قطبی ؛ سیبل فحش!
مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام
انتقاد از سرمربی سابق؛این رسم نامرسوم و ناشایستی است که در ورزش ما ریشه دوانده و قطورتر از همه جا در بدنه فوتبال.بحث بر سر خروج افشین قطبی است مردی که در اکثر اوقات بیشترعمل بود تا عکس العمل.برخلاف خیلی از هم سلفانش که گاهی اوقات در مقام واکنش چنان گرد و خاکی به پا می کنند که تا مدت ها سوژه یک رسانه ها می شوند.افشین قطبی همانطور که قابل پیشبینی بود و تمام مسولان رده بالای ورزش و فوتبال ،منهای علی کفاشیان برای خروجش از ایران لحظه شماری می کردند طبق قراردادی از پیش تعین شده به لیگی رفت که تا به حال، پای هیچ مربی ایرانی ای حتی در کسوت آنالیزور(!)به آنجا نرسیده و احتمال می رود دست کم تا چند دهه( شایدم سده) این رکورد پا برجا باقی بماند.البته فارغ از حضور قطبی در جی لیگ ژاپن که در ادامه به آن خواهیم رسید باید توجه کنیم منتقدان امروز قطبی چه کسانی هستند و نیت واقعی آنها از باب این انتقادات در چیست.
در ابتدا ذکر شود در این نوشته "نیت صرف"حمایت از قطبی وجود ندارد اما در جامعه ای که تقوا در آن فضیلت است و مهمتر از همه اکثر مردم سعی دارند لااقل در ظاهر خود را مبادی به آداب نشان دهند،غیبت ولو در لباس انتقاد فنی، وجه قابل قبولی ندارد.اما درست در همین مجموعه صحبت هایی در مورد سرمربی سابق تیم ملی دیده و شنیده می شود که خالی از هر نوع تقوا و آدابی است.
در اینجا شخصیت حقیقی قطبی در اولیت دوم نسبت به جایگاه حقوقی سابق او قرار دارد.فارغ از اینکه قطبی "که بود" و "چه کرد"باید شان جایگاه او را لحاظ کرد.مقام سرمربی تیم ملی فوتبال که در وقت مسابقات برون مرزی جایگاه شاگردانش را تا "سربازان وطن" بالا می بریم قطعا بالاتر از آن است که با ادبیاتی "نازل" و "کوچه بازاری" به بوته نقد کشیده شود.اینکه قطبی فوتبالی تدافعی را برای حفظ نتیجه دوست داشت و در اشتباهی نابخشودنی برابر کره جنوبی با 3 هافبک دفاعی وارد زمین مسابقه شد یک واقعیت است و در موردش می توان ده ها مصاحبه کرد،صدها تحلیل نوشت و هزاران بار نقدش کرد اما آنچه هم اینک در بطن و حاشیه فوتبال ما جریان دارد نوعی "بد اخلاقی" پرخاشگرانه است که ریشه اش در خصومت های شخصی دیده می شود تا دلسوزی وطن دوستانه.همکاران همقطاری داریم که سردترین روزهای کاری شان به زمانی مربوط می شد که قطبی 3 بازی نخستش را برابر عراق، کره شمالی و امارات با پیروزی پشت سر گذاشته بود و بهار زمانی برای انها تجلی پیدا کرد که در برابر کره جنوبی باختیم.به محض حذف شدن و کنار رفتن از جام،چهره آنها همان غم تصنعی ای را داشت که اندرونی نشینان مجموعه "قهوه تلخ" در سکانس به دنیا آمدن فرزند مونث" قبله عالم " به خود می گرفتند؛عروسی در درون و عزاداری در ظاهر.
یکی از همان همکاران ما در یادداشت های جهت دار و تقریبا با نمکش،همواره از نتایج تیم ملی در آخرین دوره جام ملت ها که دیشب با قهرمانی ژاپن پایان یافت، بعنوان "فاجعه دوحه" یادمی کند!سه پیروزی و یک باخت و حذف شدن در مرحله ای که پیش از این بارها در آن باخته ایم، زمانی هم خانواده فاجعه می شود که جوهر قلم به فرمان کینه روی کاغذ جاری است نه واقعیت و منطق.
از نیشتر تاج تا شمشیر فتح الله زاده و مظلومی
نائب رئیس اول فدراسیون فوتبال خیلی پیشتر از این ها مخالفت خود را با حضور افشین قطبی در مسند سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران علنی کرده بود.درست همان روزهایی که تاج قبل از جام ملت ها با مربیان خارجی مخصوصا ترک تبار،مذاکره می کرد میشد این مخالفت را از همه زوایا رویت کرد البته او هرگز سعی نکرد رابطه اش با قطبی را خوب جلوه دهد برخلاف سرپرست فعلی آبی های پایتخت که سرمربی سابق تیم ملی همین دو روز قبل واقعیت جالبی را در مورد رابطه اش به او رسانه ای کرد.قطبی در مصاحبه ای کوتاه از قول مدیر برنامه هایشگفت؛همین آقای فتح الله زاده که اینک در غیاب من می گوید دل گربه هم نداشتم در یک مراسم پیش من آمد و مدعی شد از حامیان سفت و سخت من برای ادامه حضورم در تیم ملی ایران است.سوای فتح الله زاده ،مهدی تاج هم جمعه شب میهمان برنامه رادیویی 2-4-4 بود و صراحتا به مجری جوان رادیو جوان گفت؛مخالف حضور قطبی در تیم ملی ایران بودم.البته جای شکرش باقیست که تاج برخلاف پرویز مظلومی ملاحظه سمت سابق قطبی را کرد و شان سرمربی تیم ملی را با ادبیات خارج از عرف زیر سوال نبرد.سرمربی استقلال هفته گذشته در مصاحبه ای به قطبی هجوم برد و گفت؛ایشان تیم ملی را حذف کرده اند و حالا ما باید پاسخگوی سوالات پر تعداد مردم باشیم.البته مشخص نیست این مردم چه کسانی هستند که عوض وضعیت فعلی استقلال از سرمربی این تیم علل حذف تیم ملی را می پرسند! مظلومی در ادامه صحبت های جهت دارش که بخوبی رگه های حسد در آن رصد می شد گفت؛اگر قطبی با شیمیزو قهرمان شود من مربیگری را کنار می گذارم.البته قطعا شانس قهرمان شدن قطبی در ژاپن کمتر از احتمال حضور امثال مظلومی در بهترین لیگ آسیا حتی بعنوان آنالیزور ویدویی،نخواهد بود.
بازیکنان پشت خط مانده
بعد از جبهه گیری مدیران و مربیان مختلف که نمونه های ذکر شده در سطور بالا تنها بخش کوچکی از آنها بود،بازیکنان دیگری هم بودند علیه قطبی صحبت کردند و در این بین شاید عجیب ترین حرفها برای حسین کعبی باشد،همویی که دور ماندنش از تیم ملی را تنها به بد سلیقگی قطبی منوط می داند تا افت فاحش خودش در استیل آذین نگون بخت.کعبی که این روزها در تیم خودش هم ثابت نیست در باره دور ماندنش از تیم ملی می گوید:«افشین قطبی و برخی از خبرنگاران از من خواستند که برای دعوت به تیم ملی باید به آنها پول بدهم. افشین قطبی بازوبند کاپیتانی را از من گرفت و می خواست آن را به آندرانیک تیموریان بدهد به این دلیل که حسین کعبی در تیم ملی حامی نداشت. شاید آندرانیک بهتر از هر کس دیگری بداند من راجع به چی صحبت می کنم»کعبی ادامه می دهد:« قطبی در مراسم ختم پدرم به من گفت برای این که روی خبرنگاران را کم کنم تو را به تیم ملی دعوت خواهم کرد اما در لیست بعدی هیچ نامی از من نبود. بعد از آن پیشنهادات زیادی به من شد اما من گفتم که اشتباه گرفته اند و من با 93 بازی ملی به کسی باج نمی دهم»این بازیکن در پایان با اشاره به این که می تواند نام خبرنگار مذکور را مطرح کند می گوید:« من از آقای شریفی خواستم تا من را با آقای قطبی رودر رو کند اما این کار را انجام نداد.همچنین به او گفتم می توانم نام آن خبرنگار را به او بگویم اما ایشان اصلا پی گیری نکرده و فقط من را جریمه کردند.به هر حال مربیان سیاه باز همانند قطبی به درد فوتبال ما می خورند. تیمی که نه جام جهانی رفت و نه در جام ملت ها چیزی شد و همین طوری لنگ در هوا مانده!»این واو به واو حرف های کعبی در یک برنامه رادیویی بود. سوای او مهرداد اولادی دیگر بازیکن خط خورده از اردوی تیم ملی در جمله ای جالب گفت:« قطبی اصلا تمرکزش روی تیم ملی ما نبود.وقتی در آستانه برگزاری مسابقه مهمی مثل جام ملتها با یک تیم قرارداد میبندد نشاندهنده این است که اصلا تیم ملی برایش اهمیتی نداشته است.او مقصر صددرصد حذف تیم ملی کشورمان است»البته مهرداد اولادی نمی داند که در دنیای فوتبال خروج اینچنینی پس از یک تورنمنت به هیچ عنوان غیر حرفه ای نیست همانطور که قبل از یورو 2008 و قهمراین اسپانیا در این جام آراگونس با فنرباغچه قرارداد بست و فان باستن همینگونه به آژاکس رفت.
تکلمه:کارنامه قطبی مشخص است او فاجعه نیافرید(مثل همان کاری که دایی با تیم ملی برابر عربستان در تهران خلق کرد) اما آنچنان هم شاهکار نکرد که خروجش از تیم ملی کسی را ناراحت کند. با توجه به فوتبال ذاتا نتیجه گرایانه قطبی می توان از خروج او شادمان بود و او را از این باب نقد کرد اما عقده گشایی آنهایی که با جملاتی سخیف، قطبی و جایگاه سابق او را می کوبانند بیشتر برهم زننده اخلاق در فوتبالی است که همین دو روز قبل یکی از بازیکنانش برترین ورزشکار جوانمرد جهان شد.اگرچه صید این عنوان برای حاشیه دوستان فوتبال ما به اندازه مصاحبه های مظلومی و کعبی و اولادی جذاب نبود!
















