پاس طلایی دایی به کاشانی
من قبول دارم که این اتفاق افتاد و آن را انکار نمیکنم. بعضیها میخواستند این مساله را ماستمالی کنند؛ اما این بار اول نیست که در باشگاه از این اتفاقات میافتد، اما حیف باشگاهی مانند پرسپولیس است که با این عظمت باید شاهد حضور این افراد در خود باشد. افرادی که نمیدانم اسمشان را چه بگذارم و نمیدانم چرا این کارها را میکنند. بله، آن فردزمانی که من مشغول حرف زدن با آقای کاشانی بودم وآمادگی درگیری نداشتم یک مشت هم به صورت من حواله کرد»
دایی در کنفرانس بعداز بازی بافولاد این بار نه از گالیور حرف زد ونه قصه ماجراهای پینوکیو را تعریف کرد.او اما از حوادثی گفت که به حادثه های سریال سندباد شبیه است!
شهریار عاقلانه ودر آرامش توپ را به زمین حبیب کاشانی انداخت تا از این به بعد همگان منتظر پابه توپ شدن سرپرست باشگاه پرسپولیس باشند.او خود را دوستدار پرسپولیس وکاشانی دانست واز وی خواست اگر 10 درصد این دوست داشتن را دارد وارد ماجراشود.
سرمربی پرسپولیس هم مثل بسیاری از اهالی فوتبال ما نکات مبهم وناگفته داشته که لازم ندیده آنها را بازکند که از آن جمله می توان به اتفاقات اردوی تیم ملی در امارات اشاره کرد که در دوران مربیگری او رخ داد ودایی در برنامه 90گفت ترجیح می دهم آن را نشکافم.اینکه حالا او تصمیم گرفته سیاست ماست مالیزاسیون رایج در باشگاه های ایرانی را زیرسئوال ببرد وآشکارا از مشت خوردنش سخن براند اتفاق کمی نیست.
کسی که روزی در اردوی تیم ملی بارضا شاهرودی درگیرشد وهنوز «کله» مالدینی وطنی را حداقل تایید نمی کند واین در حالی است که آن اتفاق علنی شواهد متعددی داشت یا هم اویی که نمی گوید روزی در هواپیمای تیم ملی چون در ردیف جلو نشسته بود،با مشت احمدرضا عابدزاده ناچارشد کسوت را رعایت کند وبه صندلی های پشتی برود،حالا به راحتی از کتک خوردن خود در محیطی با کمترین شاهدمی گوید والبته زاویه دید مخاطب را به نکات ظریفی اشارت می دهد.«در حالی که با کاشانی در حال صحبت بودم»
این جمله کلیدی یادآور رفتارهای فنی اوست. مهاجمی که تصور می شد پاس دادن را بلد نیست وتنها چارچوب شناس قابلی به حساب می آید در کارنامه اش پاس به خداداد در برابراسترالیا ومهدوی کیا در بازی با آمریکا را دارد.این جمله او اونداختن توپ به زمین حاج حبیب هت تریک دایی در پاس های طلایی است.
شهریار از مدارای کاشانی گلایه می کند ومی پرسد چرا بوقچی ها مقابل دفتر کارم،منزلم یا مغازه هایم دعوا نمی کنند؟نه این است که باشگاه را محیط امنی برای تخلف خود می دانند؟
این مصاحبه دایی را باید حساب شده ترین گفتگوی رسانه ای او پنداشت که جزء به جزء کلامش را با مفهوم واضح وپیام آشکار بر زبان آورد .حتی انجایی که از احتمال حضور هواداران خاص خودش می گوید که سکوها وراه پله ها را پر می کنند بازهم مرزبندی های بعدی اش را نشان می دهد.
حالا همه چشم ها به کاشانی است.کسی که مقابل دیدگانش ،سرمربی تیمش را کتک زده اند.او با پاس طلایی دایی چه می کند؟
















