قهرماني استقلال واعظ متعلق به من است
انتقاد نباشد هيچ پيشرفتي حاصل نميشود. البته انتقادهاي زرد و هدفدار را قبول ندارم اما معتقدم انتقاد سالم و سازنده باعث رشد فوتبال و به طور کلي ورزش خواهد شد.» اين اولين جملهاي بود که حاجي در ابتداي دو ساعت بحث و گفتوگويمان به زبان آورد. حاجي نشان ميداد خودش را براي هر گونه انتقادي آماده کرده و از همين لحظه آغازين ميخواهد دستت را براي يک چالش پر دامنه باز بگذارد، انصافا همين گونه هم شد. هر ابهامي در ذهن بود و هر سوالي گوشه مخيلهات باقي مانده بود را مقابل حاجي گذاشتيم و او با آرامش خاصي به اين سوالات پاسخ داد...
اساس اين گفتوگوي دو ساعته از آنجا شکل گرفت که ميخواستيم بدانيم پروسه رفتن فتحاللهزاده در روزهاي آغازين فصل هشتم و آن ماجراهاي فصل هفتم چگونه شکل گرفت و مهمتر از آن چه مسائلي باعث شد تا او دوباره مديريت باشگاه استقلال را عهدهدار شود. اين گفتوگوي 2 ساعته متفاوت با آن مصاحبههايي است که از ابتداي اين فصل تاکنون از حاجي ديديم. سوالها و پاسخهايي که شايد تا امروز به رشته تحرير نيامده باشد. به جرات ميتوان گفت تا امروز فتحاللهزاده درباره ريز اتفاقات آن فصل که سبب جدايياش شد حرفي نزده بود اما گذر زمان فتحاللهزاده را ترغيب کرد تا پيرامون آن مسائل حرفهايي بزند. هر چند که ميدانيم باز هم بسياري از حقايق نزد او مکتوم مانده و اين تنها گوشهاي از آن پنهان ماندههاي وجود فتحاللهزاده است.
تفاوت فتحاللهزاده امروز با آن مديري که فصل هفتم در باشگاه استقلال حضور داشت و در نهايت هم برکنار شد در چه ويژگيهايي است؟
- مسائل علمي اضافه شده به صنعت فوتبال در من تاثيرگذار بوده. مثل ساير دوستان دنبال مسائل علمي روز فوتبال بودم اما يک حرکت شاخصي که امروز در باشگاه اتفاق افتاده اين است که مسووليت بر عهده يک نفر خواهد بود. ديگر تصميمگيريها مشورتي نيست و پيشرفت سريعتر اتفاق ميافتد.
از اينکه کارها به عهده يک نفر نهاده شده به عنوان يک حرکت شاخص ياد ميکنيد، آيا اين براي شما دردسرساز نخواهد شد؟
- يکسري محسنات و يکسري مضرات دارد. وقتي مسووليت انتخاب معاونان به عهده خودم گذاشته شده اين براي آينده باشگاه خيلي بهتر است. ضررش هم اين است که انسان هميشه به يک همراه و همدم نياز دارد که الان اينگونه نيست اما فکر ميکنم سيستم باشگاهداري را اگر بخواهيم مدرنتر ببينيم يک شخص تصميم ميگيرد. اگر بخواهم مثال بزنم بايد از استيلآذين ياد کنم. به نوعي ما هم مالک باشگاه استقلال شديم. يعني اختيارات يک مالک را داريم و قدرتمان بيشتر شده. در يک کلام ميتوانم بگويم مشکلي احساس نميکنم.
اما اين پاسخ با حرف شما که ميگوييد دنبال مسائل علمي فوتبال هستم تناقض دارد، چون مديريت نوين فوتبال انفرادي انجام نميشود و يک گروه براي پيشبرد اهداف تلاش ميکند.
- تناقض دارد اما در عمل تناقض ندارد. وقتي شما مالکيت باشگاه را داري يعني تصميم گيرنده اصلي هستي. بنابراين وقتي يک نفر تصميم ميگيرد يعني کارها بر اساس تفکرات او جلو ميرود و ديگر اعضا بايد تمکين کنند. ما نميتوانيم سيستم تيمداري کشورهاي اروپايي را با ايران مقايسه کنيم چون در اين تيمها معمولا اعضاي هيات مديره سهامدار هستند اما در ايران هيچ اعضاي هيات مديرهاي سهامدار نيستند. يعني سهامداران خود براي باشگاه پول خرج ميکنند. به جرات ميتوانم بگويم آرامشي که امروز در استقلال حاکم است هيچ وقت وجود نداشته.
