برای استفاده از همه امکانات سایت باید جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید.

مامان ، بابا ، نیایید فیکس نیستم !!

کریم بنزما از آن دست بازیکنانی نیست که بخواهد نقشی بازی کند یا این که احساساتش را بیرون بریزد . اما بازیکن فرانسوی ، در خلوت خود ،‌بازیکنی احساساتی است . اتفاقی که در عصر سه شنبه ،‌ساعاتی پیش از بازی با لیون رخ داد این اتفاق را ثابت می کند . بنزما وقتی فهمید که قرار نیست که در برابر تیم سابقش فیکس باشد ، دنیا روی سرش خراب شد . می دانست که با آمدن امامنوئل آدبایور و اعتمادی که خوزه مورینیو به او دارد ، شاید فیکس شود اما همچنان چشم امیدش به مربی بود .
به گزار ش مرجع خبری رئال او در بازیهای اخیر تیمش تاثیرگذار ظاهر شده بود و در شرایط بدنی خوبی قرار داشت . او پنجاه بلیط خریده بود تا دوستان و خانواده اش از نزدیک بازی او را ببینند و خیلی خوشبین بود .اما اوضاع بر وفق مرادش پیش نرفت ، وقتی فهمید که قرار نیست فیکس باشد ، تلفنش را برداشت و به پدر و مادرش، عفبف و ملیکا زنگ زد و گفت :" مامان ، بابا ،‌نیایید ، فیکس نیستم . " صدایش آمیخته با غم بود . مشابه اتفاقی که ایکر کاسیاس پیش از فینال چمپیونزلیگ سال 2002 در گلاسکو انجام داد .
همین اتفاق باعث شد که مادر بنزما تصمیم بگیرد که در خانه اش در برون ، در حومه لیون بماند اما پدرش تصمیم گرفته بود که به استادیوم ژرلاند برود و اتفاقا پاسخ خوبی هم گرفت ، کریم خوش درخشید و یک گل مهم را در تاریخ رئال مادرید به ثمر رساند .
کریم پیش از بازگشت به مادرید به دوستان نزدیکش گفت :" آماده بازی بودم و فکر می کردم که شاید بتوانم فیکس باشم . " او به احترام تیم سابقش خوشحالی نکرد اما واقعیت این بود که دلش آشوب بود .
یک تجربه پر رمز و راز برای کریم . حالا او می تواند که با خوش بینی بیشتری به آینده اش در رئال مادرید فکر کند ،‌ کار او از روز شنبه آغاز خواهد شد .

گل

تاریخ: 1389/12/6
موضوع: فوتبال
کلمات کلیدی: ، ،
اشتراک گذاری:          
لینک کوتاه:

نظرات
نام:
ایمیل:
وب سایت:
متن:
کد امنیتی:کد امنیتی
تکرار کد امنیتی: