فلسفه نشست خبری پرسپولیس؛محاکمه در شهرداری
مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام
1-باید روزنامه را مچاله کرد،چشم از تصویر تلویزیونی بست و فریب صدای رادیو را نخورد چرا که هیچ یک از اینان قادر نیستند یک صدم تجربه واقعی شناخت از علی دایی را به شما منتقل کند. آن روزهایی که فوتبالیست بود همانگونه پس از گلزنی برابرنپال و مالدیو شادمانی می کرد که پس از فتح دروازه میلان در سن سیرو به آسمان بر می خاست.برای دایی چیز کم اهمیتی وجود ندارد و وقتی قرار است رو در روی خبرنگاران بنشیند و پاسخ شان را بدهد تو گویی سکانس پایانی فیلم"عطر خوش زن" در حال اکران است و دایی در کالبد آل پاچینو فرو رفته و چنان محکم حرف می راند و ادله می آورد که گویا شکست دادن پرسشگر با هر ادبیاتی قادر است واقعیت را هم تغییر دهد.
2-چهارشنبه هفته قبل حبیب کاشانی تصمیم گرفت چهارمین کنفرانس خبری پرسپولیس را در سالن اجتماعات شهرداری منطقه 9 برگزار کند تا اینچنین جشن عبور قرمزها از بحران را رسما به اصحاب رسانه و البته طرفدران پرتعداد پرسپولیس اعلام کند.اما آنچه در مخیله سرپرست موقت قرمزها می گذشت و دوست داشت نشان دهد فاصله آنها با اصول حرفه ای به عدد صفر رسیده است، با واقعیت رفتاری علی دایی و نوع پاسخ او به سوالات چالشی، تفاوت فراوانی داشت.قطعا یکی از عذاب آور ترین قسمت های مربیگری برای دایی به همان لحظانی اختصاص دارد که او قرار است پاسخگوی سوالات انتقادی باشد.اگرچه در ظاهر می گوید ابدا اینچنین نیست اما وقتی تن صدایش را بالامی برد و با همان ادبیات معروف به پرسشگر هجوم می آورد،آنگاه چهره بی نقاب او هویدا می شود.مربیان وطنی پیش از دایی( که مشابه چنین منشی در قبال انتقادات را داشتند )دست کم خوبی شان این بود هرگز تن به این بازی های به اصطلاح روشن فکرانه نمی دادند. یکی از آنها می گوید؛صد سال دیگر به تیم حریف برد را تبریک نمی گویم و پس از باخت کسی جرات نمی کند اطراف من آفتابی شود. اما دایی که می خواهد نشان دهد ورژن ارتقا یافته ای است حفظ ظاهر می کند اما درست در وسط کنفرانس خبری با رفتار پرخاشگرانه اش نشان می دهد که در آفرینش با آنها از یک گوهر است!
3- در همان روز بارانی (چهارشنبه)و درست در آغاز چهارمین کنفرانس خبری پرسپولیس بود که دایی خیلی سریع شمشیر را از رو کشید و با پاسخ تند به اولین پرسش مطرح شده به خبرنگاران حاضر در سالن فهماند اگر سوالاتی بر خلاف آنچه او به آنها اعتقادی ندارد، پرسیده شود پاسخ می تواند به اندازه یک باغ فلفل قرمز تند باشد.البته در جمع کثیر اصحاب رسانه تنها 3 خبرنگار، افتخار حضور در باغ مزبور را پیدا کردند و مابقی ترجیح دادند سوالات بی خطرتری بپرسند تا مبادا تا بنا گوش شان سرخ شود.
4-اما داستان آن 3 خبرنگار؛ نفر اول از روزنامه ایران ورزشی بود که از دایی پرسید چرا در داربی به یکباره بعد از 11 هفته نیمکت نشینی مجتبی شیری به ترکیب اصلی آمد و بخاطر بازی پر اشتباهش در اوایل نیمه دوم تعویض شد.دایی در اظهار نظری جالب مدعی شد اتفاقا شیری خوب کار کرد و فقط چند اشتباه داشت و بخاطر آن از بازی بیرون آمد.جناب سرمربی که می گوید کمک داور بازی باید بخاطر آن اشتباه معذرت خواهی کند خودش خیلی راحت مدعی شد در مورد به میدان فراخواندن مجتبی شیری هیچ اشتباهی نکرده است و اتفاقا او خیلی هم خوب بازی کرد! حالا چرا دیگر شیری رنگ ترکیب را بعد از داربی ندید از آن دسته از سوالاتی است که قطعا دایی جوابش را بهتر از ما می داند اما ترجیح می دهد چیز دیگری بر زبان جاری کند. البته در ادامه پاسخ او خیلی صریح گفت؛ مسولیت فنی تیم با من است و اصحاب رسانه نباید در امور فنی دخالت کنند.با این وجود عمر این حرف چندان طولانی نبود و دایی با تذکر مخفیانه کاشانی مدعی شد؛بنده کی گفتم خبرنگاران سوالات فنی نپرسند!؟ او به همین راحتی کلام نخستش را عوض کرد تا نشان دهد سرعت تغییرپذیری اش بیش از آن چیزی است که در کاتالوگ اسطوره شناسی ما آمده است!هیچ یک از پرسشگران بعدی هرگز از دایی در مورد مسائل فنی سوالی نکردند چون می دانستند پاسخ او چیست.
اما خبرنگار دوم که یک خانم بود درباره خریدهای پرسپولیس سوال کرد و پرسید چرا وظیفه گلزنی این فصل کلا روی دوش بازیکنان تازه وارد است. این سوال نه چالشی بود و نه آنقدر پربیراه که دایی ناگهان در وسط پاسخ دادن با حالتی بر افروخته رو به دخترخبرنگارکرد و با صدای بلند گفت؛شما از من سوال پرسیده اید و حالا با بغل دستی ات حرف می زنی و می خندی!با این رفتار، کاری کردی که دفعه بعد هیچیک از سوالات شما را جواب ندهم.
5 -اما قصه خبرنگار سوم و عصابی شدن دایی که فقط کم مانده بود زنگ بزند به نزدیک ترین کلانتری منطقه تا حساب کار دست کسی بیاید که پس از 2 برد پرسپولیس از سرمربی فاتح در مورد ناکامی های قبلی سوالی را پرسیده است.پرسش این بود؛ آیا بنظر شما پرسپولیس در این فصل از حیث بدنسازی کمی دچار مشکل نیست و آیا نمی توان خوردن 5 گل در 5 بازی متوالی در دقیقه 90 به بعد را به این موضوع ربط داد؟ اما پاسخ دایی همان وسیله نقلیه ای بود که نه تنها آن خبرنگار که حتی نیمی از سالن را به گرم ترین منطقه باغ فلفل برد و دیگر اتهامی باقی نماند که از سوی دانای کل به خبرنگار خرد وارد شود.
دایی خیلی صریح و با صدای بلند گفت؛ شما بشمارید ما چند بازی در دقیقه 90 به بعد گل خوردیم؟ متاسفانه فقط 4 بازی بوده است نه 5 پیکار. البته با توجه به دوری خبرنگار فوق و سرمربی پرسپولیس امکان برقراری دیالوگ در آن فضا وجود نداشت؛ دایی با میکروفون در بالای مجلس بود و فرد پرسشگر پس از مطرح کردن سوالش به انتهای سالن رفته بود و عملا این مونولوگ بود که از سوی دایی در سالن جاری بود.اما در اینجا می توان بدون وحشت از صدای بلند دایی که نه رسم میهمان نوازی را می داند و نه قائل به بحث دو سویه در شرایط برابراست گفت؛ برخلاف حساب پر اشتباه شما پرسپولیس دقیقا در 5 بازی متوالی در دقایق پایانی گل دریافت کرد؛ بازی با پاس، شهرداری تبریز ، ملوان، استقلال و نهایتا تیم گمنام نفت محمود آباد! در اینجا می توان با کلامی محترمانه تر از آن ادبیاتی که دایی در سالن شهرداری منطقه 9 پیش گرفته بود به سرمربی همیشه متوقع قرمزها گفت برخلاف گفته شما پرسپولیس در دقیقه 90به بعد از پاس گل خورد نه 85! در اینجا می توان به دایی آرام گفت شما در اول جلسه صریحا گفتید؛ مسائل فنی به بنده مربوط است نه اصحاب رسانه! اما سرمربی قرمزها خیلی سریع حرفش را پس گرفت و گفت من هرگز نگفتم مسائل فنی به خبرنگاران ربطی ندارد! شاید جالب ترین قسمت پاسخ جناب سرمربی به همان جایی مربوط می شد که بدون توجه به اصل صحبت مطرح شده و تنها برای به سخره گرفتن آن خبرنگار در جمع همکارانش به او گفت؛اینیشتن یا نیوتن این حرف را زده است که وقتی کاری5 بار تکرار می شود قانون است! در اینجا به دایی می گوئیم؛ آن حرفی که شما تغییرش دادی این بود که وقتی یک اتفاق 5 بار در 5 بازی متوالی تکرار می شود دیگر نمی توان آن را به شانس ربط داد و قطعا علتی در تکرارش وجود دارد که این یک قانون عقلانی است.درست مثل اینکه داوران 5 بار در 5 بازی متوالی گل های شما را مردود اعلام کنند و آن وقت است که یک علتی بنام ضدیت با پرسپولیس وجود دارد و این قانون حقخوری است نه اشتباهات شانسی!
6-آنچه در خاتمه این نشست مي شد فهمید این بود که زوج دایی و کاشانی ترکیب چندان مناسبی برای مشق دموکراسی نیست؛ اولی سعی می کند اصول حرفه ای را با برگزاری این اجتماعات روشنگرانه به رخ همقطارانش بکشد ولو با اهدای بن 40 هزار تومانی و دومی عاشق تخریب میهمانانی است که شهامت به خرج دادند و سعی کردند کنفرانس "خبری-پرسشی" را تا حدودی از فضای دربار جهانگیرشاه (قهوه تلخ) در بیاورند....
