شما به نوعي سعي کرديد اين خلأ را با به کارگيري پيشکسوتان در سطوح مختلف باشگاه پر کنيد همينطور است؟
- بله، آقايان پورحيدري، حجازي، مظلومي، فکري و فريبا جزو بزرگان استقلال هستند. البته اين بدان معنا نيست که مرداني مانند کارو حقورديان، علي جباري، فرزامي و حسن روشن را از ياد ببريم. گروهي که امروز کنار هم قرار دارند سعي ميکنند به بهترين شکل ممکن ما را کمک کنند. آنها حمايت خوبي از يکديگر هم دارند. براي مثال وقتي مظلومي ايرادي دارد، حجازي از او دفاع ميکند يا پورحيدري وسط ميآيد و مدافع کادر فني ميشود. اينها عزيزان ما هستند و بزرگتر از آنها در استقلال نداريم. چه کسي ميتواند منکر بزرگي حجازي شود و حجازي به نظر من امپراتور است! هر چند که دوستان رسانهاي ما معتقد بودند من نميتوانم اين گروه را کنار هم جمع کنم.
ميخواهيم قدري به عقبتر برويم. چرا اين تعامل مطلوبي که شما از آن ياد ميکنيد فصل هفتم ايجاد نشد؟ شما در شرايطي ابتداي فصل هشتم استقلال را ترک کرديد که بسياري از مسائل مبهم ماند.
- حرف نزدم چون نميخواستم استقلال عزيزم لطمه بخورد. برکناري من يک پروژه بود. يک عده وقتي ديدند من آن تيم فصل هشتم را خوب بستم پروژهاي تعريف کردند تا من بروم. آن ماجرا از قبل طراحي شده بود. کجاي دنيا يک مدير و يک مربي ميتواند تيمي که 3 گل ميخورد را يکدفعه به تيمي تبديل کند که 6 گل ميزند؟ اما چون استقلال را دوست داشتم چيزي نگفتم اما از آن تيمي که من ساختم چيزي نماند. تيمي که از ذوبآهن فعلي هم قويتر است.
قدري شفافتر حرف ميزنيد؟
- نه! عدهاي دنبال يک سوراخ هستند تا خودشان را آنجا بيندازند و يک حرفي بزنند و بگويند که ما هم هستيم! آنها ميخواهند تيم ما را به حاشيه ببرند. نميخواهم اين فرصت را به کساني که توان علمي و ورزشي ندارند و تا دلتان بخواهد بذلهگو و حراف هستند، بدهم. من ميخواستم در فصل هفتم هم همين کار را بکنم يعني پيشکسوتان را دور هم جمع کنم اما در هيات مديره اختياراتم يک نفر بود از 5 نفر.
از حرفهاي شما ميتوان اينگونه برداشت کرد که فصل هفتم اختلافهايي ميان شما و هيات مديره وجود داشت.
- اگر آن اختلافها نبود که حجازي برکنار نميشد! اگر آن اختلافها به وجود نميآمد خود حجازي هم نميرفت. اختلافهايي که حاشيهساز شد.
اين حرف نشان ميدهد که هيات مديره فصل هفتم از شما حمايت نکرد.
- بعضيها کردند و بعضيها نکردند. نميخواهم کالبد شکافي کنم اما ما ياد نگرفتيم که با يکديگر کار گروهي انجام دهيم.
آن روزها اما خيليها منتقد تصميم شما در انتخاب حجازي و بعدها فيروز کريمي شدند.
- حجازي يک انتخاب درست بود. من مي خواهم از شما بپرسم اگر تيم فصل هشتم در اختيار حجازي بود چه اتفاقي ميافتاد؟ حجازي تيمي را تحويل گرفت که 14 بازيکن خود را نداشت. باور کنيد اگر رييس فدراسيون فوتبال ميشدم حجازي را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب ميکردم.
بر چه اساس؟
- براساس صداقتي که دارد. حجازي انسان صادقي است. حجازي داراي تواناييهاي بسياري بود.
اما بعد از آن هم يک انتخاب انتقاد برانگيز داشتيد به نام فيروز کريمي. قبول داريد يکي از انتخابهاي بد شما بود؟
- فيروز کريمي يکي از بهترين انتخابهاي من بود چون خود حجازي، فيروز را پيشنهاد داده بود. در استقلال به فيروز کريمي ظلم شد چون يک عده حاشيههايي براي فيروز ايجاد کردند که ايشان نتوانست کارش را انجام بدهد. حتي خود باشگاه هم نتوانست فيروز را ساپورت کند.
در آن برهه اين شايعات وجود داشت که برخي بازيکنان هم با فيروز کريمي همراه نيستند. اين شايعات را تاييد ميکنيد؟
- همان پروسهاي که تعريف شد اين بلاها را سر من در بياورد همان پروسه باعث اخراج فيروز کريمي شد.
با وجود اين مشکلات اما شما پس از برکناري هميشه در صدد بازگشت به استقلال بوديد.
- (ميخندد) چون اين صندلي آهنربا دارد!
اين پروسه آيا در بازگشت شما به باشگاه استقلال باز هم تلاش ميکرد شما را در رسيدن به اهدافتان ناکام بگذارد؟
- بله، نشانههايي هم وجود دارد چرا به من وقت ندادند بازيکنانمان را سر وقت انتخاب کنم؟ چرا مربيان ما حتي وقت تست گرفتن از بازيکنان خارجي را نداشتند؟ ما در مقطعي مجبور شديم برخي بازيکنان خارجي را به اجبار انتخاب کنيم. آن روزها حتي آرش برهاني هم داشت به استيلآذين ميرفت.
با اين حال هواداران انتظار دارند که مديرعامل باشگاه همه چيز را در عاليترين شکل فراهم کند.
- رويا و واقعيت تفاوتهاي زيادي با هم دارند. من هم در رويا دوست دارم مديرعامل منچستريونايتد يا بايرنمونيخ باشم! چون دردسر مديريت در اين باشگاهها خيلي کمتر است. چون درآمد بيشتر از هزينه است. اجازه بدهيد يک خاطرهاي را برايتان تعريف کنم. آقاي کالموند به ايران آمده بود و وقتي فهميد ما قراني از قبل حق پخش درآمد نداريم تعجب کرد و گفت: «شما باشگاه را چطور اداره ميکنيد؟» به اين ترتيب ميتوانم بگويم مديريت منچستريونايتد از استقلال راحتتر است.
به نظر ميرسد امسال سازمان تربيتبدني بشتر از گذشته به شما توجه ميکند، اين طور نيست؟
- سازمان به تيمهاي ديگر بيشتر کمک ميکند. يکي از دردهاي استقلال و پرسپوليس اين است که همه از کمکهاي سازمان به اين دو تيم مطلع هستند در حالي که سهم ديگر تيمها بيشتر است.
به موضوع مهم حق پخش اشاره کرديد. آيا ممانعت با مصاحبه بازيکنان استقلال با گزارشگران تلويزيوني از همين تفکر نشات ميگيرد؟
- بله، ما هنوز به طور جدي مخالفتمان را آغاز نکرديم. اگر سيستم باشگاهداري خصوصي باشد بايد براي مصاحبه با بازيکنانمان پول پرداخت کنند. باز هم مثالي ميزنم، شهردار ليورپول گفته 25 ميليون يورو ميدهم که باشگاه اجازه بدهد بازيکنان مسير خانه تا باشگاه را با مترو طي کنند!
رقمي در حدود 35 ميليارد تومان ما. حساب دو، دو تا چهار تا است. ما بلديم پول دربياوريم اما مدام توي سرمان کوبيده ميشود. 20 سال است دارم اين حرفها را ميزنم اما چه فايدهاي دارد. به اعتقاد من بايد براي مصاحبه با بازيکنان ما پول داده شود. همين الان يک شبکه تلويزيوني به استقلال بدهند آن وقت ميبينند من چقدر پول براي باشگاه درميآورم.
مديريت قبلي باشگاه استقلال چرا ادامه نداد؟
- مديرعامل سابق اينطور عنوان کردند که من توانمندي درآمدزايي 5 ميليارد توماني را نداشتم. البته اين را من جايي خواندم.
اين صحبتها بهانه بود براي رفتن از استقلال؟
- حرف من اين است اگر ميرويم موقعي برويم که مدير بعدي بتواند تيم را جمع و جور کند. استقلال وقتي فصل هفتم قهرمان جام حذفي شد بلافاصله من استعفاي خودم را به آقاي زريبافان دادم تا آدم بعدي دو سه ماه فرصت داشته باشد.
زماني که شما برکنار شديد گفته ميشد قصد داريد همان پروسهاي که باعث برکناريتان شد را عليه مديران قبل پياده کنيد؟
- مصداقش چيست؟ آيا من کاري کردم؟ مصاحبهاي بود؟ هيچ مديرعاملي مثل من که تيم را در بهترين شرايط بستم و چيزي نميگويم وجود ندارد. يکي را پيدا کنيد وقتي بيرونش ميکنند حرفي نزند. اگر حرفي هم ميزدم به خاطر شفاف سازي بود چون آنها ادعاهايي را مطرح کرده بودند.
روزي که برکنار شديد هيچ کس فکر نميکرد دوباره بياييد. چه مراحلي طي شد که دوباره به استقلال بازگشتيد؟
- واقعا نميخواستم برگردم. سه چهار ماه بحث آمدن من بود. شخصا با آقاي قريب وارد مذاکره شدم که بيايد و من هم کمکش کنم اما استقلال را در شرايطي تحويل گرفتم که داشت از بين ميرفت. هوادار ملتهب بود. روزانه 200، 300 پيامک ميآمد و هواداران ميگفتند چه طور زماني که استقلال خوب بود شما ميآمديد اما الان که شرايط بغرنج شده ميترسيد؟! آيا از فحش مردم ميترسيد؟ من مي خواهم بپرسم کدام آدم عاقلي در آن شرايط حاضر ميشد مديريت استقلال را به عهده بگيرد؟
ميخواهيد بگوييد به خاطر شهرت دوباره به استقلال نيامديد.
- شهرت داشتم. نيازي به شهرت نبود که بخواهم به خاطر اين موضوع به استقلال برگردم. من محبوبيت هم داشتم. هوادار همه چيز به من داده بود.
مديريت قبلي پس از برکناري گفته بود فقط 400 ميليون بدهکار است اما شما ارقام ديگري را مطرح کرديد.
- بدهي آنها 7 ميليارد تومان بود. اسنادش هم موجود است. بيايند بنشينيم تا اسنادم را رو کنم. من مدعي ميشوم سالي که در استقلال بودم فقط يک ميليارد و نهصد ميليون تومان گرفتم اما در کمال تعجب و بيانصافي و در عين ناباوري عنوان ميکنند من در دو ماه و نيم يک ميليارد و نهصد ميليون تومان گرفتم. من در حقيقت يک فصل يک ميليارد و نهصد ميليون تومان بودجه گرفتم. از اين همه عوام فريبي به خدا پناه ميبرم... خودتان ميتوانيد از سازمان تربيتبدني استعلام بگيريد. دوستان ما در هشت ماه و نيم، 6 ميليارد تومان پول گرفتند. چرا از خدا نميترسند؟
شايعه فروش ساختمان باشگاه هم به خاطر اين اختلافها به وجود آمد؟
- من چطور ميتوانم ساختمان باشگاه را بفروشم. اگر اين کار را کردم از آب کره گرفتم!
بعضيها مدعي شدند شما زميني را کلنگ زديد که متعلق به دولت بوده و به سازمان تربيتبدني تعلق نداشته. ادعاي ديگري هم مطرح بود مبني بر اينکه شما قول داديد اين زمين را که در دوره آقاي خطيب تحويل گرفتيد در مدت زمان ميني بسازيد. فکر ميکنم گفته ميشد حدود 3 سال؟
- دروغ است! دروغ از اين آشکارتر وجود ندارد. همان موقع که زمين را کلنگ زدم، اين زمين متعلق به سازمان تربيت بدني و باشگاه بود. اسناد و مدارکش هم وجود دارد.
ميتوانيد اين اسناد را منتشر کنيد؟
- نميتوانم منتشر کنم اما ميتوانم به شما نشان بدهم. اسناد دولتي را نميتوان منتشر کرد اما شما ببينيد و به مردم بگوييد که من راست ميگويم يا دروغ.
(فتحاللهزاده براي اينکه حرفش را ثابت کند سندي که در دست داشت را نشان داد. در اين سند ذکر شده بود احتراما قرارداد فيمابين زمين شهري و سازمان تربيت بدني از تاريخ 14/5/1386 تمديد ميشود).
