ایکاش فراموشی ما را فراموش کند
از ابتدای جام تا به امروز، هیچ کدام از پیروزی های ایران مرا بعنوان یک طرفدار تیم ملی ایران( و نه یک مربی و یا روزنامه نگار) اقناع نکرده بود. هر روز انتظار چنین لحظه ای را می کشیدم که شکست، به سراغمان بیاید زیرا سزاوارتر از حریفان هستیم برای شکست ، برای سقوط و برای اشک و خشم . این حس نه به دلیل دشمنی و خصومت با افشین قطبی و یا مجموعه فدراسیون فوتبال ایران بلکه به دلیل پرده ای است که سال ها است از برابر حقیقت فوتبال ایران دریده شده است و واقعیات تلخ اش بیش از همیشه نمایان است. این یاداشت نه از حرص شکست سرچشمه گرفته است و نه بوی انتقام جویی از شخص یا گروهی را می دهد. این یاداشت تنها یک یادداشت است شاید برای ثبت در گوشه ای از تاریخ فوتبال ایران. همین.
1- بازهم شکست ، بازهم اشک و خشم بابت شکست هایی که یک به یک از راه می رسند و دل هوادارن فوتبال ایران را می شکنند. منتقدین در رسانه های تصویری و نوشتاری بلافاصله پس از شکست برابر کره جنوبی، نوک تیز انتقادها را به سمت افشین قطبی نشانه می گیرند. که چرا از سیستم 1-2-3-4 استفاده کرد؟ چرا از 3 هافبک با خصوصیات دفاعی و مشابهه در خط میانی استفاده کرد؟ چرا ترسو بود ؟ و هزاران چرای دیگر که بیانگر اشتباه نا بخشودنی قطبی است که منجر به شکست ، حذف و کوتاهی دست ما از جام قهرمانی آسیا است.
ولی آیا افشین قطبی مقصر اصلی شکست تیم ملی ایران در برابر کره جنوبی و حذف از جام ملت های آسیا است؟
2- نیمه اول دیدار ایران با سیستم 1-2-3-4 در زمین مستقر شد. استفاده از 3 هافبک میانی با خصوصیات دوندگی و فشار مداوم روی بازیکن حریف بیانگر برنامه ایران برای در اختیار گرفتن یک سوم میانی زمین بود. نمای اولیه تیم ملی ایران، این موضوع را به ذهن بیننده تداعی می کرد که افشین قطبی قصد دارد، دعوا را به میانه میدان بکشد و با فشار مداوم روی هافبک های میانی کره جنوبی جریان دیدار را در اختیار بگیرد . ولی پس از گذشت 10 دقیقه، نمایش ایران متفاوت از پیش بینی اولیه بود. سیستم ایران در فاز دفاعی به 1-4-1-4 تبدیل شده بود و برنامه پرس توپ در نیمه زمین حریف و حتی یک سوم دفاعی کره جنوبی به دفعات مشاهده می شد. بازیکنان ایران از یک سوم دفاعی کره جنوبی روی بازیکنان خط دفاعی این تیم فشار می آوردند تا مانع بازیسازی این تیم شوند. اجرای این برنامه در برابر تیمی که صاحب بازیکنانی با مهارت فردی بالا ، سواد بازی و سرعت انفرادی است، اشتباه به نظر می رسد زیرا اولا خط دفاع تیم ایران نمی توانست با شیفت به نیمه زمین، موجب فشرده شدن خطوط ایران و ایجاد پوشش های طولی برای افزایش موفقیت در اجرای برنامه پرس توپ در نیمه زمین حریف شود(زیرا همیشه نگران استفاده بازیکنان سرعتی کره جنوب یاز فضاء پشت خود بود) . ثانیا مدافعین کناری و میانی کره جنوبی مهارت مناسبی در بازیسازی اولیه (تدارک حملات) داشتند و راحت تر از حد تصور می توانستند توپ را از زیر پرس بازیکنان ایران خارج کنند و هافبک های پرس کننده ایران را از ساختار دفاعی این تیم خارج نمایند.
3- سیستم و چیدمان بازی بیانگر استراتژی دفاع و ضد حمله افشین قطبی بود ولی جریان دیدار نشان می داد که ایران صاحب برنامه موثری برای رسیدن به موقعیت گلزنی نیست. اگر قصد داشته باشیم که از ضد حملات برای رسیدن به دروازه حریف استفاده کنیم، می بایست به خط دفاع حریف ( به خصوص مدافعین کناری حریف) اجازه دهیم که وارد زمین تیم ما شوند تا بتوانیم با استفاده از تله های پرس در مکان های مشخص، از فضاء پشت مدافعین کناری یا مرکزی حریف ضد حملات را سازماندهی کنیم ولی تیم ایران در یک سوم دفاعی حریف پرس توپ را انجام می داد و این یعنی تناقض بین استراتژی و چیدمان.
ایران بنا بر استراتژی دفاع و ضد حمله چیدمان شده بود ( عدم وجود بازیساز در خط میانی بیانگر این موضوع است) ولی در دقایق فراوانی بخصوص در نیمه دوم با فرم فوتبال مالکانه در نیمه زمین حریف به دنبال ایجاد موقعیت مناسب برای مهاجمین تیم خود بود. به همین دلیل خلعتبری و رضایی تبدیل به بازیسازان نهایی شده بودند که وظیفه داشتند برای خودشان موقعیت گلزنی ایجاد کنند.
4- کره جنوبی بلافاصله پس از تغییر مالکیت، به نیمه زمین خودی عقب نشینی می کرد و ساختار دفاعی را در نیمه زمین خودی مستقر می کرد. هافبک های کره جنوبی وظیفه داشتند که پرس فضا را در یک سوم میانی زمین اجرا کنند تا مانع بازیسازی اولیه ( تدارک حملات) تیم ایران شوند. شناخت کادر فنی کره از ضعف بنیادی فوتبال ایران در تدارک حملات ( که برتافته از ضعف مدافعین فوتبال ایران است) موجب شد که انتقال توپ به نیمه زمین حریف با مشکل روبرو شود. نکونام زیر فشار هافبک شماره 13 کره جنوبی، ضعیف ترین نمایش خود را اجرا کرد. مدافعین کناری ایران هم به دلیل مهارت پایین در عبور از بازیکن روبرو نمی توانستند به تیم در انتقال توپ کمک کنند و به همین دلیل ضربات زیر توپ هادی عقیلی و جلال حسینی نسبت به دیدارهای گذشته افزایش یافت.
5- کوچینگ حین دیدار قطبی پر از اشکال بود. اصرار بر استفاده از پرس توپ در یک سوم دفاعی حریف در طول نیمه اول، تعویض های اشتباه ، عدم طراحی آنتی تاکتیکی برای خارج کردن نکونام از زیر فشار بازیکنان کره جنوبی، عدم طراحی و اجرای پلان دوم و جایگزین در فاز تهاجمی برای رسیدن به موقعیت گلزنی و ...
تنها تصمیم درست قطبی در طول این دیدار، ورود خسرو حیدری به جای نصرتی بود که موجب شد انتقال توپ به نیمه زمین حریف با درصد موفقیت بالاتری شکل بگیرد و حملات ایران با سازماندهی مناسب تری اجرا شود هر چند که عدم وجود بازیساز نهایی در خط میانی ایران موجب شد که مهاجمین ایران در موقعیت مناسبی قرار نگیرند.
6- ایران در دیدار شکست خورد که مستحق اش بود. استراتژی اشتباه ، چیدمان متناقض با استراتژی ، کوچینگ بد در جریان دیدار بخصوص در تعویض ها و آن ذهنیت غلط که ما برتر از تیم کره هستیم که صد در صد اشتباه بود. کره جنوبی از لحاظ تیمی و حتی مهارت بازیکنان برتر از تیم ایران و بازیکنان ایران بود. مدافعین ایران توان بازیسازی در خط دفاع را نداشتند در حالیکه مدافعین کره ای در طول بازی به کرات خط پرس بازیکنان دونده ایران را شکستند.
همین چند ماه پیش بود که ذوب آهن بعنوان مدرن ترین تیم باشگاهی ایران، در فینال جام باشگاه های آسیا ، در برابر نماینده کره جنوبی شکستی را متحمل شد که منصفانه بود. نماینده کره جنوبی، از لحاظ تکنیکی ،تاکتیکی ،آمادگی جسمانی و آمادگی روانی برتر از ذوب آهن بود. آنروز هیچ کدام از این منتقدان صدایشان بلند نشد که آقایان چرا بهترین تیم فوتبال ایران برابر نماینده کره جنوبی مستحق شکست است ؟ چرا فوتبال باشگاهی ما توان مقابله با باشگاه های ژاپنی و کره ای را ندارد؟ آنروزها کسی با شکست ذوب آهن ( که اتفاقا فاصله زیادی از لحاظ فنی با تیم های مانند سپاهان ، استقلال ، پرسپولیس و کلیات جامعه فوتبال ایران دارد) به فکر فرو نرفت که چگونه قرار است با تیم ملی ایران برابر فوتبال کره جنوبی پیروز شویم ؟
در شکست ایران افشین قطبی سهم خود را دارد ولی سهم جامعه فوتبال ایران پر رنگ تر از قطبی است. مدیران ، مربیان ، رسانه ها و حتی طرفداران فوتبال ایران سال ها است که در چرخه معیوب این فوتبال، تیشه به ریشه آن می زنند و امروز انگشت اتهام را به سوی قطبی ، نکونام ، شجاعی ، کفاشیان و ... نشانه رفته اند.
مقصر اصلی شکست ایران به کره جنوبی، جامعه فوتبال ایران است که هنوز نتوانسته مدافعینی تربیت کند که مهارت بازیسازی داشته باشند، هنوز نتوانسته بازیکنانی تربیت کند که ظرفیت موفقیت را داشته باشند. ( تلاش جی سونگ پارک بعنوان مشهورترین و پر درآمد ترین بازیکن آسیایی را با نکونام و شجاعی در این دیدار مقایسه کنید تا متوجه ظرفیت های روانی بازیکنان ایرانی شوید) هنوز نتوانسته طرفداری تربیت کند که چشمان اش را در برابر ضعف تیم و بازیکن محبوب اش نبندد. روزنامه نگاری تربیت کند که ...
7- شکست خوردیم ، حذف شدیم و اشک ریختیم ولی دنیا برایمان به پایان نرسیده است. فردا فرا می رسد مانند فرداهایی که پس از هر شکست آمد و همراهش فراموشی وجودمان را پر کرد و دوباره از یادمان رفت که چگونه سزاوارانه شکست خوردیم، که چگونه خودمان با تعصبات کورکورانه، با نادانی ، بی دانشی و بی خردی تیشه به ریشه خودمان زدیم و این لحظات تلخ را، این شکست ها را و این اشک ها را برای خودمان به ارمغان آوردیم.
آرزو می کنم که فردای این شکست تلخ، فراموشی ما را فراموش کند و به سراغمان نیاید تا شاید دیگر مستحق شکست و اشک نباشیم.
سعید الهویی
















