می خواهیم امروز هم، روز ما باشد
امشب بیست و پنجمین پیکار تاریخ فوتبال ایران و کره جنوبی انجام خواهد شد. دیداری که برای هواداران فوتبال کره و ایران بسیار خاطره انگیز است. این بار دوست داریم خاطره ای خوش برای ما به همراه داشته باشد. مثل 26 آذر 1375 و یا 10 مرداد 1383.
در آستانه پنجمین بازی پی در پی دو تیم نگاهی به 4 دوئل گذشته انداخته ایم:
*** دوشنبه 26 آذر 1375 – ورزشگاه المکتوم دبی
بهرام شفیع گزارشگر بازی بود. او مدام سرعت بالای بازیکنان کره جنوبی را یادآوری می کرد و این که پیرمردهای کره ای صدمتر را در چند ثانیه می دوند. مخاطب فکر می کرد، او در حال گزارش مسابقه دو سرعت است نه یک دیدار فوتبال در جام ملت های آسیا! کار تازه ای بود و دست کم توی دل بسیاری از فوتبال دوستان ایرانی را که مشغول تماشای بازی با گزارش مجری – گزارشگر با سابقه صدا و سیما بودند، خالی می کرد. مجری جاودانه "ورزش و مردم" حق داشت. کره جنوبی برای باز کردن دروازه ایران تنها یازده دقیقه زمان می خواست. این آغاز ماجرا بود. نه جمال شریف، داور سوری بازی و نه کیم جو سونگ و هیچکدام از 19 هزار تماشاگری که در ورزشگاه "آل مکتوم" دبی برای دیدن بازی حاضر بودند، فکرش را هم نمی کردند که تا پایان بازی 8 گل را تماشا کنند. داور بیچاره سوری تا بازی تمام شود، 10 بار دستور آغاز بازی از میانه میدان را صادر کرد. کره ای ها هفت بار این کار را انجام دادند. این روز خوب فوتبال ایران بود؛ روز خوب علی دایی. از هر کجا شوت می زد، توپ روانه دروازه کیم بیونگ جی می شد. آقای گل فیفا با 4 گلی که در آن بازی به ثمر رساند، گام بلندی به سوی آقای گلی جام ملت ها در امارات برداشت. کریم باقری و خداداد عزیزی هم دو گلزن دیگر آن بازی بودند. مثلث طلایی فوتبال ایران در آن بازی ها درخششی فراتر از فوتبال آسیا داشتند. ابروی شکافته دایی، درماندگی دروازه بان کره و اشک های مربی این تیم از به یادماندنی ترین تصاویر آن بازی است که هنوز هم در یاد بسیاری از ما باقی است. شیرهای خفته فوتبال ایران بیدار شده بودند.
ایران در امارات با ناداوری جمال القندور مصری به دیدار پایانی نرسید و در نهایت با شکست کویت در ضربه های پنالتی به عنوان سومی بسنده کرد. خداداد عزیزی بهترین بازیکن آن رقابت ها شد و دایی هم با 8 گل زده آقای گل جام ملت ها.
دوشنبه 2 آبان 1379 – ورزشگاه المپیک تریپولی
باز هم "آقا کریم" عقده گشایی کرد و از همان شوت های همیشگی اش زد. دقیقه 71 بازی بود که او از میانه زمین کره دروازه این تیم را فرو ریخت. داشتیم رویای نیمه نهایی را می دیدیم. فوتبال محتاط و نتیجه گرای جلال طالبی داشت، ما را بار دیگر به قله فوتبال آسیا می رساند. ایران که با او در جام جهانی 1998 موفق نشان داده بود و با شکست 2 بر یک آمریکا نخستین برد جهانی اش را جشن گرفته بود، منطقی بازی می کرد. گل دقیقه 90 "کیم سانگ سیک" ما را به واقعیت باز گرداند. درست در آخرین دقیقه بازی رسیده بودیم به دقیقه نخست آن. همه چیز از نو شروع شد. ولی با کدام روحیه؟ در وقت اضافی بازی دور یک چهارم نهایی جام ملت های آسیا به میزبانی لبنان خیلی تلاش کردیم تا دوباره روی پا بایستیم ولی نشد که نشد. لی دونگ گوک در دقیقه 109 دروازه پرویز برومند را باز کرد. قهرمان آسیا در پایان دور یک چهارم نهایی چمدان هایش را بست و مسافر تهران شد. فوتبال روی دیگرش را به ما نشان داد. این بار روی تلخش را. دایی مقصر نبود. روز، روز کره بود. حیف از گل تماشایی "آقا کریم"!
شنبه 10 مرداد 1383 – ورزشگاه شاندونگ
اگر چهار سال پیش در لبنان دل مان می خواست، علی بوسیم اماراتی هرگز به نشانه پایان بازی در سوتش ندمد و بازی تا به ثمر رسیدن گل تساوی ما تا قیام قیامت ادامه داشته باشد، این بار در چین چیز دیگری می خواستیم. دل مان می خواست قانون "گل طلایی" هنوز زنده بود؛ نه برای 30 دقیقه وقت اضافه بازی که حتی برای 90 دقیقه زمان قانونی بازی. نه کره کوتاه می آمد، نه علی کریمی! کریمی - مهدی مهدوی کیا ما را یاد بسیاری از زوج های موفق فوتبال مان می انداخت. یاد جواد زرینچه و مجید نامجو مطلق. جان به لب شدیم تا بازی تمام شد. سعد الفضلی، داور کویتی بازی کار خودش را می کرد ولی ما فکر می کردیم ساعتش خواب رفته و نمی داند باید بازی را تمام کند. اما فوتبال که 77 دقیقه نیست. 90 دقیقه است. ما هم حق داشتیم. سه بار پیش افتاده بودیم و هر بار بازی به تساوی کشیده شده بود. طبیعی بود که می خواستیم در دقیقه 77 که کریمی گل سوم خودش و گل چهارم ایران را زد، بازی تمام شود. برانکو ایوانکوویچ، مربی وقت ایران تا سال ها پز آن بازی مردانش را می داد. شاید اگر "آقا یحیی" در ضربه های پنالتی بازی نیمه نهایی برابر چین ضربه اش را "چیپ" نزده بود، برانکو الان پز قهرمانی اش را می داد. کاری که در بازی های آسیایی بوسان با تیم امید ایران انجام داده بود. کریمی با علا هبیل بحرینی به طور مشترک آقای گل آسیا شدند؛ هر دو با 5 گل زده.
یکشنبه 31 تیر 1386 – ورزشگاه بوکیت جلیل کوالالامپور
نه از 8 گل سال 1996 خبری بود نه از 7 گل 2004. دو تیم 120 دقیقه بازی کردند بدون این که یک بار هم بتوانند توپ را از خط دروازه حریف عبور دهند. این بار ضربه های پنالتی حال ما را گرفت. 4 بر 2 ضیافت پنالتی ها را واگذار کردیم و به تهران برگشتیم. امیر قلعه نویی، مربی وقت ایران هنوز هم می گوید، تیمش بدون باخت از رقابت ها کنار رفت. فوتبال ما پس از راهیابی به جام جهانی 2006 آلمان به خواب رفت. در جام ملت ها هم هنوز در خواب بود. شاید هم در حال احتضار. سایه سنگین درگیری های محمد علی آبادی و محمد دادگان و در پی آن کمیته انتقالی اجازه نداد تا ایران با ستارگانش راه به جایی ببرد. قلعه نویی که زود مربی تیم ملی ایران شده بود، خیلی زود هم از تیم ملی رفت. مهدی مهدوی کیا و رسول خطیبی نتوانستند ضربه های خود را به گل تبدیل کنند. این بار ضربه های پنالتی آه از نهاد ما برآورد.
شنبه 2 بهمن 1389 – ورزشگاه قطر اسپورت
دوست داریم افشین قطبی رفاقت قدیمی اش با کره ای ها را فراموش کند. دل مان می خواهد جواد نکونام برنده دوئل با پارک جی سونگ باشد. می خواهیم شنبه روز ما باشد. روز فوتبال ایران. این بار نوبت ما باشد. نوبت برنده شدن ما. برد شماره 10 ایران برابر کره جنوبی.
















