برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

بمان آقای کفاشیان! بمان!؟

این روزها انتقاد ساده ترین کار دنیاست، انتقاد از فوتبال، از سرمربی، از بازیکنان و از مدیریت فوتبال؛ اینکه او باید برود، این باید برود، فلانی باید می رفت و بهمانی حقش فوتبال نیست.

فوتبال مدیا- این روزها انتقاد ساده ترین کار دنیاست، انتقاد از فوتبال، از سرمربی، از بازیکنان و از مدیریت فوتبال؛ اینکه او باید برود، این باید برود، فلانی باید می رفت و بهمانی حقش فوتبال نیست. خودشان البته بهتر می دانند مشکل کجاست، چون قلم توانایی نوشتن «آن» مشکلات را ندارد به «این» موضوعات دم دستی می پردازند، به جای «علت» به «معلول»ها چسبیده اند و در همان حول و حوش انتقاد می کنند و می نویسند. شکست فوتبال ایران از دیپلماسی اش تا زمین سبزرنگ تابع «جریان» است، آنهم جریان «بالادستی»؛ وقتی در کشوری با وزیر امور خارجه اش اینگونه خداحافظی می شود، وقتی در جامعه ای بلوتوث «مرگ» جوانی عمق فاجعه را به تصویر می کشد، وقتی در حوزه فرهنگی شاهد فیلم هایی تا این حد «سطحی» و «هجو» هستیم از فوتبال این مجموعه به هم چسبیده چه انتظاری دارید؟ انتظار، همان سطح ما ورزشی نویسان است، سوار بر موج «احساس» و بهم ریختن بازی برای «هیجان» بیشتر و «سوژه»های جذاب تر... فوتبال برشی از وضعیت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است، اگر انتظارتان در حوزه های دیگر برآورده شده پس از «این» فوتبال هم انتظار داشته باشید.


سه- علی کفاشیان زاییده جریان «دولتی» است، جریانی که با هدف تصاحب فوتبال در همه ابعاد به میدان آمد و با شکست فوتبال به گوشه ای رانده شد و سعی کرد حضور پررنگی در فوتبال نداشته باشد. کفاشیان مدیری تمام قد دولتی است و نظریه اش برای اداره فدراسیون فوتبال اینگونه بود:«من باید با سازمان تعامل داشته باشم تا بتوانم اعتباراتم را جذب کنم» فدراسیونی که طبق نظریه او نمی توانست خصوصی باشد:«اصلا اعتقادی به خصوصی سازی ندارم بلکه باید دولت باشد و پول بگذارد وگرنه فوتبال تعطیل می شود» چنین مدیری راس فوتبال ایران را در دست دارد اما شک نکنید که این فوتبال از حوزه های دیگر جلوتر است. توجه به زیرساخت ها در این فدراسیون بیش از پیش است و این نکته ای است که در سطح جامعه چنین پروسه ای را نخواهید یافت. لیگی منظم در فوتبال ایران برگزار می شود که تقریبا بی نظیر در تاریخ فوتبال ایران بوده و هرساله بهتر هم می شود و این در حالیست که فقط نگاهی به پروازهای پر از «تاخیر» و «لغو» هواپیماهای ایرانی بیاندازید تا متوجه این شکاف شوید. در فوتبال ایران سطح «انتقاد» بسیار بالاست، سطحی که بلااستثنا در همه حوزه ها آنقدر پایین است که شاید این روزها «جرات» نوشتن و گفتن هم نباشد و هزینه بسیار بالایی دارد. سقوط فوتبال ایران از نظر شما با سقوط هواپیماهای ایرانی چقدر تفاوت دارد؟ آیا می توان نسبتی میان آنها برقرار کرد؟ فوتبال از خیلی از حوزه ها جلوتر است، سطح فوتبال ایران همین است، سطحی که سرپرست تیم ملی را کسی انتخاب می کند که زبان انگلیسی نمی داند! از چه گله داریم؟ از دست چه چیزی عصبانی هستیم؟ از خنده های اعصاب بهم زن کفاشیان یا نتایج سقوط واره فوتبال ایران در همه رده ها؟ مگر در جای دیگر موفق بوده ایم؟


دو- علی کفاشیان باید بماند! این جمله را باید «محکم» نوشت، باید از آن دفاع کرد و برایش هزینه هم داد. آنها که می نویسند کفاشیان باید برود دو دسته اند، دسته ای که به «صلاح» فوتبال فکر می کنند و دسته ای که به «منافع خود» می اندیشند. اتفاقا آنها که خواستار «ماندن» کفاشیان هستند هم به همین دو دسته تقسیم می شوند و این «انطباق» عجیبی است. دسته اول مخالفان کفاشیان اعتقاد دارند که ناف کفاشیان را با «سقوط» بریده اند و او به دلیل آشنا نبودن با فضای فوتبال، تصمیمات اشتباه می گیرد و به عنوان مدیر دولتی باید برود و «استعفا» دهد و دسته دوم هم به دنبال نشستن «مهره» خود روی صندلی ریاست هستند. دسته دوم موافقان کفاشیان هم به «صندلی»خود می اندیشند اما دسته اول موافقان کفاشیان شاید چندان موافق با «شخص» کفاشیان نباشند اما به «فوتبال» فکر می کنند. اینکه با رفتن کفاشیان «بدعت» کنارگذاشتن و استعفاهای اجباری همچنان در فوتبال ایران می ماند، بدعتی که از دوران مصطفوی آغاز شد، صفایی ادامه داد و دادکان آنرا به بدترین شکل چشید و حالا علی کفاشیان در این مسیر قرار گرفته است. یکبار برای همیشه باید این بدعت از بین برود و سنت شکسته شود. نویسنده طرفدار این تفکر است، تفکری که به «برنامه» می اندیشد و «جایگاه» را به رسمیت می شناسد، جایگاهی که باید شخصیت داشته باشد و با «تغییر»ات پی در پی نباید تبدیل به «عادتش» کرد. کفاشیان باید بماند تا فوتبال در مسیر درستش قرار بگیرد، مسیری که در درازمدت به نفع فوتبال است، اصلاحاتی که باید «زمان» بخرد و ما ملت «وقت نشناس» هر دم به دنبال «انقلاب» هستیم!


یک- آقای کفاشیان! البته ما هنوز انتقاداتمان را به یاد داریم. اینکه چقدر ساده بودی و از صداقتت در همان مجموعه فدراسیون سوءاستفاده شد، اینکه «برخی» از کنار تو و جایگاهت به خیلی جاها رسیدند، اینکه ناکامی های دوره یکساله دل خیلی ها را شکاند، اینکه استعفایت از کمیته اجرایی AFC فراموش ناشدنی است و بخشش آن به همین راحتی ها نیست و فوتبال ضرر هنگفتی کرد، اینکه مدیری دولتی برای روسای سازمان تربیت بدنی هستی، اینکه وضعیت کمیته بازاریابی ات نگران کننده است، اینکه کمیته فرهنگی و بین الملل برای خودشان یکه تازی می کنند، اینکه کمیته داوران پر از مشکل است، اینکه «خنده هایت» بعضی اوقات توهین آمیز می شود، اینکه انتخاب سرمربیان رده های مختلف نابسامان است و ده ها انتقاد تند و تیز دیگر...همه این مسائل را در ذهن داریم اما دلیل نمی شود تن به «بدعت های ناثواب» بدهیم، بدعت هایی که یکی از «علت»های اساسی ناکامی ما بوده است.


صفر- مشکل فوتبال ایران را به دلایل بسیاری نمی توان بررسی کرد، بررسی مشکلات و «علت»های فوتبال ایران نتیجه روشنی دارد:«80درصد این آدم ها باید بروند» مشکل فوتبال ایران خیلی ها هستند، شاید از همان رئیسی که در همه چیز دخالت می کند تا علی کفاشیان و آن مدیر و این کارشناس و فلان سرپرست و بهمان بازیکن... مشکل در نگرش هاست، مشکل در سیاست هاست، مشکل در «آدم»هاست. حالا که اینها نمی روند و فوتبال درست نمی شود، پس با رفتن کفاشیان اتفاق تازه ای نمی افتد، همین تسلسل باطل ادامه دارد و برای همین باید با رفتن کفاشیان مخالف بود. مشکل به آن یکی برمی گردد که در تلویزیون و بازی دوم غرق در تیزهوشی قطبی می شود و بعد از شکست اعتقاد دارد فیلم مانع چیدن قطبی در کره موجود است! مشکل به این یکی برمی گردد که قبل از جام نمره بییست می خواست و قبل از بازی کره به اصرار و با وجود مخالفت های سرمربی ساعت 12ظهر با بازیکنان جلسه «اجباری» گذاشت. اشکال از همانی است که در طول جام ملت ها برای جایگاهش در ترکیب «سکوت» کرده بود و حالا هرجا علیه تیم حرف می زند. اشکال کاپیتان خوش نقش است که قطبی را به باد انتقاد گرفته است تا بازی های کم فروغش را توجیه کند و دلیل می آورد حالا مرا جلوی رئال ببینید و متوجه نشدید که سرمربی نگذاشت ما استراحت کنیم؟ اما امروز می دانیم که آنها از لیست 18نفره تیمشان هم خط خورده اند! مشکل همینی است که بعد از شکست کره قطبی را دلال می خواند و اعلام می کند که از او پول خواسته اند. مشکل او است که هنوز دوست دارد در انتقاد از فوتبال ایران همه چیز را به «پشت دست» و «کف دست» ربط دهد. اشکال ما هستیم، ما که آنقدر سطحی نگر شده ایم که تنها تیترهای جنجالی ما را مجاب می کند تا مطلبی بخوانیم. مشکل منم که نوشته هایم بدون مطالعه است، فضا را نمی توانم ترسیم کنم و از حوزه های دیگر هیچ اطلاعی ندارم. مشکل همه «ما» هستیم، همه ما باید «تصفیه» و شاید «تسویه» شویم، جامعه ای که «نق» زدن را دوست دارد و همیشه «تغییر» و «تنوع» می خواهد...جامعه ای سیاه و سفید با آدم هایی شرطی، انسان هایی که سطحی هستند، کم عمق و تاثیرنگذار! حالا که همه ما می خواهیم بمانیم و همینگونه باشیم، پس چه اصراری به رفتن کفاشیان است؟ بیایید دور هم خوش باشیم

علی اعلائی

تاریخ: 1389/11/18
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: