برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

پس از انصراف "کرش" ؛ آیا سناریوی حضور ژنرال در تیم ملی به سرانجام می رسد؟!

دوست دارم کنار کرش هم کار کنم. حتی مکاتباتی با باشگاه آرسنال کرده‌ام که در تعطیلات لیگ به این باشگاه بروم و کار آرسن ونگر را از نزدیک ببینم!

علی رفسنجانی / پارس فوتبال

کرش، کوئیروز، کوئیروش، کروش و... دیگر تلفظ و حتی دانستن نامش هم اهمیتی ندارد، چرا که حوالی بامداد سه شنبه در برنامه پربیننده 90 از سوی علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال خبری فوق العاده غافلگیر کننده رسید، مبنی بر اینکه در زمان تمرکز این مربی خوش نام بر روی پرونده حضورش در ایران، یکی از اعضای خانواده او دست به سیاه نمایی زده تا «سرمربی احتمالی» قید حضور در فوتبال ایران را بزند و بر همین اساس این مربی نیز با ارسال ایمیلی از حضور در تیم ملی فوتبال ایران عذر خواهی می کند و انصراف می دهد؛ که البته این تلاش ناصواب عضو خانواده کرش، در مقایسه با مذاکرات چندین روزه فدراسیون فوتبال، چقدر زود به پاسخ رسید!

دقیقا مثل همان ماجرای تاریخی و مضحک خاویر کلمنته اسپانیایی که در آن، مسئولان فدراسیون فوتبال تا آخرین لحظات نام کلمنته را بعنوان سرمربی تیم ملی معرفی کردند اما به یکباره مخالفت نوه چند ساله وی باعث شد تا تمامی رشته ها پنبه شود و باز، روز از نو روزی از نو.

طی روزهای اخیر شاید کمتر کسی باشد که در مورد فوتبال ایران و آسیا بخواند و نام "کارلوس کرش" و صد البته بحث مذاکرات او با فدراسیون فوتبال و حمایت های اهالی موجه فوتبال کشورمان از کرش، به گوشش ناآشنا بیاید.
بر همین اساس سعی می کنم تا «خبر آخر» و عدم حضور "کرش" در فوتبال ایران را نیز مقدمه ای قرار بدهم برای، ننوشتن در مورد وقایعی که رخ داد و البته پرداختن به این موضوع از زاویه ای دیگر.

اگر اخبار پیرامون انتخاب سرمربی آینده تیم ملی – پس از ناکامی ایران در جام ملتهای آسیا – را دنبال کرده باشید، قطع به یقین نام نامزد همیشگی هدایت تیم ملی ایران، یعنی امیر خان قلعه نوعی را نیز دیده اید.

در یکی از این اخبار، ابتدا تحلیل نگارنده و سپس اظهار نظر قلعه نوعی آورده شده بود:«قلعه نویی که پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی برای بازی دوستانه با تیم روسیه را نپذیرفت علت آن را مسایل کاری اش عنوان کرد و در واکنش به نظرات برخی کارشناسان که معتقدند سرباز وطن در هر مقطع و تحت هر شرایطی باید مسؤولیت و تکلیف ملی اش را انجام دهد و قلعه نویی بهتر بود این پیشنهاد را حتی در صورت موقت بودن، قبول می کرد، گفت: صحبت مسؤولان فدراسیون برای پذیرفتن سرمربیگری تیم ملی فقط برای بازی با روسیه بود که من به دلایلی آن را نپذیرفتم، آنها سرمربیگری طولانی مدت تیم ملی را که پیشنهاد نکردند.»!!

موضوع اما به همین جا ختم نشد چرا که پس از حضور "کرش" در ایران، میزان هیجان امیر خان نه تنها کم نشد که گویا دهها برابر افزایش یافت. او در همان ابتدا، انتخاب کرش را به کمیته فنی تیم ملی و غیر مستقیم به خودش نسبت داد و گفته بود:«ما [برای انتخاب گزینه سرمربی تیم ملی] دو گزینه داشتیم، یکی کارلوس کرش و یکی هم روژه لومر. در جلسه کمیته فنی اسم این دو نفر را مطرح کردند و در مورد آن‌ها خیلی بحث کردیم. من در همان جلسات گفتم که بازی پرتغال شباهت بیشتری به بازی ما دارد تا بازی تیم ملی فرانسه. پرتغالی‌ها از نظر فوتبالی شباهت بیشتری با ما دارند.»

قلعه نوعی در ادامه با ابراز آرزوهایش، بحث حضور در تیم ملی را دوباره عنوان کرد:«دوست دارم کنار کرش هم کار کنم. حتی مکاتباتی با باشگاه آرسنال کرده‌ام که در تعطیلات لیگ به این باشگاه بروم و کار آرسن ونگر را از نزدیک ببینم.»

با این حال و پس از به نتیجه نرسیدن مذاکرات با کرش، حالا یکبار دیگر به نقطه صفر رسیده ایم. همانجا که در گذشته نیز ثابت کردیم دیگر نمی توان محاسبات آینده را منطقی و با حوصله رقم زد و البته با توجه به صحبت های جدید کفاشیان، احتمال هرگونه اتفاقی وجود دارد.

بله! بعد از ناکامی تیم ملی در جام ملتها و رفتن افشین قطبی از «این فوتبال»، و نیامدن کارلوس کرش ها، فوتبال ما همچون گذشته ای نه چندان دور باز آبش گل آلود شده است و ماهیگیران با طراحی سناریوهای جدید و البته پیشنهادات ساختگی، در انتظار نشسته اند تا دوباره به نیمکت بزرگ و گرانمایه تیم ملی ایران برسند؛ نتیجه نگیرند، حذف شوند و باز دوباره برای ما از بایرلورکوزن و «توفیق نامه کریستف دام» بگویند..

تاریخ: 1389/11/27
موضوع: فوتبال
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: