خواب بودیم و خوابیدیم و در خواب خواهیم بود
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
سالها پیش در هنگام نوجوانی وقتی که بازیهای مهمی چون جام ملتهای اروپا و یا جام جهانی شروع می شد و فرصتی نبود و شاید هم امکاناتی نبود که دغدغه های ملی باشد زیرا تیم ملی ما در آن رقابتها حضور نداشت. بسیاری فارغ از هر محدودیت جغرافیائی تیمهای محبوب خود را انتخاب کرده و به آنها فخر می کردیم. شاید خیلی از قدیمی ترها به یاد داشته باشند که چه اشکها و خنده هائی برای هلند سال 1974 و آلمان سال 1976 و آرژانتین و برزیل و هلند 1978 وبرزیل و فرانسه 1982 و یا فرانسه و اسپانیا 1984 و آرژانتین 1986 و هلند 1988 ایتالیا 1990 و ... ریخته شد و حالا باید با کمال تاسف گفت گویا در مسابقات قاره آسیا جائی که تیم ملی ما هم حضور دارد.
همین حکایت در سالهای آتی می تواند ادامه داشته باشد.از آغاز جام ملتهای آسیا می شنیدیم که بسیاری از جوانان ما تیمهای محبوب خود را ژاپن و کره جنوبی و استرالیا و حتی ازبکستان انتخاب می کردند و این اتفاق وقتی اوج گرفت که تیم ملی ایران در یک بازی حقیرانه به کره جنوبی باخت.
شب گذشته در بسیاری از خانه های ایرانی فریاد شادی گل برای طرفداران ایرانی تیم ملی ژاپن به آسمان رفت و به واقع نیز چنین باید می بود. فوتبال فینال آسیا با آن قدرت بدنی و سرعت و حرکات تاکتیکی و گلی زیبا که ناخود آگاه یاد آوری از گلزنان برجسته ای چون گرد مولر و گری لینکر افسانه ای بود به گونه ای نشان می داد که فوتبال ما شاید در آینده نزدیک هم طرفداران هم وطن خود را از دست بدهد و در این میان عکس العملها برای دست اندرکاران فوتبال ایران در قبال این قهر ملی با تیم ملی همچنان منفعل و حتی پر اشکال است.
در روزهای گذشته رئیس فدراسیون فوتبال منتقدین خود را بی فرهنگ و بی سواد نامید و و امروز می بینیم نا آگاهی و بی دانشی و اعمال غیر اصولی همچنان در اوج است. با هم نگاهی به برخی این اعمال که نشان دهنده ادامه همان اشتباهات را باز می بینیم:
1/می گویند در بازی با روسیه قرار است فریدون معینی رئیس کمیته فنی فوتبال و یا مرتضی محصص رئیس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال روی نیمکت بنشینند این که این تصمیم عجیب در کدام چک لیست مدیران موفق فوتبال بوده که علی کفاشیان با فرهنگ و با سواد مشغول اجرای آن است !! یک طرف قضیه اما نکته جالب اینجا است که یکی از عیبهای بزرگ این تصمیم این بوده است که فریدون معینی جز سابقه مربیگری اسفناک در نفت آبادان چیزی را در اذهان متبلور نمی کند و محصص اصولا سابقه مربیگری ندارد.
حال می پرسیم فرا تر از بازی ایران و روسیه چگونه دو رئیس کمیته های مهم فنی و آموزش فدراسیون فوتبال نمی توانند سابقه مربیگری موفق و یا اصولا مربیگری داشته آنگاه در این پستها بنشینند و برای آینده تیمهای ملی و دانش فوتبال تصمیم بگیرند ؟آیا با این آقایان و ادامه حضور چنین افرادی در فدراسیون فوتبال باید شاهد حضور مربیان کارنامه دار باشیم؟
2/ قصه های عجیب فوتبال در این مسئله ختم نمی شود در اخبار خوانده می شود که کریم باقری قرار است به عضویت هیات مدیره باشگاه پرسپولیس آید سوالهای مهمی در این مسئله است و اولین آن در این مقوله است که دانش و تجربه مدیریتی کریم باقری چقدر است؟ کارنامه مدیریتی و سابقه تحصیلی او را می توان پر بها دانست؟ از سوی دیگر بازیکنی که با وجود قرار داد با باشگاه پرسپولیس به یکباره تیم پرسپولیس را رها می کند و می گوید دیگر بازی نمی کند و بخش عظیمی از آن 5 شکست پیاپی پرسپولیس بخاطر این حاشیه سازی او بوده است باید در این تیم جایزه بگیرد و مدیر همان سرمربی باشد که دستهایش را در پوست گردو گذاشته و یک جا در لیست پرسپولیس را سوزانده است؟
3/ از اردوی پرسپولیس خبر از انعقاد قرار داد با علی کریمی است و خود علی دائی می گوید که می خواهم جلسه ای با علی کریمی بگذارم تا او حرفهایش را بزند و حتی حاضرم دنبال او بروم و به پرسپولیس بیاورم سوال این است که از کی تا به حال کریمی این گونه محبوب علی دائی شده است؟ آیا علی کریمی دو سال پیش نمی توانست از چنین جلسه ای با علی دائی بهره مند شود و به تیم ملی آن روزگار ملحق شود؟
چرا علی دائی این گونه به روز مرگی ها رسیده است؟ اصولا تیم پرسپولیس چه احتیاجی به بازیکن بی انضباطی چون کریمی دارد که دو فصل پیش آنگونه به این تیم پشت کرد؟ چرا پرسپولیس درس از وقایع جدید فوتبال نمی گیرد و به ژاپنی نمی نگرد که به دنبال شروع جدید و کار اصولی هستند ؟ پرسپولیس هم به روز مرگی نیفتاده است؟
4/حکایت بی توجهی به اصول اولیه را در استقلال هم می بینیم. از استقلال خبر می رسد که فرهاد مجیدی با تیم استقلال اختلاف مالی دارد و این مسئله باعث شده که مجیدی براحتی به تیم خود پشت کند و در تمرینات حاضر نشود. از سوی دیگر او را جریمه نقدی کرده اند اما مجیدی با کمال جسارت گفته است باید جریمه او را ببخشند تا به تیم برگردد. باشگاه استقلال که مدیر عاملش عضو هیات رئیسه فدراسیون فوتبال است و همان کسی است که صحبت از استقامت و قدرت در مدیریت می کند و قطبی را هم به دل گربه ای داشتن متهم می کند حالا برای بازگشت مجیدی از بازیکنان می خواهد که رای دهند می پرسیم آیا این گونه بحران مدیریت را باید حل کنند؟ کار مجیدی و کرنش در برابر زیاده خواهی او نشانه داشتن مدیریت قلب شیر است؟
5/ این روزها سخنهای زیادی را می شنویم میلاد زنید پور که در تیم ته جدولی استیل آذین هم با مشکل حضور رو به رو است می گوید عماد رضا تعجب کرده است که چرا او در تیم ملی ایران نیست!! اولادی که سابقه ملی پوش شدنش بسیار اندک است حالا برای قطبی رجز می خواند که عاقبت کار خود را دید که از او گذشت در حالیکه همه می دانیم بازیکنانی چون انصاری فرد و خلعتبری و رضائی و ..از او بهتر بودند. کعبی رسما قطبی را به رشوه خواری متهم می کند و همین را دلیلی برای دعوت نشدنش به تیم ملی می داند و سخن از شرایط خود و تیمش در لیگ نمی کند اما کسی نمی گوید چرا او سکوت می کرده است مربیان هم هر کدام حرفهائی می زنند.
دائی می گوید قطبی شناختش از تیم ملی کره جنوبی اندازه کف دستش بود اما با این همه می گوید چه کسی بهتر از قلعه نوئی برای تیم ملی است و یادش می رود 4 سال پیش به او چه می گفت و... براستی چرا در این فوتبال همه ما اینقدر پرادعا هستند؟ به اشکالات قطبی کاری نداریم اما به واقع بقیه درست اندیشیده اند.
و سرانجام می بینیم که عنوان پر افتخار ترین تیم آسیا را که روزگاری تنها داشتیم و بعد ها شرکائی چون عربستان سعودی و ژاپن را هم پیدا کردیم امروز به ژاپنی می دهیم که در عرض 19 سال یعنی از سال 1992 تا به 2011 توانسته است 4 بار قهرمان آسیا شود و همه به این علت است که از شکستها درس نمی گیریم و مغروریم. ازدانش و تجربه بهره نمی گیریم و گناه شکست را بر سر یک فرد می ریزیم و هنوز در پی ستاره بدلی ساختنیم افسوس که خواب بودیم و خوابیدیم و باز هم در خواب خواهیم بود
















