نقدی بر عملکرد نسل جوان مربیان ایرانی
نیما سبک روحیه-پارس فوتبال دات کام
حافظه فوتبالدوستان ایرانی نسل درخشانی را به خاطر می آورد که با درخشش درجام ملتهای 96 امارات و بعدها صعود خاطره برانگیز در ملبورن و بازیهای قابل قبول در جام جهانی 98 تبدیل به نوستالژی شده اند. تماشای بازیهای دایی خستگی ناپذیر، خداداد تکنیکی، عابدزاده فوتوژنیک و چندین و چند بازیکن موفق که در آن برهه در فوتبال ایران ظهور کرده بودند دلیلی برای لذت بردن از فوتبال بود. امروز با گذر زمان و پس از آویختن استوکها تعدادی از این چهره ها تبدیل به مربیان کت و شلوار پوشی شده اند که قرار است ایده تولید کنند و بار پیشرفت فوتبال ایران را بر دوش کشند. این نسل، امروز بر روی نیمکتهایی می نشینند که چند سال پیش مربیانی همچون ایویچ، بلاژویچ، برانکو، آری هان و دنیزلی تیمهای ایرانی را از رویشان هدایت می کردند. این یادداشت در ادامه با نگاهی بر عملکرد این مربیان جوان ایرانی سعی در یافتن پاسخی بر این سوال خواهد داشت که "آیا اصولا ظهور این نسل جدید سودی به حال فوتبال از نوع ایرانی داشته است یا خیر؟"
1-افشین پیروانی: مربی سابق استیل آذین، در دوران بازیگری مدافعی باهوش بود که نقش سوئیپر در سیستم دفاع سه نفره را به خوبی اجرا می کرد به طوری که توانست سالها در این پست برای تیم ملی و پرسپولیس بازی کند. این تنها قابلیت پیروانی نبود، افشین به داشتن روابط عمومی بالا معروف بود، پارامتری که برای موفقیت در فوتبال ایران عاملی حیاتی محسوب می شود. افشین پس بازنشستگی این ویژگی خود را حفظ کرد و در مقاطعی بر روی نیمکت پرسپولیس و استیل آذین نشست و البته نتایجی که گرفت که منجر به برکناری اش شدند.
شاید تحلیل کاراکتر پیروانی به عنوان کارشناس تلویزیونی که چندین ماه بازی های لیگ را برای شبکه سوم تحلیل می کرد به شناخت پیروانی مربی، کمک کند. افشین در این برنامه ها تقریبا تنها دو عامل را پارامترهای موفقیت در بازی فوتبال نام می برد، سرمایه و بازیکن نامی! پیروانی در برنامه کارشناسی داربی شصت و هشتم که به همراه علی منصوریان در حمایت از فوتبال دو قطبی در برابر دکتر صدر اظهار نظر جالبی داشت "اختصاص منابع مالی باعث پیشرفت استقلال و پرسپولیس خواهد شد و بالطبع با این پیشرفت فوتبال شهرستانها هم احیا می شود چون بازیکنان این تیمها تشویق به حضور در قرمز و آبی تهران می شوند". حاصل تولید چنین ایده هایی تیمی مثل استیل آذین است که در قعر جدول لیگ قرار دارد و شاید بتوان گفت کوچکترین بازخورد منجر به پیشرفتی در فوتبال ایران ایجاد نکرده است.
2-احمدرضا عابدزاده: چهره ویژه دروازه بانی ایران بنا به دلایل زیادی قابل احترام و البته دوست داشتنی است. توانایی های فنی و فیزیکی، حاشیه های جذاب و البته چندین نمایش استثنایی در میادین مهم وی را متمایز از دروازه بانانی می کند که در مقاطعی در فوتبال ایران درخشیده اند. عابدزاده هم پس از بازنشستگی نقش جدیدی را به عنوان مربی دروازه بانی آغاز کرد. مطبوعات ذوق زده سوژه ای جالب یافته بودند، مربی ای که از روشی عجیب با فشاری مضاعف برای تمرین دادن دو دروازه بان پرسپولیس در آن مقطع میثاق معمارزاده و علیرضا حقیقی استفاده می کرد. نقدهای بسیاری در تحسین این روشها نوشته شد و البته مطالبی طنز در مورد کم آوردن این دو دروازه بان و گاهی کتک خوردنشان از عقاب تحریر شدند. همه منتظر آغاز لیگ و پرده برداری از سوپرمن های تعلیم یافته توسط عابدزاده بودند که با رفلکسهایی آکروباتیک توپها را بگیرند. لیگ آغاز شد، معمارزاده پس از جمع کردن یک توپ ساده رباط صلیبی پاره کرد و حقیقی نمایشهای لرزانی درون دروازه از خود نشان داد. مدیران به عابدزاده ای کاریزماتیک می اندشیدند که با حضورش روی نیمکت محبوبیتشان را بالا می برد و هواداران پرسپولیسی بین حفظ احترام به اسطوره و داشتن دروازه بانی آماده مردد بودند.
3-علیرضا منصوریان:. منصوریان شماره ده محبوب استقلال بوده که البته سالها در تیم ملی ایران بازی کرده است. مربی کنونی که پس از تجربه ای ناموفق در پاس همدان این روزها به مربی گری تیم ملی رسیده است و احتمالا در حال تولید ایده های جدید و دانش فوتبالی برای کمک به افشین قطبی است. شاید بتوان داستان مربی گری منصوریان را از جهاتی مشابه با افشین پیروانی دانست، هر دو موقع صحبت کردن لبخند می زنند، جمله بندی های منظم تری نسبت به میانگین کلامی فوتبالیستهای ایرانی دارند و البته از همه تشکر می کنند. با این همه به نظر می رسد منصوریان فاقد پیشینه درخشان و رزومه یک مربی واجد صلاحیت برای نشستن بر نیمکت تیم ملی باشد.
4- علی دایی: تقریبا شکی وجود ندارد که دایی موفق ترین چهره تاریخ فوتبال ایران است، رکوردداری گل ملی، گلزنی به آس میلان و چلسی و البته بازی در بالاترین سطح و با کیفیتی یکنواخت بخشهایی از کارنامه منحصر به فرد دایی بازیکن هستند. عبور دایی از فاز بازی به مربی گری در سایپایی اتفاق افتاد که ورنر رولانت را تنها پس از چند هفته از دست داد، دایی تیم را به دست گرفت و قهرمان لیگ ایران کرد. بعدها دایی مربی تیم ملی ایران شد و تیمی را سازماندهی کرد که با محور قرار دادن نکونام و شجاعی به عنوان هافبکهای دفاعی و طراح وغلامرضا رضایی به عنوان مهاجمی سریع بازی می کرد، علی کریمی، در مقاطعی مهدوی کیا و چهره هایی چون کاظمیان، مبعلی، نصرتی و چندین بازیکن دیگر در این تیم حضور نداشتند، دایی پس از باختی تلخ در برابرعربستان در تهران از تیم ملی کنار گذاشته شد.
نمایش پرسپولیس دایی در چند بازی آخر قبل از تعطیلات ضعیف بوده و البته این تیم نبردهای مهمی همچون داربی تهران، بازی در برابر سپاهان و تراکتورسازی را واگذار کرده است و البته این روزها روند رو به رشدی ندارد. برخی معتقدند چهرهایی همچون مهدوی کیا، کریمی، مبعلی، کاظمیان، هاشمیان و محسن خلیلی به دلیل حضور دایی بر روی نیمکت امکانی برای پوشیدن پیراهن پرسپولیس پیدا نکرده اند و این مساله منجر به تضعیف تیم شده است. به این سیاهه می توان درگیری های دایی با فدراسیون فوتبال و خداحافظی کریم باقری را اضافه نمود. با این همه نکته عجیب این است که پرسپولیس فعلی اصرار به بازی با همان تاکتیکی می کند که منجر به کنار گذاشته شدن دایی از تیم ملی شد، بازی بر مبنای نفوذهای غلامرضا رضایی به عنوان بازیکنی سریع و محوریت هافبکهایی همچون زارع و نوری. از دست دادن نیمکت مربی گری پرسپولیس می تواند دومین ناکامی متوالی دایی تلقی شود و ناکامی ای که می تواند آینده شغلی او را با چالش مواجه کند.
می توان به این لیست اصغر مدیر روستا را که جای خود را به یاوری داد و حمید استیلی را که در شاهین در قعر جدول لیگ قرار دارد را نیز اضافه کرد. با نگاهی کلی و جدا از چند موفقیت مقطعی داستان حضور این نسل در فوتبال ایران بیلان مثبتی را نشان نمی دهد. به نظر می رسد نسل جوان ایرانی میراث داران شایسته ای برای مربیانی همچون دنیزلی، ایویچ، بلاژویچ و برانکو که دانش فوتبالی را به فوتبال ایران اضافه کردند و منجر به پیشرفتش شدند نیستند.
در شرایط فعلی موانعی در راه حضور مربیان خارجی در ایران وجود دارد و البته به نظر می رسد منطق متزلزل مدیریتی هم اعتقاد چندانی به حضور مربی خارجی ندارد، نتیجه سیکلی است که جای این چهره ها را بر روی نیمکت تیمهای لیگی عوض می کند و فوتبالی که در حال افت است.
