روشن: پس از برنامه 90 نگاهم به کفاشیان عوض شد
متن کامل یادداشت حسن روشن که بر روی سایت فدراسیون فوتبال منتشر شده، به شرح زیر است:
1- من تا پیش از برنامه 90 دوشنبه شب یکی از منتقدان جدی علی کفاشیان بودم، اما با صحبتهایی که از این رئیس غیرفوتبالی درباره بحث توجه به فوتبال پایه شنیدم، نگاهم به مدیریتش عوض شد. شاید بهترین جملهای که دوشنبه شب در آن برنامه از زبان رئیس فدراسیون فوتبال مطرح شد، این بود «اگر تیم ملی در جام ملتها قهرمان می شد یعنی اینکه ما واقعا فوتبال درستی داریم؟» آیا باز هم ساختار و زیرساختار فوتبال ایران درست می شد؟ به نظر من هر قهرمانی و صعود ایران به جام جهانی در سالهای گذشته 10 سال فوتبال ما را به عقب انداخت و باعث شده که این قهرمانیها سرپوشی بر ناکاستیهای فوتبال ایران باشد.
2- توجه فدراسیون علی کفاشیان به فوتبال پایه و بحثهایی که از زبان او شنیدم بیان دردهای فوتبال پایه در ایران ما بود. من که مدیر آکادمی باشگاه استقلال بودهام، از این درد به خوبی آگاهم. باشگاههای ما بخصوص باشگاههای بزرگ بودجه خوبی به فوتبال پایه اختصاص نمیدهند و همین آفتی می شود در دامن فوتبال پایه. متاسفانه وضعیت طوری پیش رفت که به جای اینکه باشگاهها به تیمهای پایه اهمیت دهند، بی توجهیشان باعث شد تا متولیان فوتبال پایه به فکر درآمدزایی مستقیم از خانوادههای بازیکنان بیافتد و به جای اینکه بازیکنان لایق به تیمها راه یابند تنها فرزندان سرمایه داران به خاطر پولی که پدر و مادرشان به مربی پایه می داد، در تیمها حضور داشته باشد و همین که این بازیکن در یک آزمون مهم قرار میگیرد، مشخص میشد که معیارهای خوب یک بازیکن را ندارد. پس بازیکنی که با پول خرج کردن بالا بیاید، به هیچ جا نمیرسد و هم به فوتبال باشگاهی ضربه میزند و هم به فوتبال ملی. فوتبال ورزش پابرهنههاست، بازیکنان پایین شهری سالهای سال فوتبال این مملکت را بیمه کرده بودند.
3- علی کفاشیان سال گذشته مجوز همه مدارس فوتبال را در اقدامی انقلابی لغو کرد، چون میدانست چه خبر است وقتی در برنامه 90 گفت که آکادمیهای باشگاهها باید قوی شوند پر بیراه نبود. آکادمیهای باشگاهها حمایت نمیشوند پول هم که ندارند پس باید از طرف باشگاه حمایت شوند و همین طور ناظری از فدراسیون باید حضور داشته باشد تا زد و بندی صورت نگیرد، اما مدارس فوتبال وضعیت متفاوتی دارد و به نظر من نهادهای دولتی می توانند با حمایت از این مدارس هم اوقات فراغت نونهالان و نوجوانان را پر کند و هم با حضور استعدادیابهای سالم بازیکنان خوبی به آکادمیهای باشگاهها معرفی شود.
4- توجه فوتبال پایه در دهه 40 باعث شد تا تیم ملی جوانان ایران از سال 51 تا 57 هرسال قهرمان آسیا شود. سه بار تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا شود و به دو المپیک صعود کنیم و در جام جهانی 1978 حضور داشته باشیم. همین توجه ویژه به فوتبال پایه باعث شد که تیم ملی بزرگسالان از 51 تا 57 تنها و تنها در مقابل 4 تیم شکست بخورد و همه حریفان آسیایی و غیرآسیایی یا ببرد یا متوقف کند. ما تنها از لهستان (3 بر 2)، شوروی (2 بر 1)، پرو (4 بر صفر) و هلند (3 بر صفر) شکست خوردیم. من حتی با بحث تغییر نسل و از بین رفتن نسل طلایی فوتبال هم مخالفم، چرا که به نظر من در ایران 10 میلیون فوتبالیست متوسط رو به بالا وجود دارد که با توجه به بهبود شرایط تغذیه، بهداشت، درمان و ژنتیک از دوره ما هم بسیار بهتر است. به نظر من به قول کفاشیان باید مثل کره و ژاپن 5 سال قهرمانی را ول کنیم و به کار پایه ای بچسبیم، چرا که نتیجهگیری در فوتبال درست مثل ثمردهی یک درخت است.
5- نباید از کاهش عرق ملی گذشت البته من با دو قطبی شدن فوتبال مخالفم چرا که راه پویایی فوتبال را می گیرد، اما با توجه به پولهای هنگفتی که وارد فوتبال شده عرق باشگاهی را تحت تاثیر قرار داده، چه برسد به عرق ملی که مطمئنا با این اتفاق ضعیف خواهد شد. فوتبال ایران می تواند با استعدادیابی خوب، توزیع متوازن امکانات، تمرکززدایی، تاسیس آکادمیهای فوتبال باشگاهها، ساماندهی مدارس فوتبال و جلوگیری از برگزاری بازیهای فرسایشی باشگاهی و منطقهای شدن فوتبال باز هم به بام آسیا بازگردد.
















