ایران و عربستان در تعقیب یکدیگر!
اخراج سرمربی تیمهایی مثل عربستان، امارات یا قطر کاملا به یک اتفاق عادی تبدیل شده و تعجب کسی را برنمی انگیزد. عربستانیها در 10 سال اخیر، 12 مربی مختلف را به عنوان سرمربی تیم ملی خود معرفی کرده اند، در حالی که آلمان در تاریخ 103 ساله خود فقط 10 مربی داشتند.
شاید برای آلمانیها آمار اخراج مربیان تیمی مثل عربستان خنده دار و تعجب آور باشد اما این در ایران نمیتواند اتفاق حیرت انگیزی باشد. این روزها در حالی ماجرای امضای قرارداد کارلوس کرش با فدراسیون فوتبال ایران به مراحل پایانی خود نزدیک میشود که فوتبال ایران از نظر تغییر مربی در عرصه ملی، آماری حیرت انگیزتر از تیمهای عربی را از خود به جای گذاشته است. مقایسه میزان جابه جایی مربیان در تیمهای اروپایی و تیمهای حاشیه خلیج فارس به خوبی تفاوت تفکر حرفهای و آماتور را در فوتبال بهتصویر میکشید.
آلمان (4 مربی)
دهه گذشته از نظر تغییر و تحول روی نیمکت برای ژرمنها کمی خجالتآور بود! آنها تا قبل از سال 2000 بهطور میانگین و در هر 10 سال یک مربی عوض میکردند اما در این یک دهه، 4 بار مربیان خود را تغییر دادند. ابتدا اریش ریبک به دلیل نتایج ضعیف در یورو 2000 بر کنار شد و جای خود را به رودی فولر داد. فولر هم به دلیل اتفاقی مشابه در سال 2004 جای خود را به کلینزمن داد و کلینزمن پس از سوم کردن تیم تحت هدایتش در جامجهانی 2006، جای خود را به دستیارش یواخیم لو سپرد. آلمان در این مدت به دو عنوان سومی جامجهانی، یک نایب قهرمانی جهان و یک نایب قهرمانی یورو بسنده کرده است. این درحالی است که یک دهه قبل، یعنی زمانیکه ثبات بیشتری بر کادر فنی آنها حاکم بود و فقط دو مربی در این یک دهه هدایت آلمانها را بر عهده داشت، این تیم توانست یک بار قهرمان جهان، یک بار قهرمان یورو و یک بار هم نایب قهرمان یورو شود. تنها در مدتی که یواخیم لو سر مربی آلمان بوده، ایران شش سرمربی عوض کرده که به احتمال فراوان هفتمین مربی هم در راه است.
فرانسه (4 مربی)
فرانسویها زمانی که فوتبال قدرتمندی نداشتند دست به تعویض مربیشان خوب بود اما از عصر میشل هیدالگو به بعد، آنها هم فلسفه فرصت دادن به مربی را آرامآرام آموختند. نتایج بد این تیم در جامجهانی 2002 باعث شد ژاک سانتینی جایگزین روژه لومه، مربی قهرمان یورو 2000 شود. سانتینی در تمام دو سالی که سرمربی فرانسویها بود، 78 درصد بازی هایش را برد که بهترین رکورد در بین مربیان تاریخ این تیم است و تنها 4 تساوی و 2 شکست را تجربه کرد. او در نهایت استعفا داد و از تیمملی رفت و ریموند دومنک جایگزینش شد. دوره شش ساله حضور دومنک در اردوگاه خروسها اما تنها یک نایب قهرمانی جامجهانی و کوهی از آبروریزی را برای مردم این کشور به ارمغان آورد تا پیش از آغاز جامجهانی 2010 و قبل از علنی شدن افتضاحات این مربی، فرانسویها که به هیچ وجه امیدی به این تورنمنت نداشتند، لوران بلان جوان و آیندهدار را به عنوان جایگزین دومنک تعیین کردند.
اسپانیا (4 مربی)
ثبات در کارنامه نیمکت قهرمان یورو 2008، جامجهانی 2010 و صاحب فوتبال نوین هم دیده میشود. آبروریزی تاریخی اسپانیا در جامجهانی 1998 باعث شد خوزه آنتونیو کاماچو هدایت این تیم را بر عهده بگیرد. اسپانیا تحت هدایت این مربی با پنالتی هدر رفته رائول از یورو 2000 حذف شد و در جامجهانی 2002 هم به دلیل اشتباهات مرموز داوری با شکست در ضربات پنالتی مقابل کرهجنوبی حذف شد. این اتفاقات کاماچو را وادار به استعفا کرد تا ایناکی سائز، جایگزین او شود اما سائز هم در یورو 2004 یک تورنمنت افتضاح دیگر را با اسپانیا پشتسر گذاشت. تیمی که استخوانبندی آن را بازیکنان رئال مادرید تشکیل میدادند، در همان مرحله گروهی حذف شد. پس از این اتفاقات لوئیس آراگونس سرمربی اسپانیا شد. اسپانیا در جامجهانی 2006 در همان دور دوم حذف شد اما فرصتی که سیاستگذاران فوتبال این کشور به آراگونس دادند، باعث شد اسپانیا با یک فوتبال مسحور کننده، یورو 2008 را ببرد. آراگونس پس از این تورنمنت مأموریت خود را پایان یافته دید و استعفا داد تا ویسنته دل بوسکه به عنوان جانشین و ادامه دهنده فلسفه فوتبال او اسپانیا را به عنوان قهرمانی جامجهانی 2010 برساند.
هلند (5 مربی)
فرانک رایکارد پس از حذف هلند از یورو 2000 در خانه کنار رفت و لوئیس فانخال جایگزین او شد. شاهکار تاریخی فانخال و نرساندن هلند به جامجهانی 2002 عرصه را بر او تنگ کرد تا دیک ادووکات جایگزین او شود اما مشکل اینجا بود که کرویف به حضور ادووکات در تیم ملی هم علاقهای نداشت و حذف در مرحله نیمهنهایی یورو 2004 که با شکست مقابل تیم میزبان شکل گرفت، کافی بود تا ادووکات جای خود را به گزینه مورد تایید اسطوره هلندیها بدهد. مارکو فانباستن برای این پروسه بهترین گزینه بهنظر میرسید؛ هلندیها تصمیم گرفته بودند به او فرصت کافی را برای اجرای برنامههایش بدهند. به همین دلیل هم بود که وقتی هلند از جامجهانی 2006 حذف شد هیچ اتفاق غیر مترقبهای در این کشور رخ نداد اما حذف از یورو 2008 کمی قابل تأمل بود. پس از این اتفاق فانباستن هم رفت تا برت فانمارویک بیاید و با یک تغییر اساسی، نارنجیها را تا فینال جامجهانی 2010 هم پیش ببرد.
عربستان سعودی (12 مربی)
عربستانیها هم مثل ایران در تعویض مربی ماهرند با این تفاوت که از این 12 تغییر، 5 بار ناصر الجوهر روی نیمکت این تیم ظاهر شده است! نام بردن از تک تک مربیان عربستان و ذکر آبروریزیهای آنها و اینکه چرا الجوهر جایگزینشان شد یک سناریوی مشابه و تکراری است و تنها میتوان به ذکر اسامی اکتفا کرد. در این 10 سال علاوه بر الجوهر، میلان ماچالا، اسلوبودان سانتراچ، جرارد فاندر لم، خوزه، هلیو دوس آنخوس و خوزه پسیرو مدتی در این کاروانسرا توقف داشتند.
امارات (11 مربی)
وضع اماراتیها هم در این 10 سال بیشباهت به ایران و عربستان نبود اما آنها بالاخره به این نتیجه رسیدند که باید به مربیان فرصت داد و نگاه به فوتبال را کمی عوض کرد. در این 10 سال و تا قبل از کاتانچ، عبد الله مسفر، هنری میشل، تینی رویس، عبدالله سقر، جوبونفرر، روی هاجسون، اد دی موس، دیک ادووکات، برونو متسو و دومنک باتینی روی نیمکت امارات حضور داشتهاند. جالب است که اماراتیها فقط در سال 2001، 4 بار مربی عوض کردند اما با گذشت زمان کمی عاقلانهتر تصمیم گرفتند و امروز کار به جایی رسیده که آنها به مربیانی که میآورند، فرصت هم میدهند!
بحرین (12 مربی)
بحرینیها از حیث در اختیارداشتن استعداد در فوتبال، یکی از سطح پایینترین کشورهای خاورمیانه محسوب میشوند. بر خلاف عربستان که مربیان خارجی خود را اکثرا از کشورهایی با فوتبال تکنیکی مثل برزیل و پرتغال انتخاب میکرد، بحرینیها از آلمان، چک، برزیل، اتریش، کرواسی و فرانسه مربی میآوردند و دست آخر هم ترجیح دادند از مربیان داخلی مثل سلمان شریدا استفاده کنند.
نکته قابل توجه اینکه عربستان معمولا پس از ناکامی در تورنمنتهایی مانند جامجهانی و جام ملتها مربی عوض میکند اما در مورد بحرین با توجه به اینکه نرسیدن آنها به جامجهانی یا عدم صعود از دور گروهی در جام ملتها ناکامی تلقی نمیشد به این نتیجه رسیدهاند که هر وقت صلاح دانستند سرمربی عوض کنند.
ایران (12 مربی)
تیم ملی ایران از سال 2000 تا پایان سال 2010، 12 مربی مختلف را روی نیمکتش دیده. در سال 2000 جلال طالبی پس از جامملتهای آسیای پر حاشیهای که سپری کرد، از سمت خود برکنار شد تا ادمار براگای گمنام و برزیلی برای 3 بازی روی نیمکت تیم ملی بنشیند. پس از براگا، میروسلاو بلاژویچ مشهور به مدت کمتر از یک سال هدایت تیمملی را برعهده گرفت. برانکو ایوانکوویچ، دستیار بلاژ برای 10 بازی پس از حضور او روی نیمکت تیم ملی نشست و محمد دادکان به دلیل عملکرد موفق او در این مدت، به محض ورود به فدراسیون و در بهار 1383 او را به عنوان سرمربی تیمملی انتخاب کرد. در مدتی که برانکو رفت و برگشت هم همایون شاهرخی در 5 مسابقه سرمربی تیمملی بود و هدایت این تیم در برابر رقبای قدرتمندی مثل کامرون و اروگوئه را بر عهده گرفت. پس از برانکو، در مدت 4 سال، تیم ملی 6 مربی دیگر عوض کرد.
امیر قلعهنویی به مدت یک سال، علی دایی برای دو سال، افشین قطبی به مدت یک سال و نیم، منصور ابراهیمزاده تنها برای سه بازی، اریش روته مولر در یک بازی و در نهایت محمد مایلی کهن بدون حتی یک بازی دوستانه و رسمی یا حتی یک جلسه تمرینی از سمت مربیگری تیم ملی فوتبال ایران کنار رفتند. بدون در نظر گرفتن روتهمولر و ابراهیمزاده که شباهت زیادی به سرمربی تیمملی نداشتند، میانگین عمر هر سرمربی در تیمملی ایران مدتزمانی حدود یک سال بوده که آمار وحشتناکی محسوب میشود. نکته قابل توجه اینکه بازیهای تیم ملی «ب» با مربیگری پرویز مظلومی در تورنمنت غرب آسیای سال 2007 و بازی تیم امید ایران و بوتسوانا هم از نظر فیفا بازی رسمی محسوب شده است و با لحاظ کردن این بازیها، تیمملی در یک دهه اخیر 14 مربی مختلف را به خود دیده است!
گل
















