لالایی دایی ادامه دارد
مهدی طاهرخانی /خبرگزاری پارس فوتبال دات کام.
روزنامه منتسب به باشگاه پرسپولیس پس از باخت 4 بر یک قرمزها مقابل سپاهان، بزرگ تیتر زد؛ فاجعه، اما خبر نداشت فاجعه اصلی قرار است در دو بازی پیش رو حادث شود، ابتدا در قزوین مقابل تیم قعرنشین پیکان و با نتیجه حیرت انگیز 3 بر صفر! سپس در تبریز و شکستن رکورد 17 سال شکست ناپذیری برابر تبریزی ها.
باری شاهکاریهای علی دایی همچنان ادامه دارد و مرد رکوردشکن فوتبال ایران این بار در قامت سرمربی پرسپولیس، رکورد منحصر بهفردی را خلق کرد؛ چهارمین شکست متوالی قرمزها. آیا کسی قبل از او موفق به خلق این مهم شده بود؟
در روز دوم هفته هفدهم و در بازیهایی که همه صدرنشینان برابر رقبا پیروز شدند، علی دایی به قولش وفا کرد و مقابل پیکان به یک نتیجه پرگل رسید البته اشتباها این پیروزی از آن قزوینیها شد تا حبیب کاشانی بفهمد وقتی همه امور را یکتنه به دایی میبخشد چه نتیجه اسفباری در انتظار تیمش است. قطعا حالا حرف منتقدان دایی به کرسی نشسته و به مرد یکدنده فوتبال ما ثابت شده است که با آن مربی دروازهبانان، با آن مربی بهاصطلاح بدنساز و از همه مهمتر با آن قلع و قمعهای احساسی، کمر پرسپولیس میشکند و ناباورانه شکست.
ثمره پنهان شدن پشت اشتباهات داوری
چهارمین شکست متوالی قرمزها در حالي بهدست آمد که آنها در 3 بازی مقابل مس، سپاهان و پیکان مجموعا 8 گل دریافت کردند و تنها یک گل به ثمر رساندند. این آمار نشاندهنده چیست؟ آیا داوران در این فاجعه نقش داشتند؟ در روز باز یبا پیکان سعید مظفریزاده در نیمه نخست بازی بهراحتی میتوانست 2 پنالتی به نفع پیکان بگیرد اما او اینچنین نکرد تا به دایی ثابت شود تیم ساخته و پرداخته او حتی قادر نیست به کمک اشتباهات مردان سیاهپوش هم نوار شکستهایش را قطع کند. آیا باز هم قرار است حبیب کاشانی تمامقد برابر سرمربیاش تعظیم کند و به سردبیر روزنامه پرسپولیس بگوید یک «غلط کردمنامه» بزرگ برای سرمربی شکست خورده بنویسید تا بیش از این خاطر ایشان مکدر نشود!
شاید نگونبختتر از بازیکنان پرسپولیس، همکاران ما در روزنامه پرسپولیس باشند که در چنین فضایی حق ندارند یک کلمه از سرمربی شکست خورده انتقاد کنند. شکست برابر پیکان و تراکتور دقیقا خاطره تیمملی و دایی را مجددا تکرار کرد و ثابت شد آقای اسطوره فاصله زیادی دارد تا به یک مربی کامل مبدل شود.
فردی که پس از داربی شهامت قبول شکست را نداشت و با اخراج شیث به همه قبولاند که عامل ناکامی تیمش تنها این عنصر نامطلوب(!) بوده است، مربیای که تمامقد پس از هر شکست پشت اشتباهات داوری سنگر گرفت تا مبادا از روی سکوها شعاری علیه خودش بشنود، حالا خودش مانده و یک واقعیت بزرگ؛ پرسپولیس در نیم فصل نخست با 8 امتیاز اختلاف نسبت به ذوبآهن صدرنشین در رده پنجم نشست و این یعنی اعتماد بیجای کاشانی به یک مربی خودمحور.
آینده صندلی سرخ
حالا سوال این است؛ آینده پرسپولیس چه میشود؟ آیا اصلا جانشینی برای دایی باقی مانده یا اینکه هواداران میلیونی پرسپولیس مجبورند در هر بازی شاهد شاهکارهای شاگردان مردی باشند که تنها بهواسطه دوران درخشان فوتبالش توانسته بدون هیچ زحمتی به صندلیهای فاخری همچون مربیگری تیمملی و پرسپولیس برسد. شاید احتیاج باشد مسؤولان سایپا بهجای شکایت از لورانت یک فاتحه به اموات این مربی آلمانی بفرستند که آن تیم را بست تا پس از خروجش دایی بتواند قهرمانش کند. شاید اگر قرار بود از ابتدای فصل دایی آن تیم را ببندد تیمی مشابه این پرسپولیس میبست که حالا سعید حلافی شده تعویض طلاییاش! در چنین شرایطی حبیب کاشانی در آچمز واقعی قرار گرفته است. پرسپولیس با دایی به بنبست رسیده و مشخص نیست تا کی باید هواداران شکستهای متوالی را ببینند و دم فروبندند. آیا سرپرست موقت همان نسخهای که برای کرانچار نگون بخت بپيچد را جرات دارد برای دایی خودمحور بپيچد؟ ما که بعید میدانیم او شهامت بلند صحبت کردن برابر دایی را هم داشته باشد چه برسد به اخراج سرمربی ناکام. شاید حکایت حاج حبیب لیدرها(!) مشابه همان بابایی باشد که نام پسرش را رستم گذاشت و بعدها خودش جرات صدا زدن او را نداشت! یاد لالایی معروفی افتادیم که هفته قبل دایی خطاب به خبرنگاری گفت که از او تنها تقاضای صحبت کردن در مورد شکست تيمش را داشت.
تکلمه: این نوشته پس از بازی با پیکان به رشته نگارش در آمد و با توجه به باخت نوبرانه برابر تراکتورسازی تنها آپدیت شد.
















