برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

گفتگو با كارلو آنچلوتي مربي چلسي اينزاگي بهترين مهاجم دنياست

جام جم آنلاين: صحبت كردن با «كارلو آنچلوتي» لذتبخش است. او در اين گفت‌وگو از هم‌تيمي‌هايش، ستارگاني كه مربي‌شان بوده، لذت موفقيت‌هاي اروپايي‌اش و از همه مهم‌تر درباره مربيان شاخص زندگي حرفه‌اي‌اش ازجمله «فابيو كاپلو» و «گوران اريكسون» مي‌گويد.

 او شايد به ظاهر مربي بداخلاقي باشد كه تحمل هيچ گونه اشتباهي را ندارد ولي در جاي خود با بازيكنان صميمي و گرم برخورد مي‌كند و حتي شايد مثل جشن قهرماني فصل قبل ميكروفوني در اتوبوس روباز تيم به دست بگيرد و شروع به آواز خواندن كند.

او دست تنها، چهره مشوش تيم چلسي را كه پس از خروج خوزه مورينيو دچار بحران مديريت شده بود، ترميم كرد و كاري كرد تا باز هم آبي‌هاي پايتخت دوست‌داشتني شوند البته نه به خاطر اين كه دو جام را در فصل قبل تصاحب كردند يا 100 گلي كه در ليگ برتر به ثمر رساندند بلكه به خاطر نوع فوتبالي كه بازي مي‌كنند. اين شخصيت از او سبب شد تا حتي در كري‌خواني‌هاي ليگ قهرمانان در فصل قبل، مورينيو هم به نوعي كم بياورد و پيشنهاد مصالحه آنچلوتي را قبول كند. رابطه آنچلوتي با چلسي البته از سال‌ها قبل شروع شد، وقتي كه او «جيان فرانكو زولا» ستاره تيمش را به استمفوردبريج فرستاد، هرچند كارش اصلا از روي سخاوت نبود.

شماتت استاد

او بابت اين اشتباه استادش را هميشه شماتت مي‌كند: من شاگرد آريگو ساكي بودم و او هميشه با تمام وجود به سيستمي كه براي تيمش مي‌چيد وفادار بود. در ميلان سيستم در تمام دقايق بازي و با هر نتيجه‌اي 2ـ4ـ4 بود. ميلان تيمي دفاعي بود و با اين كه بازيكنان بزرگي داشتيم ولي عادت كرده بوديم بازيكنان حريف را پرس كنيم و فرصت ضدحمله ايجاد كنيم. حتي با بازيكناني چون فان باسن و گوليت هم ساكي انتظار داشت كه اين سيستم دقيقا اجرا شود و نسبت به اين موضوع واقعا حساس بود. وقتي من هم مربيگري را شروع كردم سيستم 2ـ4ـ4 را انتخاب كردم. بعد كه به پارما رسيدم كارم را با اين سيستم ادامه دادم. ما تيم فوق‌العاده‌اي داشتيم؛ تورام و كاناوارو در دفاع، كرسپو و كيه‌زا در حمله و دينو باجو در ميانه ميدان. سال 1997 بعد از يووه در مكان دوم قرار گرفتيم. من در آن فصل براي 6 ماه از زولا در پست بال راست استفاده كردم چون بايد او را در سيستم 2ـ4ـ4 جا مي‌دادم. همين باعث شد او در پايان فصل تيم را ترك كند و به چلسي برود و من بازيكن بزرگي را از دست دادم، اما اين تنها اشتباه من در پارما نبود چون روبرتو باجو را هم به همين دليل از دست دادم. باجو در ميلان چندان به بازي گرفته نمي‌شد و به همين خاطر سراغ من آمد و گفت كه دوست دارد در پارما باشد. از او پرسيدم چه پستي را دوست دارد و او بازي در پشت دو مهاجم را پيشنهاد داد ولي من به صراحت به او گفتم بايد اين موضوع را فراموش كند چون سيستم تيمم اجازه نمي‌دهد و بايد براي قرار گرفتن در تركيب اصلي با كرسپو و كيه‌زا رقابت كند. او هم به راحتي نه گفت و به بولونيا رفت. اگر اين اتفاق امروز رخ داده بود همين امروز با او به توافق مي‌رسيدم و از او در تيم استفاده مي‌كردم. مي‌توانستم شرايط تيمم را با او بهتر از پيش كنم، اما بي‌تجربه بودم و فقط 2 سال بود كه در سري A كار مي‌كردم. نمي‌دانستم امكان تغيير سيستم به راحتي وجود دارد و شايد هم كمي از تغيير سيستم مي‌ترسيدم.

