برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

توقف در گذشته؛تامل در گذشت

باشگاههاي استقلال و پرسپوليس در ايران با برخورداري از حياتي 60 و 40 ساله از جمله کانونهاي خبرساز ورزش بوده و هستند.اين واقعيت دلايل فراوان دارد.

باشگاههاي استقلال و پرسپوليس در ايران با برخورداري از حياتي 60 و 40 ساله از جمله کانونهاي خبرساز ورزش بوده و هستند.اين واقعيت دلايل فراوان دارد. تسلط و مالکيت دولت، هواداران قابل ملاحظه؛تمرکز و توجه رسانه اي؛حضور افراد ذي نفوذ و داراي جايگاه اجتماعي،سياسي و اقتصادي از جمله دلايل قابل ارائه است.در اين بين تسلط و مالکيت دولت از نقش بسزايي برخوردارست.

چراکه همواره با جابجايي قدرت در قوه مجريه بالطبع نوع و نگرش مديران دستگاه ورزش نيز نسبت به نحوه اداره اين دوباشگاه پرطرفدار گاها با چرخشي 180 درجه اي روبرو ميشود.اين درحاليست که بارها و بارها بحث خصوصي شدن استقلال و پرسپوليس و واگذاري آنها به مردم و اهل فن سرداده شده اما دريغ از يک اقدام عملي و مشهود...اگر هم اراده اي براي اين امر در دل دولت وجود داشته پس از چندي به محاق فراموشي سپرده شده است.همه ما از نقش بي بديل ورزش در توسعه همه جانبه کشور باخبريم..

نقشي که در جوامع توسعه يافته کنوني پررنگ ديده شد و امروزه شاهديم که در کشورهاي پيشرفته اين مقوله کاملا به بخش خصوصي سپرده شده تا شاخص سلامت و تندرستي مردم بدور از تسلط و قوانين دست و پاگير دولتي،سيري صعودي داشته باشد.اهميت اين مقوله چنان حائز اهميت است که در کشورهاي در حال توسعه نظير ايران بعنوان تنها نسخه نيل به توسعه همه جانبه و پايدار تجويز ميشود.چنانکه مقام معظم رهبري نيز در فرماني مهم همگان را به اجراي دقيق آن که در اصل 44 قانون اساسي متبلور است فراخواندند.

در اين بين باشگاه استقلال که همواره مديريت دولتي را تجربه کرده پس از تغييرات در راس و هرم،با حرفها و حديثهاي فراواني دست به گريبان است.صرفنظر از صحت و سقم اين حواشي،يک نکته مهم وجود دارد و آن ترکيب هيات مديره ايست که در شرف تشکيل است يا اينگونه وانمود ميشود.پس از استعفاي هماهنگ اعضاي هيات مديره اين باشگاه در پايان فصل گذشته،هنوز اجماع لازم براي جلب،جذب و معرفي اعضاي جديد حاصل نشده و اين به همان مديريت دولتي بودن آن باز ميگردد.چراکه اگر اين باشگاه بر مدار خصوصي شدن و سپردن امور به افراد توانمند از جنس مردم قرار ميگرفت تا اين حد در بلاتکليفي محض قرار نميگرفت و دچار روزمرگي مديريتي نميشد.امري که در مورد رقيب ديرينه اش پرسپوليس هم صادق است.

رسانه هاي ورزشي و حتي غيرورزشي هم هر از گاهي به عمد يا به سهو به شرح احوال و آثار عملکرد افرادي ميپردازند که در ترکيب هيات مديره گذشته بوده اند و اينک يا نميخواهند در ترکيب آينده باشند،يا نمي توانند و يا نميگذارند که باشند.نکته جالب اينست که برخي از اين اشخاص از جمله علي انصاري با عملکرد متفاوتي که هنگام جدايي از اين باشگاه از خود نشان داد از افرادي است که نمي خواهد در ترکيب هيات مديره آبيها باشد.چراکه اختلاف عقيده و تفاوت نگرش مديريتي وي با مسئول ورزش کشور مانعي اساسي براي بازگشتش به اين عرصه محسوب ميشود. با تعقيب اخبار و تحليلهاي منتشرشده درباره باشگاه استقلال و حدس و گمانه زنيهاي متفاوت درخصوص ترکيب احتمالي هيات مديره اين باشگاه از جمله حضور دوباره انصاري درآن بر اين باوريم که بايد از وجود انصاري و مانند وي در هر زمينه و حوزه اي براي توسعه و آباداني اين مملکت استفاده نمود نه اينکه با غرض ورزيها و سوء نظرهاي مخرب؛اندک اشتياق و انگيزه دلسوزان فعال در حوزه هاي اقتصادي را کم سو نمود.

در مدت حضور اودر ورزش چه در فدراسيون دوچرخه سواري و چه در باشگاه استقلال منشاء اثر بوده است که براحتي قابل قياس و اندازه گيري و مقايسه با اسلاف است و چنين است که هرازگاهي گمانه زنيهايي رسانه اي براي حضور ناخواسته و مجدد وي در ورزش ولو با هر مستمسکي بروز يابد..چنانکه اظهر من الشمس است با رويه و تفکر حاکم بر ورزش کشور اين بازگشت،هيچگاه محقق نخواهد شد.
نگاههاي منفي نگر و سطحي نگري بهمراه مالکيت دولتي در ورزش که همواره تابع تصميمات از بالا حتي برخلاف اصول دموکراسي بوده، ميرود تا دلسوزان و افراد موثر از تصميم خود براي ورود و توسعه ورزش پشيمان شده و به سراغ همان کسب و کار خود که حتما از حواشي و انگ زنيهاي وحشتناک مبراست،بروند.اين حدسها و حواشي براي ترغيب انصاري و همتايانش به حضور در باشگاه استقلال،پرسپوليس و بطورکلي در ورزش حکايت از يک قاعده رفتاري مينمايد که در برخي پر رنگتر از بقيه است و آن توقف در گذشته است.گاه ميباست به دلزدگي و نارضايتي افراد از نحوه استقبال احترام گذاشت.اگر خيلي مشتاق حضور اين افراد در حوزه تربيت بدني هستيم چرا بايد بسادگي با غرض ورزيها و اتهام سازيهاي سخيف که مطرود شارع مقدس هم هست خود را از دستيابي به اصلي ترين مولفه توسعه همه جانبه يعني استقبال خردورزانه از فعالان صالح اقتصادي محروم کنيم؟ مانند انصاري در اين کشور پربرکت کم نيستند.

اشتياق وافر اين اشخاص براي آباداني ورزش مناسب به نظر مي رسد.بشرطي که منزلتشان را احترام بداريم و به تاسي از سنت حسنه نبوي گذشت و حسن ظن را سرلوحه اعمال خويش...گاه لازم است سکوت افراد پاس داشته شود تا روحيه و اشتياق رفته بازآيد.
 

تاریخ: 1389/8/1
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: