برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

استعلام از فیفا برای تکرار دیدار ذوب آهن - مس یک بام و چند هوا!

حکم نهایی دیدار تیم های فوتبال ذوب آهن و مس کرمان پس از کسب تکلیف از فیفا مشخص خواهد شد. تصمیمی که هر چند در ظاهر منطقی و قانونی به نظر می آید اما نگاهی دقیق و موشکافانه زوایای جدیدی از دلایل اتخاذ این تصمیم و تبعات احتمالی آن را آشکار خواهد کرد.

 هفته‌ی نوزدهم لیگ برتر فوتبال ایران علاوه بر شکست سنگین سرخابی‌ها و پس لرزه های آن یک اتفاق ویژه هم داشت و آن تصمیم عجیب سعید بخشی زاده، داور دیدار تیم های ذوب آهن و مس کرمان بود که واکنش های متفاوتی در پی داشت.

** آغاز ماجرا

ادینیو در نیمه ی دوم پشت ضربه ی پنالتی قرار گرفت و پس از مکث کردن توپ را به تور دروازه چسباند. بخشی زاده به دلیل مکث ادینیو هنگام ضربه گل را نپذیرفت، اما با توجه به این که توپ به گل تبدیل شده بود باید دستور به تکرار ضربه می داد که این کار را نکرد و یک خطای غیرمستقیم به سود ذوب آهن اعلام کرد! این دیدار در پایان با برتری یک بر صفر ذوب آهن به پایان رسید.

عنایت رییس کمیته داوران فدراسیون فوتبال یک شنبه اعلام کرد دیدار تیم های ذوب آهن و مس کرمان در صورت تایید از سوی فیفا می تواند تکرار شود. مجتبی شریفی رییس کمیته ی انضباطی هم با تایید این مطلب گفت: برای کسب تکلیف از فیفا استعلام کرده ایم و احتمالا پاسخ مثبت خواهد بود.

** استعلام از فیفا بر مبنای کدام قانون؟!

در نگاه اول استعلام از فیفا به عنوان مرجع جهانی فوتبال کاری منطقی به نظر می رسد، اما نگاهی موشکافانه به ابعاد این قضیه نشان می دهد که این تصمیم مشکلاتی در پی خواهد داشت و چندان مبنای قانونی هم ندارد. استعلام از فیفا برای کسب تکلیف در یکی از بازی های لیگ را می توان از چند جنبه بررسی کرد.

ابتدا این سوال مطرح می شود که استعلام از فیفا بر مبنای کدام قانون، ماده و یا تبصره انضباطی صورت گرفته است. رقابت های لیگ برتر فوتبال ایران زیر نظر سازمان لیگ برگزار می شود و این نهاد می تواند برای رقابت هایی که مسئول برگزاری آن است تصمیم گیری کند.

دست اندرکارانی که برای پایان دادن به این مساله دست به دامان فیفا شده اند باید مساله دیگری را در نظر می گرفته اند و آن تضعیف جایگاه جامعه داوری ایران است. کشیده شدن این مساله به فیفا نه تنها این نهاد را از رخداد چنین اشتباه بزرگ و فاحشی در داوری آگاه می کند بلکه این مساله را اثبات می کند که در ایران کمیته داوران – یا هر نهاد دیگری که بتواند تصمیم قاطعی بگیرد- وجود ندارد و این می تواند تبعات منفی نسبت به شان و جایگاه داوری ایران به دنبال داشته باشد. در شرایطی که ایران از لحاظ داوری اوضاع خوبی ندارد و رییس فدراسیون فوتبال برای حضور یک داور وسط در جام ملت های آسیا به AFC نامه نگاری می کند، کشاندن این قضیه به فیفا، روکردن دست دانش آموز مقابل معلم است. تیم داوری شامل داور وسط،‌ دو کمک داور و داور چهارم است و این که هر چهار نفر قانون را نمی دانسته‌اند دیگر اشتباه داوری نیست که بتوانیم از جمله‌های " اشتباه های داوری جزیی از فوتبال است" و یا " هاوارد وب در فینال جام جهانی خرابکاری کرد" و .. استفاده کرد. زمانی که معلم از دانش آموز تنبل سوال می کند چاره ای نیست و دست دانش آموز رو می شود، اما این که خود دانش آموز دستش را بلند کند و بگوید من درس را بلد نیستم چه معنایی می تواند داشته باشد؟

** استعلام از فیفا راهی برای فرار از اعتراض

شکی در این نیست که استعلام از فیفا – بدون توجه به نتیجه آن- فصل الخطاب خواهد بود و کسی نمی تواند اعتراض کند و این شاید ترفندی زیرکانه باشد برای بستن هرگونه باب اعتراض. با توجه به این که رقابت ها داخلی است اصل استعلام از فیفا نمی تواند از لحاظ منطقی مورد قبول باشد، همچنان که در کشورهای دیگر و یا در قاره ی اروپا در موارد مشابه طبق اساس نامه های داخلی عمل شده و از فیفا برای چنین مواردی استعلام نمی شود.

