حمله مدیر عامل شاهین بوشهر به مسئولان ورزش
مجید حسینی کنگانی مدیر عامل شاهین بوشهر از عدم ابلاغ دستورالعمل اختصاص یک درصدی بودجه کشور به ورزش سخت شاکی است. او در این رابطه به خبرنگار سایت گل می گوید:«متاسفانه برخی قوانین برای توسعه ورزش وکمک به آن تصویب شده اند اما حالا به عاملی دست وپاگیر تبدیل گردیده اند وما را هم حیران وسرگردان کرده اند.نمی دانیم وقتی بودجه تصویب شده چرا بندها ودستوالعمل های مربوطه به جای حل موضوع، بحران ساز می شوند.تا پایان برنامه توسعه چهارم باستناد تبصره بند ب ماده 117 که ارگانها را مختار می دانست تا یک درصد بودجه اشان را صرف ورزش کنند، در سال 88 رقمی معادل ( صدونودوشش میلیارد وسیصد میلیون تومان) به ورزش اختصاص یافت که البته اجباری هم نبود. در قانون بودجه سال 89 همان ماده ای وجود دارد که بر اساس آن این امر اجباری شد.»
وی ادامه داد: با گذشت 7 ماه واندی از سال 89 آیین نامه اجرایی این ماده ابلاغ شد اما همین تاخیر هم بس نبود ومشکل دیگری ایجاد شد. این آیین نامه باشماره: 163474/ت44984ک مورخ 22/7/1389که به امضا آقای رحیمی معاون اول رییس جمهور رسیده در ماده دومش می گوید:« دستگاههای اجرایی مکلفند یک درصد از اعتبارات خود را برای انجام امور تربیت بدنی و ورزش با رعایت قانون بودجه سال 1389 کل کشور و ضوابط اجرایی مربوط به شرح زیر هزینه نمایند: الف ـ سی درصد اعتبارات موضوع این آییننامه را به سازمان تربیت بدنی اختصاص دهند تا با هماهنگی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییسجمهور برای توسعه ورزش همگانی، ورزش قهرمانی و توسعه زیرساختهای ورزشی مصرف نماید. ب ـ هفتاد درصد باقیمانده با هماهنگی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییسجمهور و سازمان تربیت بدنی برای توسعه ورزش همگانی، ورزش قهرمانی و توسعه زیرساختهای ورزش مصرف نمایند. تبصره ـ دستگاههای اجرایی مکلفند بیست درصد از اعتبار موضوع بند (ب) این ماده را صرف ورزش همگانی نمایند. »
تا اینجا مشکلی نیست اما ماده5 آن می گوید«سازمان تربیت بدنی موظف است با رعایت جزء (س) بند (2) ماده واحده قانون بودجه سال 1389 کل کشور و هماهنگی با معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییسجمهور نسبت به تهیه، تدوین و ابلاغ سیاستها و خط مشیها در تحقق اهداف این آییننامه ظرف یک ماه پس از ابلاغ آن اقدام نماید. »
حالا همین هماهنگی بین معاونت برنامه ریزی وسازمان تربیت بدنی صورت نگرفته وطرفین بر سر برخی مسائل تضاد نگرشی دارند.تا دستوالعمل وخط مشی هم ابلاغ نشود دستگاهها از پرداخت پول معذورند ومجوز ندارند. کنگانی افزود:در شرایطی که ما کم کم باید به فکر تصویب بودجه سال 90 باشیم. این همه تاخیر ومعلق ماندن یک درصد از بودجه کل کشور مگر ممکن است؟کل بودجه امسال را بررسی کنید .یک درصد آن که سهم ورزش است به مبلغ حدود سیصد وشصت وهشت میلیارد تومان در حساب ها مانده. من وزارتخانه ای را سراغ دارم که می گوید این مبلغ در حسابهایمان مانده ونمی دانیم تکلیف ما چیست.می خواهند تراز اعلام کنند اما نمی تواند.اگر چنین رقمی از ابتدای سال تزریق می شد با هدف وبرنامه هم خرج می شد اما همین امروز هم که پرداخت شود برای دو ماه ناچارند سریع وبا عجله خرج کنند وطبعا ماحصل کار آنی نمی شود که باید می بود. وزارتخانه که همین هفته قبل هم صراحتا اعلام کرد که از ما ودو تیم نفت تهران وآبادان حمایت می کند. بحث بر سر نداشتن مجوز است.اگر مجوز بر اساس همان ماده ای که عرض کردم صادر می شد ما به راحتی کارها را پیش می بردیم. تمام برنامه ریزی ماهم با ستناد همین محل اعتبارات بود اما حالا معلق
مانده است.
مدیر عامل شاهین بوشهر با اشاره به وضعیت مخازن ومعادن ارزشمند در بوشهر ومقایسه آن با دارایی های کشوری مثل قطر گفت:« قطر سه سال بعد از اولین قهرمانی تیم ملی ما در آسیا به استقلال رسیده اما از همان روز 2تا جام ملت ها برگزار کرده ویک میزبانی جام جهانی گرفته. وسعت این کشور 144بار کوچکتر از ایران است.قطرهزینه برگزاری جام جهانی رااز محل ذخایر زیر زمینی میدان مشترکی تامین می کند که با ایران شراکت دارد وتمام این میدان در استان بوشهر است.هزینه ایجاد یک پالایشگاه 4 میلیارد دلار است وبودجه ای که قطر برای برگزاری جام جهانی در نظر گرفته 2/4 میلیاردد دلار است.آن وقت آنها می آیند برای این کار چه ها که نمی کنند. امیر قطر لباس عربی را کنار می گذارد وبا کت وشلوار می رود تا امروزی تر به نظر برسد. پشت تما م این رفتارها یک هدف نهفته.
وی افزود: می دانید هدف آنها از این موضوع چیست؟معرفی قطر به دنیا به از طریق مجرایی پر بیننده به نام فوتبال آن هم آنگونه که خودشان می خواهند. ما مثلا در نیوزیلند باید نقشه ببریم وبرای یک فرد عامی تعریف کنیم وتوضیح بدهیم که ما ایرانی هستیم وایران اینجاست اما یک فردقطری می رود می گوید ما قطری هستیم همان که جام جهانی را برگرار کرد.آنها با همین حربه ها به جنگ تاریخ هم می روند وبا کمال وقاحت نام خلیج فارس را به میل خود به واژه ای جعلی تغییر می دهند وبا این میزبانی ها بوق وکرنا هم دارند واسباب تبلیغاتی شان فراهم است. به عنوان یک ایرانی اینها برایم درد آور است. من در بوشهربه بچه هایم هیچ وقت نمی گویم برویم کنار دریا. می گویم برویم کنار خلیج فارس. می خواهم در ذهن او از خردسالی این نام جا بگیرد. همانقدر که من به عنوان یک ایرانی تلاش می کنم تا نام ایران وفارس را جا بیاندازم،قطری ها وسایر اعراب هم تلاش از سمت مخالف دارند تا این بحر عظیم را به داشته های خود سنجا ق کنند.
کنگانی افزود:حالا ما چرا از خلیج فارس برای شناساندن خودش بهره نگیریم. این حرف من یک حرف کاملا ورزشی است واز آن بهره برداری دیگری نکنید. من می گویم بیاییم تیمی مثل شاهین را حمایت کنیم. ورزشگاه بسازیم ونامش را خلیج فارس بگذاریم. تورنمنت بین المللی در بوشهر برگزار کنیم. کمپ راه اندازی کنیم تا در این ماهها که هوا خوب است چند تیم خارجی بیایند اینجا وعظمت خلیج فارس را ثابت کنیم نه اینکه بوشهر با این همه منابع تحت الارضی وفوق الارضی مثل گمرک وکشتیرانی وصید ونفت وگاز و... تیم فوتبالش که تنها نماینده خلیج فارس در جامی که با نام خود خلیج فارس است به علت بی پولی اعتصاب کنند. این آیا سزاوار است؟ به خدا دیگر با این روند خسته شده ام. هرروز باید پشت درب اتاق این مدیر وآن مدیر برویم. مدیران سازمان تربیت بدنی هم می دانند مراجعین مشکل ملای دارند وآنها هم هنوز مجوزی ندارند پس جلسات را به تعویق می اندازند. همین تعویق ها 10ماه طول کشیده وباعث شده تا باشگاهها به خاطر بی پولی ، ناچار باشند خرید نسیه اما گرانتر انجام دهند وهزینه ها خود به خود بالا می رود.
او در پایان با انتقاد از طرح وزارتخانه شدن سازمان ورزش تصریح کرد: «برایم جالب است از همان ابتدا تا کنون حدود 17 مصاحبه از سوی نمایندگان صورت گرفته که در آن عمده هدف از تشکیل وزارت ورزش وجوانان را نظارت بیشتر برفوتبال دانسته اند. محمد شریفی شعری دارد که بیانش بد نیست« پدری با پسرش گفت به خشم،که تو آدم نشوی خاک بر سر،حیف از این عمر که ای بی سرو پا،کز پی تربیتت کردم سر،دل فرزند از این حرف گرفت،رفت و در روز دگر کرد سفر،رفت از آن شهر به جایی دیگر،که کند فکر دگر...کار دگر،راه ها رفت و پس از تلخی چند،زندگی گشت به کامش چو شکر،عاقبت حشمت والایی یافت،حاکم شهر شد و صاحب زر،چند گاهی که گذشت از پس آن،امر فرمود به احضار پدر،تا ببیند مگر آن حشمت و جاه،شرمساری کند از گفت مگر،پدرش آمد و از راه دراز،بر حاکم شد وبشناخت پسر،پسر از غایت خودخواهی و کبر،به سراپای پدر کرد نظر،گفت:گفتی که آدم نشوی؟،حالیا حشمت و جاهم بنگر،پیر خندید و سری داد تکان،این سخن گفت و برون شد از در: من نگفتم که تو حاکم نشوی،گفتم آدم نشوی جان پدر»
حکایت فوتبال ما هم این است. شاید برآن بشود حکومت کرد اما ساختارهای غلطش را نمی شود اینگونه اصلاح کرد.ما اخلاق گرایی را گم کرده ایم. ما راه را اشتباه رفته ایم. همه جا به دنبال کاهش تصدی دولت در ورزش هستند وما می خواهیم ورزشمان را دولتی کنیم!
