حافظه فوتبالدوستان ایرانی نسل درخشانی را به خاطر می آورد که با درخشش درجام ملتهای 96 امارات و بعدها صعود خاطره برانگیز در ملبورن و بازیهای قابل قبول در جام جهانی 98 تبدیل به نوستالژی شده اند. تماشای بازیهای دایی خستگی ناپذیر، خداداد تکنیکی، عابدزاده فوتوژنیک و چندین و چند بازیکن موفق که در آن برهه در فوتبال ایران ظهور کرده بودند دلیلی برای لذت بردن از فوتبال بود. امروز با گذر زمان و پس از آویختن استوکها تعدادی از این چهره ها تبدیل به مربیان کت و شلوار پوشی شده اند که قرار است ایده تولید کنند و بار پیشرفت فوتبال ایران را بر دوش کشند. این نسل، امروز بر روی نیمکتهایی می نشینند که چند سال پیش مربیانی همچون ایویچ، بلاژویچ، برانکو، آری هان و دنیزلی تیمهای ایرانی را از رویشان هدایت می کردند. این یادداشت در ادامه با نگاهی بر عملکرد این مربیان جوان ایرانی سعی در یافتن پاسخی بر این سوال خواهد داشت که "آیا اصولا ظهور این نسل جدید سودی به حال فوتبال از نوع ایرانی داشته است یا خیر؟"
1-افشین پیروانی: مربی سابق استیل آذین، در دوران بازیگری مدافعی باهوش بود که نقش سوئیپر در سیستم دفاع سه نفره را به خوبی اجرا می کرد به طوری که توانست سالها در این پست برای تیم ملی و پرسپولیس بازی کند. این تنها قابلیت پیروانی نبود، افشین به داشتن روابط عمومی بالا معروف بود، پارامتری که برای موفقیت در فوتبال ایران عاملی حیاتی محسوب می شود. افشین پس بازنشستگی این ویژگی خود را حفظ کرد و در مقاطعی بر روی نیمکت پرسپولیس و استیل آذین نشست و البته نتایجی که گرفت که منجر به برکناری اش شدند.
شاید تحلیل کاراکتر پیروانی به عنوان کارشناس تلویزیونی که چندین ماه بازی های لیگ را برای شبکه سوم تحلیل می کرد به شناخت پیروانی مربی، کمک کند. افشین در این برنامه ها تقریبا تنها دو عامل را پارامترهای موفقیت در بازی فوتبال نام می برد، سرمایه و بازیکن نامی! پیروانی در برنامه کارشناسی داربی شصت و هشتم که به همراه علی منصوریان در حمایت از فوتبال دو قطبی در برابر دکتر صدر اظهار نظر جالبی داشت "اختصاص منابع مالی باعث پیشرفت استقلال و پرسپولیس خواهد شد و بالطبع با این پیشرفت فوتبال شهرستانها هم احیا می شود چون بازیکنان این تیمها تشویق به حضور در قرمز و آبی تهران می شوند". حاصل تولید چنین ایده هایی تیمی مثل استیل آذین است که در قعر جدول لیگ قرار دارد و شاید بتوان گفت کوچکترین بازخورد منجر به پیشرفتی در فوتبال ایران ایجاد نکرده است.
2-احمدرضا عابدزاده: چهره ویژه دروازه بانی ایران بنا به دلایل زیادی قابل احترام و البته دوست داشتنی است. توانایی های فنی و فیزیکی، حاشیه های جذاب و البته چندین نمایش استثنایی در میادین مهم وی را متمایز از دروازه بانانی می کند که در مقاطعی در فوتبال ایران درخشیده اند. عابدزاده هم پس از بازنشستگی نقش جدیدی را به عنوان مربی دروازه بانی آغاز کرد. مطبوعات ذوق زده سوژه ای جالب یافته بودند، مربی ای که از روشی عجیب با فشاری مضاعف برای تمرین دادن دو دروازه بان پرسپولیس در آن مقطع میثاق معمارزاده و علیرضا حقیقی استفاده می کرد. نقدهای بسیاری در تحسین این روشها نوشته شد و البته مطالبی طنز در مورد کم آوردن این دو دروازه بان و گاهی کتک خوردنشان از عقاب تحریر شدند. همه منتظر آغاز لیگ و پرده برداری از سوپرمن های تعلیم یافته توسط عابدزاده بودند که با رفلکسهایی آکروباتیک توپها را بگیرند. لیگ آغاز شد، معمارزاده پس از جمع کردن یک توپ ساده رباط صلیبی پاره کرد و حقیقی نمایشهای لرزانی درون دروازه از خود نشان داد. مدیران به عابدزاده ای کاریزماتیک می اندشیدند که با حضورش روی نیمکت محبوبیتشان را بالا می برد و هواداران پرسپولیسی بین حفظ احترام به اسطوره و داشتن دروازه بانی آماده مردد بودند.
3-علیرضا منصوریان:. منصوریان شماره ده محبوب استقلال بوده که البته سالها در تیم ملی ایران بازی کرده است. مربی کنونی که پس از تجربه ای ناموفق در پاس همدان این روزها به مربی گری تیم ملی رسیده است و احتمالا در حال تولید ایده های جدید و دانش فوتبالی برای کمک به افشین قطبی است. شاید بتوان داستان مربی گری منصوریان را از جهاتی مشابه با افشین پیروانی دانست، هر دو موقع صحبت کردن لبخند می زنند، جمله بندی های منظم تری نسبت به میانگین کلامی فوتبالیستهای ایرانی دارند و البته از همه تشکر می کنند. با این همه به نظر می رسد منصوریان فاقد پیشینه درخشان و رزومه یک مربی واجد صلاحیت برای نشستن بر نیمکت تیم ملی باشد.
4- علی دایی: تقریبا شکی وجود ندارد که دایی موفق ترین چهره تاریخ فوتبال ایران است، رکوردداری گل ملی، گلزنی به آس میلان و چلسی و البته بازی در بالاترین سطح و با کیفیتی یکنواخت بخشهایی از کارنامه منحصر به فرد دایی بازیکن هستند. عبور دایی از فاز بازی به مربی گری در سایپایی اتفاق افتاد که ورنر رولانت را تنها پس از چند هفته از دست داد، دایی تیم را به دست گرفت و قهرمان لیگ ایران کرد. بعدها دایی مربی تیم ملی ایران شد و تیمی را سازماندهی کرد که با محور قرار دادن نکونام و شجاعی به عنوان هافبکهای دفاعی و طراح وغلامرضا رضایی به عنوان مهاجمی سریع بازی می کرد، علی کریمی، در مقاطعی مهدوی کیا و چهره هایی چون کاظمیان، مبعلی، نصرتی و چندین بازیکن دیگر در این تیم حضور نداشتند، دایی پس از باختی تلخ در برابرعربستان در تهران از تیم ملی کنار گذاشته شد.
نمایش پرسپولیس دایی در چند بازی آخر قبل از تعطیلات ضعیف بوده و البته این تیم نبردهای مهمی همچون داربی تهران، بازی در برابر سپاهان و تراکتورسازی را واگذار کرده است و البته این روزها روند رو به رشدی ندارد. برخی معتقدند چهرهایی همچون مهدوی کیا، کریمی، مبعلی، کاظمیان، هاشمیان و محسن خلیلی به دلیل حضور دایی بر روی نیمکت امکانی برای پوشیدن پیراهن پرسپولیس پیدا نکرده اند و این مساله منجر به تضعیف تیم شده است. به این سیاهه می توان درگیری های دایی با فدراسیون فوتبال و خداحافظی کریم باقری را اضافه نمود. با این همه نکته عجیب این است که پرسپولیس فعلی اصرار به بازی با همان تاکتیکی می کند که منجر به کنار گذاشته شدن دایی از تیم ملی شد، بازی بر مبنای نفوذهای غلامرضا رضایی به عنوان بازیکنی سریع و محوریت هافبکهایی همچون زارع و نوری. از دست دادن نیمکت مربی گری پرسپولیس می تواند دومین ناکامی متوالی دایی تلقی شود و ناکامی ای که می تواند آینده شغلی او را با چالش مواجه کند.
می توان به این لیست اصغر مدیر روستا را که جای خود را به یاوری داد و حمید استیلی را که در شاهین در قعر جدول لیگ قرار دارد را نیز اضافه کرد. با نگاهی کلی و جدا از چند موفقیت مقطعی داستان حضور این نسل در فوتبال ایران بیلان مثبتی را نشان نمی دهد. به نظر می رسد نسل جوان ایرانی میراث داران شایسته ای برای مربیانی همچون دنیزلی، ایویچ، بلاژویچ و برانکو که دانش فوتبالی را به فوتبال ایران اضافه کردند و منجر به پیشرفتش شدند نیستند.
در شرایط فعلی موانعی در راه حضور مربیان خارجی در ایران وجود دارد و البته به نظر می رسد منطق متزلزل مدیریتی هم اعتقاد چندانی به حضور مربی خارجی ندارد، نتیجه سیکلی است که جای این چهره ها را بر روی نیمکت تیمهای لیگی عوض می کند و فوتبالی که در حال افت است.
تاریخ: 1389/10/8
موضوع: فوتبال
نظر: 0
