زيدان همه چيز را بهم ريخت

اما در يوونتوس همه چيز تغيير كرد و من خيلي زود درك كردم زيدان نمي‌تواند هافبك وسط تيم يا بال راست باشد، پس سيستم تيم از آن پس با 3 مدافع، 4 هافبك، زيدان و 2 مهاجم مقابل او چيده شد. در سال‌هاي بعد در ميلان هم سيستم متفاوتي را در نظر گرفتم. براي من مهم بود كه برنامه‌ريزي خوبي داشته باشم و بتوانم در زمان‌هاي لازم به بازي سرعت بدهم ولي در عين حال مي‌دانستم براي شخصيت دادن به بازيكنان بايد به تيم سر و شكل داد. اين موضوع زماني كه بازيكنان شما توپ را از دست مي‌دهند اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. در تيمي مثل چلسي فقط با اين شيوه مي‌توان به نتيجه دلخواه رسيد، چون بازيكني مثل نيكلاس آنلكا را داريم. او را نمي‌توان در سيستم، منگنه كرد.

او زماني مي‌تواند ارزش‌هايش را نشان دهد كه دائم در زمين در حال تغيير پست باشد و ديديه دروگبا و فلورين مالودا هم چنين وضعيتي دارند، ولي همه آنها زماني كه توپ را از دست مي‌دهند هم در وضعيت دفاعي مناسب قرار مي‌گيرند.

در ميلان هم بازيكنان تهاجمي زيادي داشتم؛ پيرلو، سيدورف، ريوالدو، كاكا و روي كاستا. در آن تيم سيدورف دوست داشت پشت مهاجمان بازي كند، اما او را در پست هافبك چپ جا انداختم و در چلسي هم با لمپارد همين برنامه را اجرا كردم. گاتوزو دوست داشت در ميانه زمين هافبك دفاعي باشد، اما من او را به جناح راست فرستادم همان طور كه مايكل اسين در چلسي بازي مي‌كند. در تيم‌هاي من برخي از بازيكنان در جناح‌هاي مورد علاقه‌شان بازي نمي‌كنند ولي اگر قرار است سيستم جواب بدهد آنها بايد در جاي درست كار كنند. فقط رونالدو بود كه از اين وظايف به دفعات فرار كرد ولي حتي با 100 كيلو وزن وقتي توپ را از هافبك مي‌گرفت، پيش مي‌رفت و به گل تبديل مي‌كرد.

اينزاگي بهترين است

آنچلوتي با شور و حرارت خاصي درباره مهاجمان مورد علاقه‌اش صحبت مي‌كند: هر مهاجمي توانايي خاصي دارد، اما من اينزاگي را بهترين مهاجم داخل محوطه جريمه مي‌دانم. او براي تيم حريف نابودگر بود و شم گلزني داشت. بيش از 70 درصد گل‌هايش را با يك ضربه به ثمر رسانده بود و اين نشان مي‌داد كه او هميشه در زمان مناسب به توپ رسيده است. كرسپو در بازي بدون توپ عالي بود و شوچنكو و دروگبا و دل پيرو در يك سطح هستند.

آنچلوتي از تيم فعلي‌اش در استمفوردبريج هم كاملا راضي است و مي‌گويد: خوش‌شانس بودم كه اشلي كول، لمپارد و جان تري را در اين تيم داشتم. آنها داخل زمين بازيكناني كاملا حرفه‌اي هستند و با اين كه من گاهي دوست دارم آنها از اين فرم خارج شوند، اما آنها هرگز اين كار را انجام نمي‌دهند و هميشه با تمام مسائل با حرفه‌اي‌گري برخورد مي‌كنند. آنها نقطه مقابل بازيكنان برزيلي هستند كه هميشه دوست دارند در زمين تمرين شوخي كنند و حفظ كردن تمركز آنها در تمرين كار مشكلي است.

مشكل انگلستان در جام جهاني تاكتيكي نبود

به همين خاطر معتقدم مشكل تيم ملي انگلستان در بازي‌هاي جام جهاني كاپلو يا تاكتيك تيم نبود. من واقعا از نتايج انگلستان متعجب شدم چون بازيكنان خوب زيادي در آن عضويت دارند.

من دليل اصلي اين موضوع را نمي‌دانم ولي مي‌توانم بگويم تاكتيكي نبوده چون كاپلو را به خوبي مي‌شناسم. من هيچ وقت مربي تيم ملي نبودم، اما مي‌دانم كه آنجا مثل باشگاه فرصتي براي شكل دادن تيم نداريد و بازيكنان انگلستان در جام جهاني مشكل فيزيكي داشتند.

مشكل كاپلو با تيم ملي انگلستان مثل اريكسون بود. من او را هم از نظر تاكتيكي قبول دارم و عدم نتيجه‌گيري او با انگلستان هم تاكتيكي نبود.

من خوش‌شانس بودم كه استاداني مثل اريكسون، كاپلو يا ساكي داشتم، اما فوتبال از زمان بازيگري‌ام تا به حال تغيير زيادي كرده و حالا بايد قبل از اين كه توپ زير پاي بازيكن بيايد تصميم درستي براي ارسال آن گرفته شده باشد.

فشار براي تصاحب توپ به مراتب بيشتر شده و بازيكناني كه سريع‌تر باشند مي‌توانند از موقعيت‌ها، بيشتر و بهتر استفاده كنند. سرعت حالا مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده در بازي است.

منبع: تايمز 
مترجم: اميررضا نوري‌زاده

تاریخ: 1389/8/16
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: