نیمه شب ، خورشید مىتابد زشرق آفرینش، اختر امید مىتابد
زمین و آسمان «مکه» آن شب نور باران بود و موج عطر گل در پرنیان باد مىپیچید، امید زندگى در جان موجودات مىجوشید هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود. شبى مرموز و رؤیایى به شهر«مکه» مهد پاکجانان، دختر مهتاب مىخندید. شبانگه ساحت «ام القرى» در خواب مىخندید، زباغ آسمان نیلگون صاف و مهتابى دمادم بس ستاره مىشکفت و آسمان پولک نشان مىشد صداى حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ به سوى کهکشان مىشد.
دل سیارهها در آسمان حال تپیدن داشت و دست باغبان آفرینش در چنان حالت سر«گل آفریدن» داشت.
خانه«ام القرى» در انتظار رویدادى بود شب جهل و ستمکارى به امید طلوع بامدادى بود. سراسر دستگاه آفرینش اضطرابى داشت و نبض کائنات از انتظارى دمبدم مىزد که:
امشب، نیمه شب خورشید مىتابد ز شرق آفرینش، اختر امید مىتابد.
میلاد فرخنده و مسعود خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص) و سالروز ولادت امام جعفر صادق(ع) بر تمامی مسلمان و شیعیان جهان مبارک باد.
کمیته فرهنگی فدراسیون تنیس
















