آرزو کنیم طلسم بشکند
1-در گرماگرم مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی برای ادغام دو سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان و تبدیل به وزارت ورزش و جوانان که حتی روسای فدراسیونها و به خصوص رئیس فدراسیون فوتبال به آن اعتراض دارند جام ملتهای آسیا فرا رسیده است.جامی که 35 سال است حسرت لمس آن را می خوریم.آغاز رویایی این جام و شکست قهرمان دوره قبلی در یک بازی نفس گیر بردی بود که ما به عراقی خودمان را به خوبی تحمیل کردیم.در حالیکه پیش از آغاز رقابتها شایعه درگیری در آخرین اردوی تیم ملی در قطر بین خط خورده ها و خط نخورده ها ، نکونام و قطبی و شکستن لیوان و شیشه ، تیتر روزنامه های ورزشی می شد اما برد مقابل عراق آبی بود روی آتش...آتشی که می خواستند قطبی و تیم ملی در آن بسوزند. همیشه همین طور بوده ، هیچ وقت نشده که رسانه ها با تیم ملی پیش از آغاز تورنمتی همراهی کنند.تیم که نتیجه می گیرد همه خوب می شوند ، نتیجه نگیرد همه به پای چوبه دار می روند.قبل از آغاز جام ملتها کسی به این تیم و مربی اش امیدی نداشت و ناقوس ناکامی را به صدا درآورده بودند.نمی دانستیم با این همه انرژی منفی امیدوار باشیم یا ناامید.اما به هر ترتیب فوتبال دغدغه داغ ایرانیان است و پیروزی تیم ملی فوتبال در هر شرایطی روی زندگی مردم تاثیر خوبی می گذارد.برد تحمیلی مقابل عراقی که هشت سال در جنگ تحمیلی با این کشور جنگیدیم همه ایرانیان را سرشوق آورد.
2-حدس ها و گمانهایی که پیش از بازی با عراق نشان از پیروزی و صعود ازگروه نداشت حالا فکرها و ذهن ها را به سمت و سوی بازی با استرالیا یا کره جنوبی برده است.اما مطمئنا کره شمالی و امارات هم حریفانی دست و پا بسته نیستند.آنهایی که فوتبال را می شناسند می دانند پیروزی در بازی اول بسیار مهم است اما مگر همین تیم ملی نوجوانان نبود که در بازی اولش با عمان پنج گل زد و در بازیهای بعد با یک شکست و تساوی حذف شد؟ فوتبال ورزش لحظه ها و شانس و اقبال است.همه باید خوشبین باشیم اما واقع بین هم باید باشیم.فوتبال ایران روزهای خوشی ندارد و سه دهه از سلطه ایران بر فوتبال آسیا سپری شده است، از زمانی که سومین قهرمانی پیاپی را بدست آورد که البته آخرین بار هم بود حسرت حضور در فینال را سالهای سال است که خورده ایم. اما باید باور کنیم برای ملت علاقه مند به فوتبال با یک تاریخ بزرگ، جام ملتهای آسیا 2011 قطر فرصت خوبی برای جبران ناکامی های اخیر فوتبال ایران در رده های نوجوانان ، جوانان و امید و عدم راهیابی تیم ملی به جام جهانی 2010 است.قطبی مثل برانکو یا قلعه نویی و دایی با فوجی از لژیونرها مواجه نیست و تنها دو ستاره لژیونر اروپایی را برای کار کردن در اختیار دارد.نکونام و شجاعی که اولی کاپیتان است وهمچنان کیفیت خوبی دارد اما دومی آنطور که می خواهیم نیست.قطبی همانطور که اعلام کرده تنها به یک هدف فکر می کند و آن تیم ساختن است.او تیم می خواهد...تیم!
3-لیست قطبی را برخی یک لیست شخصی دانستند و برخی مطابق با سلیقه او که در اختیار یک مربی است.او بازیکنانی چون زنیدپور ، معدنچی ، سید محمد حسینی ، اولادی ، حقیقی ، منتظری و عمران زاده و در آخرین لحظات ابوذر رحیمی را خط زد تا انتقادها از او بالا بگیرد اما بازی با عراق نشان داد که در برخی دقایق شاهد یک تیم به تمام معنا بودیم.به هر جهت افشین قطبی مربی تحصیلکرده است که زیر نظر مربیانی چون گاس هیدینگ و آدوکات در تیم ملی کره جنوبی در دو جام جهانی و دو جام ملتها کار کرده است و بنابراین با عرصه های بین المللی غریبه نیست و این نکته مهم و قابل توجهی است.ستاره او هم بی شک جواد نکونام است .با بیش از 100 بازی ملی و صد بازی برای تیم اوساسونا، جواد نکونام توانایی و تجربه لازم برای رهبری تیم ملی را در جام ملتهای آسیا دارد. همچنین از هم تیمی او، مسعود شجاعی هم این انتظار می رود که در نقش یک هافبک توانمند ظاهر شود. آندرانیک تیموریان هم که سابقا در لیگ برتر انگلیس بازی می کرد، نقش مهمی در خط هافبک بازی کرد و با خاصیت جنگندگی اش در پیروزی مقابل عراق نقش عمده ای داشت و حتی مصدوم هم شده که خوشبختانه پزشکان تیم ملی اعلام کرده اند او به بازی مقابل کره شمالی می رسد.غلام رضا رضایی با گلی که زد و شادی گلی که به خاطر قربانیان پرواز تهران – ارومیه انجام نداد ، حالا امید اول خط حمله ایران است.او دو موقعیت گل دیگر را می توانست به گل تبدیل کند.ایمان مبعلی هم که گل پیروزی بخش را زد تا ثایت شود ایمان در استقلال درست استفاده نمی شود.ایمان تیم ملی با ایمان استقلال تفاوت های زیادی دارد.خلعتبری هم با ورودش به زمین همه چیز را به نفع ایران تغییر داد و دیدیم که چه کرد...حالا همه به تیم ملی امیدوارند!
4-بحث های فنی درباره بازی تیم ملی آغاز شده ، تیم ملی روی تاکتیم اوت دستی کار می کند ، به دنبال خطا گرفتن هستند ، دفاعها ناهماهنگند ، مهدی رحمتی استرس دارد ، حاج صفی وظایفش را نمی داند ، شجاعی مثل اوساسونا نیست...دوستان ، تیم ملی تنها یک بازی انجام داده و دو بازی دیگر باقی مانده است...دوستان تیم ملی قهرمان جام ملتها را برده ...دوستان ...دوستان ...دوستان...بگذارید قطبی بازی به بازی جلو رود.مطمئنا قطبی برای رفع نقایص برنامه ریزی دارد.اگرچه اوت دستی ، گرفتن ضربات آزاد و ارسال از جناحین در خون فوتبال ایران است.کدام تیم باشگاهی ما از اوت دستی استفاده نمی کند یا روی سانتر از جناحین اصرار ندارد؟بگذارید دو بازی بگذرد ...نمی شود فعلا انتظار تیکی تاکا داشت...گرچه امیدواریم در بازیهای آینده تیکی تاکای تیم ملی ایران را هم ببینیم...نگارنده بندچهار را برای ناامیدان نوشته است!
5-می ترسیم.از ناکامی فوتبال ایران می ترسیم.فوتبال ایران در همه رده ها روی موج ناکامی است و حالا تنها تیم ملی فوتبال بزرگسالان می خواهد مرهمی بر درد بی درمان فوتبال ایران باشد...مطمئنا با ناکامی تیم ملی بزرگسالان اتفاقات پس از جام جهانی 2006 آلمان تکرار می شود و اگر این اتفاقات بیفتد سقوط فوتبال به ته دره مرگبارتر از گذشته می شود.فوتبال در ایران می میرد.آیا همه مرگ فوتبال ایران را می خواهند؟تیم ملی در جام ملتها می تواند نقطه عطف باشد. فعلا هدفگذاری تیم ملی برای صعود از گروهش خواهد بود.گروهی سخت و صخره ای.با تمام این اوصاف همه آرزمند پیروزی تیم ملی و رسیدن به جمع چهار تیم هستند.امیدواری وجود دارد و به قول معروف در ناامیدی بسی امید است اما واقع بینان می دانند برای فوتبالی که هنوز زیرساختها و برنامه ریزی های نامناسبی در فوتبال پایه و حرفه ای اش دارد، دلالیسم آن را پوسانده ، با نامه و دستور مقامات بلند پایه تیم های لیگ برتری از تهران به شهرستان برده می شود و بسیاری مسایل و ناهنجاریها و ناکاستی های فنی و مدیریتی در همه رده های ملی و باشگاهی اش ، هم پیروزی و قهرمانی در جام ملتها می تواند مرهمی بر این دردها باشد و هم توجه به واقعیت فوتبال می تواند مهمتر از درخشش غریزه ای و تصادفی چند تک ستاره باشد.همه می دانیم موفقیت وقتی مزه دارد که کامل باشد نه تصادفی...اما بیایید آرزو کنیم طلسم این قهرمان نشدن پس از انقلاب ، در زمستان 89 بشکند.
چیا فوادی
