... خدا جاي حق نشسته است. باز هم به صراحت ميگويم در آن يک سالي که در استقلال بودم يک ميليارد و نهصد ميليون تومان گرفتم. دوستان ما اما در هشت ماه و نيم 6 ميليارد گرفتند. چرا اين همه تفاوت وجود دارد؟ تفاوتهايي که از سوي آقايان کتمان هم شده. نهايت بيانصافي را کجا ميتوان يافت؟
(فتحاللهزاده دوباره سند ديگري را نشان داد. سندي از سوي مديرکل تربيت بدني تهران به شهرداري که در آن گفته شده: خواهشمند است به منظور پويايي و شکوفايي ورزش با توجه به دستور صادره وزارت مسکن و شهرسازي نسبت به انتقال قطعي زمين کمپ به باشگاه فرهنگي استقلال اقدام مقتضي و عاجل را مبذول فرماييد.)
اين اسناد نشان ميدهد زمين کمپ متعلق به استقلال است در حالي که مديران قبلي منکر شدند.
چه دليلي داشت که مديريت قبلي باشگاه استقلال نخواهد پيگير ساخت کمپ شود، در حالي که ساختن محلي براي تمرين يک ضرورت به حساب ميآيد؟
- چون اين زمين را گرفتن و داخلش خرج کردن وقت ميخواهد. آن وقت، وقت براي قهرمانيشان کم ميآمد! آنها فقط دوست داشتند استقلال فوتبال داشته باشد و يک قهرماني بگيرند و بروند... من هم بيکار نيستم که دنبال اين ماجرا باشم اما براي من اين مهم است که اين زمين را به دست آوردم. زمين کمپ را با 10 جام هم عوض نميکنم.
فصل هشتم که استقلال قهرمان شد چه احساسي داشتيد؟
- احساس کردم خودم قهرمان شدم! کادر فني آن تيم هم مال من بود. چه چيزي در آن تيم عوض شده بود؟ همه ابزار را من فراهم کردم. اگر آن مديريت قدرت پهلواني و قهرماني داشت استقلال فصل نهم سوم نميشد. آن تيم حتي ميتوانست دو جام هم بگيرد.
به فصل نهم اشاره کرديد، شما همواره يکي از مخالفان انتخاب مرفاوي بوديد، درست است؟
- من صمد را خيلي دوست دارم، آن موقع معتقد بودم مرفاوي بيتجربه است اما الان فکر ميکنم صمد با تجربه شده است. حتي ممکن است يک روز خودم صمد را انتخاب کنم. چون انسانها هميشه پيشرفت ميکنند و الان هم مرفاوي پيشرفت کرده.
موافقيد دوباره درباره اين فصل حرف بزنيم؟
- بله، بفرماييد.
انتخاب پرويز مظلومي بر چه اساسي بود. آيا از سر ناچاري مظلومي را انتخاب کرديد؟
- قبل از اينکه برگردم به مظلومي گفته بودم اين دفعه که برگردم نوبت تو است. دوست داشتم امير را بياورم اما امير مربي سپاهان بود.
از حرف شما اين برداشت را ميکنيم که به نوعي از سيستم چرخشي در کادر فني استقلال استفاده شده، يعني نوبتي؟!
- اصلا اينطور نيست. امير قرارداد داشت من نميتوانستم کسي را با زور بياورم. الان آقاي مظلومي دارد خوب کار ميکند. اين نشان ميدهد انتخاب پرويز مظلومي يک انتخاب درست بود. نه بر اساس سيستم چرخشي
وقتي مظلومي آمد يکسري حاشيهسازيها هم ايجاد شد. البته بخشي از اين حاشيهسازيها هم به خاطر خودتان بود.
- من عامل حاشيهسازي نيستم. با ضرس قاطع ميگويم هر کسي به من حمله کند به او حمله ميکنم. وقتي مظلومي آمد به او گفتم ما ميخواهيم تقسيم کار کنيم، جمع کردن مسائل بيروني به عهده من و مسائل درونتيمي به عهده تو. من ميخواهم استقلال نتيجه بگيرد حتي اگر به قيمت جانم تمام شود.
