اسپانيا لايق قهرماني جهان است
شايد اگر تيم ديگري در هامپدنپارك مقابل اسكاتلند با انگيزه بازي كرده بود نتيجه را واگذار ميكرد، اما شاگردان دلبوسكه با حفظ برتري روانيشان و بدون تغيير سبك بازي توانستند پيروزي را به دست آورند و بار ديگر اثبات كنند جام به تيم درستي رسيده است.
البته اسپانياييها مقصر اصلي جلو كشيدن اسكاتلند پس از گل دوم بودند. پس از گل چهل و پنجم داويد ويا و گل دوم آندرس اينيستا همه چيز تمام شده به نظر ميرسيد، اما صاحبخانه پاسخ آنها را داد و تنها گللورنته در 11 دقيقه به پايان بازي بود كه توانست فرياد پيروزي را از سكوي طرفداران اسپانيا بلند كند و ميزبان هم چارهاي بجز قبول شكست نداشت.
در هامپدنپارك در غيبت «سسك فابرگاس»، «ژاوي» و «تورس» اسپانيا هرگز كمبودي احساس نكرد در عوض اين داويد سيلوا بود كه پس از مدتها توانست اعتماد دل بوسكه را باز هم جلب كند. در جام جهاني او در تركيب اوليه اسپانيا جايي نداشت و پس از بازيها هم با 24 ميليون پوند به منچسترسيتي رفت و نتوانست در اين تيم هم جايگاه ثابتي داشته باشد. حتي برخي معتقد بودند او از نظر فيزيكي توانايي پذيرش بازي درگيرانه انگلستان را ندارد اما نمايش خوب او مقابل اسكاتلند خلاف اين قضيه را نشان داد.
هافبك سيتي كه توسط دلبوسكه در سمت راست به بازي گرفته شده بود، همراه با سرخيو راموس زوج خوبي را تشكيل داده بودند و اسپانياييها به سرعت با مشاركت او در حمله ظاهر ميشدند. سيلوا اولين موقعيت بازي را براي ويا فراهم كرد، هرچند كه ضربه چيپ (نرم و ساده) او توسط آلن مكگرگور دفع شد. ستاره ديگر بازي ژابي آلونسو بود كه درخشش او بيش از هر چيزي حسرت به دل هواداران ليورپول گذاشت كه حالا بايد در ميانه ميدان به جاي آلونسو ماسكرانو، شاهد بازي لوكاس و پولسن پراشتباه باشند، اما ديگر بازيكن اسپانيايي ليورپول پپه رينا است كه جايگاهش را به عنوان دروازهبان دوم تيم اسپانيا از دست داده و حالا ويكتور والدز پس از ايكر كاسياس دروازهبان دوم تيم ملي است. گرچه رينا در بازي با آرژانتين اشتباه مرگباري داشت اما بدون شك فرم بدن او و تيم ليورپول در اين فصل ليگ برتر در تصميم دل بوسكه بيتاثير نبوده است.
در نبود ژاوي، آلونسو خط مياني تيم را بخوبي اداره ميكرد و با همان پاسهاي مشهور 30 متري ويا و داويد سيلوا را در دو جناح راه ميانداخت.
توانايي اسپانيا در تغيير تاكتيك و تطابق با شرايط بازي بدون شك كليد موفقيت آنها در سالهاي اخير بوده است. در بازي با اسكاتلند اينيستا بازي را در جناح چپ شروع كرد، اما بعد در مقطعي به جناح راست رفت و در دقايق پاياني او را در همان پست دوستداشتنياش در ميانه زمين ديديم، راموس هم زماني كه اسكاتلند جلو ميكشيد در پست بال راست بازي ميكرد. از دست دادن برتري دو گل شايد تنها نكته منفي بازي اسپانيا بود، ولي قهرمان نشان داد كه هميشه ميتواند نتيجه را به سود خودش تغيير دهد حتي اگر كه ناچار باشد لورنته را از روي نيمكت به زمين بياورد و ذخيره طلايي اسپانيا نتيجه را تغيير دهد.اما اگر تنها يك اسپانيايي از اين نمايش خوب لورنته در مقابل اسكاتلند نگران شده باشد، اوكسي نيست بجز فرناندو تورس. لورنته دقيقا از زماني كه تورس بنا به دلايل گوناگون افت كرده و قادر به ارائه بازيهاي خوبش براي تيم ملي اسپانيا نيست، در تركيب تيم ملي خوش درخشيده و در 2 بازي اخير گلهاي حساسي را به ثمر رسانده است. او با اين گلها فرصت يافته لياقتش را به دلبوسكه اثبات كند. در مقابل ليتواني در حالي كه بازي گره خورده بود و با دفاع منطقي ليتواني، اسپانيا در شرف تحقير شدن بود، لورنته با دو ضربه سر تيمش را پيروز ميدان كرد و در بازي با اسكاتلند هم به عنوان بازيكن جانشين پيروزي را تثبيت كرد. تورس پس از اين كه به ليورپول رفت آماري خيرهكننده داشته است. او قبل از انتقال به انگلستان در سال 2007 در 254 بازي باشگاهي 49 گل زده بود، اما در 3 سال بازي در ليورپول در 86 بازي 57 گل به ثمر رسانده كه آمار چشمگيري براي يك مهاجم است.
ولي چيزي كه ميتواند دل بوسكه را قانع به حضور لورنته در بازيهاي آينده تيم ملي كند، آمار خوب اودر بازيهاي اخير است. لورنته در 12 بازي 7 گل براي تيم ملي زده و در 25 سالگي نشان داده كه ميتواند ركوردهاي زيادي را در تيم ملي جابهجا كند.
روزنامه گاردين
مترجم: اميررضا نوريزاده
