در مورد استعلام از فیفا هم می توان فلسفه‌ی مشابهی را جست و جو کرد. اگر از سوی فدراسیون تصمیم به تکرار بازی گرفته می‌شد اعتراض ذوب آهن را به دنبال داشت و اگر بازی تکرار نشود مورد اعتراض مس کرمان قرار می گرفت که حق مسلم آنها با اشتباه سعید بخشی زاده پایمال شد.

استعلام از فیفا را می توان از جنبه دیگری نگریست. جنبه ای که یا از دید کمیته انضباطی و سازمان لیگ پنهان مانده و یا این نهادها با علم به این موضوع برای خاتمه دادن به جنجال مساله به آن تن در داده اند. استعلام از فیفا مساوی است با اعتراف به نداشتن تخصص و کارشناس. شاید این مساله مطرح شود که از تمام کشورها و حتی ایران هر ساله شکایت‌ها و مسائل بسیار زیادی به فیفا صورت می گیرد، اما یک مساله را نباید فراموش کرد؛ شکایت از لحاظ محتوا با استعلام تفاوت دارد. فیفا به شکایت تمام بازیکنان، مربیان، مدیران، باشگاه ها و هر مساله ی دیگری که به فوتبال مربوط باشد رسیدگی می کند، اما استعلام از فیفا به عنوان مرجع قانون گذاری یعنی در لیگ ایران درباره این مساله اظهار نظر کارشناسی، منطقی- که مورد قبول همگان باشد - وجود ندارد. یعنی کمیته داوران، کمیته انضباطی و یا سازمان لیگ قانون را نمی داند و یاصلابت لازم برای اجرای قانون را ندارد.

البته نداشتن قانون درباره ی یک مساله خاص موضوع ناپسندی نیست، چراکه نمی توان همه ی موارد را پیش بینی کرد، اما قانونگذار برای این مساله هم تدبیری اندیشیده است. در تمام آیین نامه ها مرجع یا نهادی برای تصمیم گیری در موارد پیش بینی نشده در نظر گرفته شده است. این مساله در آیین نامه کمیته ی انضباطی داخلی هم وجود دارد اما در ماده ی 44 این آیین نامه به جای انتخاب یک مرجع، اعلام کرده است که برای تصمیم گیری در چنین مواردی از FIFA، AFC و در صورت سکوت آنها از مراجع داخلی کسب تکلیف خواهد شد. این که سکوت فیفا اصولا چه معنایی می تواند داشته باشد و اصلا آیا امکان دارد فیفا درباره ی یک مساله فوتبالی اعلام کند قانون و نظری ندارد، به کنار. نکته مهم در این جاست که این ماده هم حکم صریح و قاطعی در این باره ندارد و باز هم بر پیچیدگی مساله می افزاید.

** یک بام و چند هوا

جدا از مساله لزوم استعلام از فیفا و منطقی بودن یا نبودن این تصمیم، علامت سوال بزرگ دیگری وجود دارد؛ این که چرا در موارد مشابه دیگر چنین اتفاقی صورت نگرفت. چرا مواردی که خلاف نظر فیفا بود و در صورت استعلام به طور یقین تصمیمی اعلام می‌شد که با آنچه در فوتبال ایران گرفته شد، مغایرت داشت، چنین استعلامی صورت نگرفت؟

برای به خاطر آوردن نمونه های مشابه نیازی به حافظه ی تاریخی نیست. چند سالی از بحث جنجال برانگیز لیگ برتری شدن صنعت نفت آبادان نمی گذرد. طبق حکم صریح آیین نامه انضباطی فیفا در صورتی که تخلفی در بازی صورت گیرد ( مانند استفاده از بازیکنان غیرقانونی که در یکی از دیدارهای نفت آبادان رخ داده بود) باید نتیجه بازی 3 بر صفر به سود حریف اعلام شود. اگر چنین حکمی اجرا می شد صنعت نفت به لیگ برتر می آمد. اما این مساله به جای استعلام از فیفا و حتی مراجعه به آیین نامه انضباطی داخلی به نهادهایی مانند دیوان عدالت اداری و سایر دستگاه های قضایی کشور کشیده شد و در نهایت نفت به لیگ برتر صعود نکرد.

بحث انتقال تیم های تهرانی به شهرستان ها در راستای تمرکززدایی از پایتخت و با هدف گسترش فوتبال در شهرستان ها هم یکی دیگر از موارد مشابه است که نمونه اخیر آن در مورد نفت تهران رخ داد که به استان مرکزی منتقل شد. داستانی که پیش تر در مورد تیم های پیکان، صبا و راه آهن هم رخ داده بود. در این موارد هم تصمیمی کاملا خلاف نظر فیفا اتخاذ شد. در مغایرت قوانین فیفا با چنین مساله ای همین بس که این نهاد تا اندازه ای بر عدم دخالت مقامات دولتی، سیاسی و در مجموع غیر فوتبالی در فوتبال تاکید دارد که حتی حضور چند نیروی دولتی هنگام برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال عراق را بر نمی تابد و این کشور را تهدید به تعلیق می کند.

سوالی که مطرح می شود این است که اگر قراراست که در چنین موارد پیش بینی نشده ای فیفا تصمیم گیری کند، چرا درباره این مسائل پای فیفا به مساله باز نشد؟ آیا ترس از خطر تعلیق در این موارد به دلیل دخالت نهادهای غیرفوتبالی و یا اتخاذ تصمیمی بدون ریسک – اما پرحرف و حدیث – درباره موضوع دیدار تیم های ذوب آهن و مس کرمان برای جلوگیری از اعتراض احتمالی تیم ها، دلیل اصلی استعلام از فیفا نبوده است؟

** موارد مشابه خارجی

در موارد مشابهی که در کشورهای دیگر رخ داده تصمیم هایی گرفته شده که بررسی آنها خالی از لطف نیست. در رقابت هایی که زیر نظر فیفا برگزار می شود از این نهاد برای تصمیم گیری کسب تکلیف می شود، همچنان که در دیدار تیم های ازبکستان و بحرین که اتفاق مشابهی رخ داد، فیفا رای به تکرار بازی داد، اما نباید فراموش کرد که این رقابت در چارچوب مرحله ی مقدماتی جام جهانی رخ داد و اعلام تصمیم از سوی فیفا مساله ای کاملا پذیرفتنی و منطقی بود.

در موارد دیگر که در قاره ی سبز رخ داده یوفا برای این موارد تصمیم گرفته و به هیچ وجه فیفا دخالتی نکرده است. نمونه هایی مانند قطع برق در ورزشگاه و یا موارد دیگر که منجر به ناتمام ماندن بازی شد براساس تصمیم یوفا از همان دقیقه ادامه پیدا کرد، در حالی که فیفا این بازی ها را از ابتدا تکرار می کند.

نمونه دیگر "هندبال" تیری آنری در دیدار انتخابی جام جهانی بود که موجب حذف ایرلند شد. اعتراض ایرلندی‌ها برای تکرار بازی ره به جایی نبرد و فیفا با وجود رخ دادن یک اشتباه فاحش و تاثیرگذار رای به تکرار نداد. فراموش نکنیم در این مورد هم بازی برای راه یابی به جام جهانی برگزار می شد - و نه مثلا یک رقابت اروپایی - که فیفا در آن دخالت کرد.

**اشتباه تاثیرگذار و معیار تشخیص آن

یکی از دلایلی که برای موجه نشان دادن تکرار بازی مطرح می شود فاحش بودن اشتباه داور و تاثیرگذار بودن آن در نتیجه است، در حالی که این دلیل نمی تواند توجیه خوبی برای تکرار باشد، چراکه در ایران اولا اشتباه های داوری کم نیست، دوما بسیاری از آنها در نتیجه تاثیرگذار هستند، اگر قرار باشد به صرف تاثیرگذار بودن اشتباه در نتیجه بازی تکرار شود و یا حتی از فیفا استعلام شود آنگاه ...؟

به گزارش ایسنا، اشتباه هایی از این دست که سروصدای زیادی در فوتبال ایران برپا کرده اند کم نیست. از اشتباه مرتضی کریمی داور داربی امسال گرفته تا اشتباه محسن قهرمانی که در کرمان گل صحیح راه آهن را که به مس زده بود نپذیرفت. معیار تاثیرگذار بودن برای اشتباه داوری – حداقل در فوتبال ایران – نمی تواند سنگ محک مناسبی باشد چرا که اشتباه سعید بخشی زاده اولین آن نبوده و مسلما آخرین آن هم نخواهد بود.