در شرايط فعلي اوضاع بسيار خوب است. استقلال در جايگاه مطلوبي قرار دارد و شما اغلب بازي هاي بزرگتان را با برتري پشتسر گذاشتيد اما ممکن است در آينده نتايج مطلوبي نگيريد. آيا آن زمان هم پشت مظلومي ميايستيد و حاشيهها را جمع ميکنيد؟
- انتظار من از مظلومي گرفتن سهميه آسيا است اما اگر قهرمان هم شود که فبهالمراد! به مظلومي گفتم اگر از 20، 17 بگيري قبولي. من پاي حرفم هستم. تا زماني که تک هستم پاي مظلومي ميايستم. البته باز هم تکرار ميکنم تا جايي که بتوانم از مظلومي حمايت ميکنم.
اما اين کار را با ناصر حجازي نکرديد.
- هيات مديره آن زمان مجبورم کرد حجازي را برکنار کنم. وقتي من ميان هيات مديره فقط يک راي دارم چکار ميتوانم بکنم اما الان که تنها هستم با آرامش به کارم ادامه ميدهم و مظلومي را حمايت ميکنم.
از ابتداي مصاحبه يک سوال هست که مثل خوره به جانمان افتاده و نميتوانيم بپرسيم.
- (ميخندد) بپرس، بپرس، بپرس! هر چه دوست داري بپرس، من هم جواب ميدهم.
روزي که استقلال در پله سيزدهم ليگ ايستاد چه احساسي داشتيد؟
- حس قهرماني جام حذفي! ما سيزدهم شديم اما قهرمان جام حذفي شديم. براي من يک موفقيت چشمگير بود. تيمي که سيزدهم شده بود و چيزي برايش نمانده بود قهرمان جام حذفي شد. تيمي که پس از 6 سال به آسيا نرفته بود دوباره سهميه گرفت. آن زمان تعداد سهميه ما فقط دو تيم بود.
حمايتي در کار نبود تا استقلال قهرمان شود؟
- چرا بود! حمايت هواداران و مردم. آن قهرماني خيلي به ما چسبيد. اگر يادتان باشد در رشت به پگاه باختيم و تا مرز ناکامي پيش رفتيم اما در نهايت جشن قهرماني گرفتيم. آن روز حتي سپاهان هم نتوانست به فينال جام حذفي بيايد. آن روز نايب قهرمان ليگ آسيا نميرفت. خيلي کيف کردم که استقلال قهرمان شد. (و بعد دوباره ميخندد)
از اين همه پرسش و پاسخ خسته نشديد؟
- من تازه گرم شدم!
... در شرايط فعلي از روند تيم راضي هستيد؟
- از تصور خودم بالاتر است. اين نشان ميدهد همکارانم بيشتر از من تلاش کردند؛ از کادر فني گرفته تا کادر اداري و کميته فني. از بازيکنان هم نبايد غافل شد. آنها همدل هستند. الان باختن در استقلال به يک مسأله تبديل شده است. شما ديديد در مقابل تيم قدرتمند صبا در شرايطي که 10 نفره بودند به آب و آتش زدند تا نبازند. من هيچ وقت بچههايي که همه پيراهنشان از خستگي خيس عرق شده بود را از ياد نميبرم. بچهها فداکارانه کار کردند.
يکي از مواردي که باعث درآمدزايي ميشود ترانسفر بازيکنان است. ترانسفرهاي شما در گذشته اما چندان موفقيتآميز نبود...
- من ميخواهم از شما بپرسم کريم باقري، علي دايي و مهدويکياي آن موقع بهتر بودند يا علي موسوي، داريوش يزداني، سيروس دينمحمدي و علي لطيفي؟ فرق بين توليد بنز و پژو است. آن موقع آنها قويتر بودند اما من عرصه را براي موفقيت آنها باز گذاشتم. فکر ميکنم خودشان هم مقصر بودند و نتوانستند استفاده کنند. موسوي و يزداني به تيمي رفتند که آن روزها توانست در 3 جام مدعي باشد البته در همين بين فرهاد مجيدي همواره يک لژيونر موفق بود.
الان هم به مقوله ترانسفر بازيکنان فکر ميکنيد؟
- بله، 2 بازيکن خوب ما را ميخواهند. آقاي ميداودي يکي از اين بازيکنان است. يکي از کشورهاي اروپايي بازيهاي ميلاد را ديده اما به شرطي که تداوم داشته باشد و افت نکند چون ممکن است نظرشان عوض شود.
هدف شما از ترانسفر بازيکنان چيست، پيشرفت فنيشان يا کسب درآمد؟
- همانطور که گفتم من عرصه را براي پيشرفت آنها باز گذاشتم. مثل ثبت نام کردن در يک دانشگاه متوسط و عالي ميماند. من بازيکنان را در يک دانشگاه معتبر ثبتنام کردم. البته بحث درآمدزايي هم مطرح است. من با ترانسفر کردن آن بازيکنان هزينه 5 سال باشگاه را تامين کردم. در آن سال پولي از سازمان نگرفتم حتي يک ريال! ميتوانيد از آقاي فائقي بپرسيد. من بازيکن به پروجا هم ترانفسر کردم که اين يک پيشرفت بود.
البته هواداران استقلال هيچ گاه نتوانستند لژيونرهاي خود را با حريف قياس کنند. شايد تنها دلخوشيشان عنوانهايي بود که استقلال در ليگ قهرمانان به دست آورد؟!
- من بازيکنانم را به تيمهاي خوب ترانسفر کردم اما پيرو اين حرف بايد بگويم اگر 3 سال فرصت داشته باشم دوباره استقلال را قهرمان ميکنم. 20 سال است صبر کرديم، 3 سال ديگر هم صبر کنيد تا من استقلال را دوباره قهرمان کنم. چرا کسي نميگويد باشگاههاي ايران 20 سال است قهرمان آسيا نشدند؟
چنانچه استقلال سال آينده قهرمان شود آن وقت نميگوييد اين قهرماني اتفاقي بوده چون شما از داشتن يک برنامه 3 ساله حرف ميزنيد؟
- نميگويم اتفاقي بوده، ميگويم تلاش بازيکنان و کادر فني بوده.
اين قهرماني حاصل تلاش مديران قبلي است يا شما؟
- تيمي تحويل نگرفتم که بخواهم آنها را سهيم بدانم. 8 بازيکن ما رفتند. کدام تلاش؟
اما بازيکنان خوبي گرفتيد...
- شانس آورديم. خودم هم فکر نميکردم بتوانم اين بازيکنان را جذب کنم. امير قلعهنويي هم فکر نميکرد ما بتوانيم اين بازيکنان را جذب کنيم. شايد اگر فکر ميکرد اين بازيکنان را ميگيريم امير هم ميآمد به استقلال! کار سختي داشتيم. بازيکناني که اول با تلاش خودم آمدند و بعد افرادي مثل اميدوار رضايي. باور نميکنيد من ابتداي فصل چه استرسي داشتم. ميلاد داشت ميرفت سپاهان، آتسوي ميرفت ذوبآهن و...
در جدايي خسرو آن پروژهاي که ميگوييد نقش داشت؟
- به خسرو حيدري مشاوره غلط دادند. همين الان اگر به فرهاد مجيدي بگوييد از استقلال برو من اجازه نميدهم چون فرهاد مال استقلال است. به او مي گويم تو متعلق به استقلال هستي و نبايد بروي البته کمي هم خودمان تعلل کرديم، يعني دوستان و همکارانمان. يادم است بعد از ماهها عيد بود ميخواستم با خانواده بروم خوي. ظهر رسيديم، عصر گفتند مومنزاده را ميخواهند ببرند پرسپوليس. همان جا عقبگرد کردم رفتم اصفهان آوردمش تهران. من آن موقع وظيفهام بود مومنزاده را بگيرم که همين طور هم شد اما به طور کلي معتقدم خسرو در حق ما کم لطفي کرد...
لابلاي حرفهايتان گفتيد از اوضاع کنوني راضي هستيم. احيانا اگر نتيجه مطلوبي نگيريد ميان اعضاي کميته فني يا ديگر بخشها اختلاف پيش نخواهد آمد؟
- اين اتفاق روزي ميافتد که ما قهرمان شديم و رفتيم! البته توقع من از مظلومي قهرماني است. گفتم سهميه آسيا بگيري قهرماني. بايد بگويم که درباره اعضاي کميته فني (حجازي، پورحيدري و مظلومي) هنر ميخواهد که آنها را کنار هم قرار داديم. ما همه با هم فکر ميکنيم. همه با هم هستيم. اين را من به عنوان مدير باشگاه ميگويم. پيروزي من مال ناصرخان است. پيروزي ناصرخان براي پورحيدري و همين طور تا آخر... شکست هم همين طور است.
تا الان از آن 5 ميلياردي که قول داديد وارد باشگاه بشود چه ميزان از کنار جذب اسپانسر جذب شده؟
- حدود دو ميليارد و دويست ميليون تومان که از بخش اسپانسر جذب شده. مابقي آن در آستانه ليگ قهرمانان جذب خواهد شد. البته به سقف 5 ميليارد تومان نميرسد. مابقي از کنار درآمدي که از حضور تماشاگران در ورزشگاه به دست ميآيد، تأمين ميشود. امسال ما اگر حدود 30 درصد افزايش جمعيت داشته باشيم ميتواند در آمد ما را به يک ميليارد تومان برساند.
چند روز پيش با آقاي رييس جمهور هم جلسه داشتيد. اين جلسات تا چه اندازه در ارتقاي وضعيت اقتصادي باشگاه استقلال تاثيرگذار است؟
- تعداد جلساتي که با آقاي رييس جمهور داشتيم خيلي کم است. آقاي دکتر احمدينژاد به دليل مشغلهاي که دارد نميتواند بيش از اين وقت بگذارد. اما با توجه به اينکه ايشان فوتبالي هستند به آينده دو باشگاه استقلال و پرسپوليس خيلي اميدواريم. ايشان علاقه زيادي به ورزش دارند. ميبينيد که بودجه ورزش در سال جاري 8 برابر شد.
تصور ميکنيد تا چه زمان صاحب اين صندلي خواهيد بود؟
- من خودم نميخواهم زياد بمانم! قبلا هم گفتم آخر فصل ميروم، چون ديگر خسته شدم. شعار نميدهم!
اين حرف با ادعاي شما که گفتيد 3 سال فرصت ميخواهم تناقض دارد!
- نه، من گفتم به واژهها توجه کنيد. گفتم اگر به من 3 سال فرصت داده بشود. اما در اگر نتوان نشست. فکر نميکنم 3 سال فرصت داشته باشم. پايان فصل کمک ميکنم تا انشاءالله يک مديرعامل خوب براي استقلال بيايد و اين راه را ادامه بدهد!
چه کسي را پيشنهاد دادهايد؟
- آقاي قريب! ايشان اول فصل هم شکسته نفسي کرد و گفت نميتوانم تيم را جمع کنم. ولي اگر تيم خوب باشد ايشان ميتواند جمع کند. تصميمم براي رفتن جدي است.
... خب، آقاي فتحاللهزاده سوالهاي ما تمام شد. اگر نکتهاي هست بفرماييد.
- ممنون از شما که تشريف آورديد. از اينکه دقايقي هم من تاخير کردم شرمندهام. اميدوارم بتوانيد در راه رسيدن به رسالتي که داريد موفق باشيد.
خارج از مصاحبه
آرش و ماشينش 550 ميليون نميارزند!
گفته ميشد فتحاللهزاده ابتداي فصل 550 ميليون به برهاني داده. حاجي وقتي اين حرف را شنيد با خنده گفت: «آرش و ماشينش با هم 550 ميليون نميارزند! چه کسي اين شايعات را مطرح کرد؟» البته حاجي اين جمله را از باب مزاح گفت.
فرهاد را بخواهند کاري ميکنم به تيم ملي برگردد
چرا کادر فني تيم ملي براي بازگرداندن فرهاد اصرار نکرد؟ فتحاللهزاده در اين باره هم حرف زد: «اگر واقعا فرهاد را بخواهند با او حرف ميزنم به تيم ملي برگردد اما اگر واقعا مجيدي را بخواهند. به اعتقاد من فرهاد ميتواند در جام ملتها به کار تيم ملي بيايد. او يک نابغه است.»
قطبي گفت به خاطر آن حرفها ديگر نيستم
شايعه اختلاف فتحاللهزاده و قطبي. حاجي براي اين شايعه هم پاسخ داشت: «کدام اختلاف؟ من و قطبي با هم حرف زديم. ايشان گفتند از حرفهايتان ناراحت نيستم. چون ممکن است من تصميم بگيرم با تيم ملي قطع همکاري کنم و آنگاه بايد کسي جانشينم باشد.»
















