعد چشم دارد
ابتدا كوپا آمريكا 2011، سپس المپيك 2012 لندن و آن گاه جام جهاني 2014 بديهي است كه هدف آخر، مهمترين هدف ما باشد و تمامي مردم برزيل از ما فتح جام جهاني را ميخواهند. اين چيزي است كه تبديل به وظيفه غيرقابل انكار و كار غيرقابل اجتناب ما شده است و هيچ گريزي هم از آن نداريم.
البته المپيك و كسب طلاي فوتبال آن نيز براي ما بسيار مهم است، زيرا برزيل تا به حال هرگز صاحب اين عنوان كه در هر دو دوره اخير به آرژانتين رسيده، نشده و براي فوتبال كشور ما اين يك نقطه تاريك و ضعف اساسي است. با اين حساب با بهترين تيم ممكن در رده سني اميد در المپيك 2012 شركت ميكنيم و بعد از آن به سوي جام جهاني 2014 خيز برخواهيم داشت.»
بچههاي ويلا
نيمار، پديده 18 ساله باشگاه سانتوز كه منزس او را براي بازيهاي دوستانه اخير با ايران و اكراين انتخاب نكرد، يكي از كساني است كه يقينا به المپيك سيام گسيل خواهد شد. او چنان در باشگاه پهله (سانتوز) درخشيده كه بزرگترين تيمهاي اروپا شامل چلسي هم او را ميخواهند و براي جذب وي دست به كار شدهاند.
علاوه بر وي، عضويت گانزو و آندره هم در تيم اعزامي به لندن قطعي نشان ميدهد و جالبتر اين كه گانزو و آندره هم مانند نيمار سانتوزي بوده و لقب «بچههاي ويلا» را به آنها دادهاند.
اگر سانتوز امسال هم فاتح ليگ ايالت سائوپولوي برزيل شد و هم به فينال جام حذفي اين كشور رسيد، به سبب درخشش وافر جواناني از همين قبيل بود.
آندره كه در خط حمله بازي ميكند و قادر به ايفاي نقش در پست هافبك تهاجمي هم هست و مدتي است به ديناموكييف اكراين كوچ كرده است، ميگويد: «نسل جوانتر فوتبال برزيل در حال اوجگيري و شكوفايي است و هر روز كه ميگذرد كارايي آن بيشتر ميشود. همه ميدانيم كه اگر فتح جام جهاني بعدي را ميخواهيم 3 سال كار سخت و جدي فراروي ماست و نبايد كوتاه بياييم. شايد چشم باز كرديد و درخشش ما نفرات جوان تيم ملي برزيل و قهرمانيمان را در جام جهاني بعدي ديديد. همه چيز در اين راه در خدمت ما و وابسته به ميزان تلاش ماست و هر رويدادي را ميتوان امكانپذير دانست.»
پايان عصر عناصر تدافعي
هر اتفاقي براي فوتبال برزيل بيفتد و چه منزس در ديدارهاي تداركاتي بعدياش بر خلاف سه مسابقه اخير ناكام شود و چه خير، شكي نيست كه او در تغيير ساختارها و مولفههاي بازي تيم ملي برزيل در قياس با زمان كار دونگا مصر و مصمم است و اگر بازيهاي زمان دونگا را دفاعي بينگاريم او ميخواهد تيمش برزيليتر و تهاجميتر بازي كند.
در حالي كه دونگا در اقدامي عجيب دو هافبك وسط دفاعي (گيلبرتو سيلوا و فيليپه ملو) را به طور همزمان به خدمت ميگرفت در ميان هافبك وسطهاي برزيل در دوران كار كوتاهمدت منزس حتي يك نفر هم هافبك دفاعي صرف نبوده است و در اين ارتباط علاوه بر راميرز آوردن نام جوسيلي، هرنانس و ساندرو هم الزامي است.
منزس ميگويد: «من طرفدار سيستم 1 ـ 3 ـ 2 ـ 4 هستم ؛ سيستمي كه هر 3 هافبك و بال مستقر در پشت تك مهاجم نوك ميتوانند عناصري تهاجمي باشند و 2 هافبك مستقر در جلوي مدافعان نيز بازيكناني فني و بازي پرداز خواهند بود.
تيمي با اين سيستم، تهاجمي و كارساز خواهد بود. چيزي كه ما بايد در سالهاي پيش رو باشيم.»
سايت فيفا
مترجم: وصال روحاني
