** کمیته انضباطی، چرا و چگونه؟

در صحبت های مجتبی شریفی، رییس کمیته انضباطی نکته جالبی به چشم می خورد. شریفی درباره‌ی استعلام از فیفا می گوید پاسخ فیفا "احتمالا" مثبت خواهد بود و این به این معناست که استعلام در شرایطی صورت گرفته که پاسخ از قبل معلوم است و فقط نیاز به مهر تایید محکم و معتبری به نام فیفا است تا کسی نتواند خدشه ای به حکم وارد کند و این نشان می دهد که استعلام از فیفا نه برای کسب تکلیف که برای گرفتن مهر تاییدیه بوده است.

دلایلی مانند تاثیرگذار بودن اشتباه و یا نبود قانون مشخص و یا مسائلی از این دست نمی تواند موجه باشد، بلکه استعلام در مواردی صورت می گیرد که تصمیم فیفا موافق با نظر سران فوتبالی باشد و در غیر این صورت تصمیم داخلی برای آن گرفته خواهد شد.

موضوع دیگری وجود دارد و این که اصولا اظهارنظر درباره ی این مساله در حیطه ی کمیته انضباطی هست یا خیی؟! نام کمیته انضباطی با تخلف های انضباطی، رفتارهای غیرورزشی و جریمه عجین شده است. حتی آیین نامه این کمیته هم به صراحت دخالت در این مساله را وظیفه کمیته انضباطی نمی داند. در ماده‌ی 38 آیین نامه کمیته انضباطی آمده است: "در صورت اشتباه مقامات رسمی در مسابقه، فقط سازمان لیگ و یا کمیته مسابقات می تواند با توجه به کیفیت اشتباه و میزان تاثیر آن در سرنوشت تیم ها نتیجه مسابقه را تایید یا بازی را تکرار کند." این مساله نشان می دهد ماده های آیین نامه چندان مبنای تصمیم گیری نیست.

** استعلام از فیفا، اگر باب شود ..

استعلام از فیفا صرف نظر از این که توسط چه نهادی صورت گرفته باشد شاید تاثیر بسیار زیادی در فوتبال داخلی داشته باشد و باب ناخوشایندی را در فوتبال ایران باز کند. تصمیم فیفا حجت خواهد بود و هر یک از تیم های ذوب آهن و مس کرمان که از این قضیه متضرر شوند مسلما نمی توانند اعتراضی داشته باشند، اما چه تضمینی وجود دارد که نهادی که تصمیم به استعلام از فیفا گرفته در آینده هم برای تکرار این حرکت از سوی تیم هایی که از داوری متضرر شده اند زیر فشار قرار نگیرد؟

اشتباه های داوری – از نوع تاثیرگذار آن- در فوتبال ایران اگر بیشتر از میانگین اشتباه های داوری نباشد، قطعا کمتر نخواهد بود. به این ترتیب استعلام از فیفا علاوه بر این که این تفکر را در بین تیم ها ایجاد می کند که نهادی باصلابت برای تصمیم گیری قاطع در مواردی این چنینی وجود ندارد، دست آویز جدیدی هم برای تیم ها به وجود خواهد آورد که در صورت نگرفتن نتیجه و یا رخ دادن اشتباه داوری خواهان تکرار بازی شوند و در صورت مخالفت بخواهند از فیفا استعلام گرفته شود.

** سکوت سازمان لیگ و کمیته داوران

با وجود این که به نظر می رسد سازمان لیگ و کمیته داوران مرجع اصلی تصمیم گیری باشند، عزیزالله محمدی رییس سازمان لیگ و مسعود عنایت نسبت به تکرار این بازی سکوت معناداری پیشه کرده اند. مسعود عنایت با وجود صحه گذاشتن بر اشتباه بخشی زاده صحبتی درباره ی تکرار بازی مطرح نمی کند. عزیزالله محمدی هم با وجود این که طبق ماده 38 کمیته انضباطی مسئول تصمیم گیری در چنین مواردی شناخته شده اظهارنظری نمی کند.

** ریسکی که ریسک نیست

تصمیم نهایی برای دیدار ذوب آهن و مس کرمان، در صورتی که توسط یک نهاد داخلی گرفته شود شاید اعتراض هایی به دنبال داشته باشد و ریسک محسوب شود اما مسلما جایگاه سازمان لیگ – یا هر نهاد تصمیم گذار دیگر – را به عنوان مرجع اصلی تصمیم گیری فوتبال ایران برای تمام تیم ها محکم و شان و جایگاه فوتبال ایران را حفظ خواهد کرد.
تاریخ: 1389/10/1
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: